اسطوره های دنیای مدرن(۱)
اسطوره ها روایت های زنده ای هستند که در رویای جمعی انسان ها و تمامی جوامع بشری وجود دارند و به حیات خود ادامه می دهند.اگر چه اسطوره ها در زمان و مکان تغییر شکل می دهند اما در کارکرد یکسان هستند.و دنیای مدرن نیز از اسطوره بی بهره نبوده است. به نظر متفکران علم اسطوره شناسی، در دنیای مدرن اسطوره های کهن به علم و تکنولوژی و با انگیزه های سیاسی- اقتصادی آمیخته بودند.
" رولان بارت"(1) به انتها رسیدن اسطوره را به معنای بی حرکت شدن جهان می داند.[6 –ص111] "میرچا الیاده"(2) جهان بشری را وابسته به اسطوره می داند و بر این اندیشه است که اساطیر در تمامی جوامع بشری حضوری زنده دارند. اما اگر اسطوره ها هستی دارند، در جهانِ مدرن کجایند. جایگاه گوهرینی که اسطوره در جوامع سنتی داشت چه شد.[2 – ص42] می توان پذیرفت انسان مدرن اسطوره ها را به مرتبه ای نازل کشاند و چندان اعتنایی به شناسایی شهودی طبیعت و رستگاری خویش نمی کرد و یکسره به " پراکسیس" (3)(= راه و رسم و کاربرد) صرف، استثمار طبیعت و شرایط اقتصادی زندگی می اندیشید.[8 – ص 16] آنگونه که "م. لوفلر- دلاشور"(4) عناصر دنیای مدرن را در دو مقوله خلاصه کرده است:
الف) شتاب زندگی در سایه اختراعات بشری
ب) گذر انسان از خلاقیت و تفکر انتزاعی- ذهنی به تفکر عینی
و همین عوامل را باعث تحلیل رفتن اسطوره ها در دنیای نو می دانست.[4 – ص152]
با آنکه در دنیای مدرن؛ علم، تکنولوژی و سلطه ی بشر بر نیروهای طبیعی، کارکرد و باور اساطیری کهن را کاهش داد. اما آمال و ترس های جدید جایگزین آنها شدند، انگیزه و ترس های امروزی همه چیز- حتی اسطوره- را در سیطره ی سیاسی – اقتصادی نظیر؛ تولید، مصرف، و رقابت قرار داد. بنابراین اساطیر مدرن؛ دمکراسی، آزادی، برابری، کمونیسم، جامعه اشتراکی، زوال قدرت، پول، رفاه، عمل و شتاب شدند که بازتابی از ترس ها و انگیزه های دنیای نو بود.[7 – ص20]
"فرانسوا لاپلانتین"(5) اساطیر دنیای نو را،" اسطوره تکنیک" و "اسطوره تاریخ" می خواند. وی بر این باور است که:" تکنیک وقتی بیانگر همه توانی جامعه تلقی می شود و مردم باور دارند که قطعاً و حتماً می تواند بشریت را پله پله به خوشبختی مطلق یعنی بهشت روی زمین برساند؛ محمل تام و تمام اسطوره ای حقیقی، پیشرو و نجات بخش می گردد. درک و فهم ما از تاریخ، بعینه همان درک و فهم انسان به اصطلاح بدوی از اسطوره است. در اندیشه ی ما، کنش تاریخ، چون کنش اسطوره است و حتی مهمتر از این، تاریخ خود اسطوره است".[5 – ص6] " پواور دارور"(6) رب النوع های کهن و نو و برابری آنها را اینگونه بیان می کند: رایانه معادل" منموزیه"(7) و تجسم حافظه یا" منمون"(8)(= کسی که به خاطر دارد یا به یاد می آورد) در یونان باستان است. رب النوع هایی که در یونان باستان حماسه روایت می کردند و همزمان چنگ می نواختند. وی همچنین به اساطیر بسیاری در دنیای امروز اشاره می کند که از حفظ و نگهداری جنازه های منجمد شده تا ویدئو را در بر می گیرد. جنازه های منجمد، رویای جاودانگی روحِ پس از مرگ را به خاطر می آورند که می خواسته اند با نوشیدن مهرداروی اساطیری به نوشدگی برسند. همچنین "ویدئو" را برابر با گفته دکارت می خواند آنجا که دکارت گفته بود " می اندیشم پس هستم". (9) " اما در نظر دکارت، مصدر کمال مطلق، خداست و اندیشه ی موهبتی است که او به آدمی ارزانی داشته است و در مورد ویدئو؛ برعکس، آنکه با ویدئو فیلم برداری می کند خود، خداست. " [7 – ص59 و 65]
رولان بارت یکی از اساطیر مدرن را بورژوازی در عالم هنر می داند و آن را اینگونه تعریف می کند: " توهّم بی مسئولیتی یا نوعی "معصومیت" است که آدم نابغه و کودک و شاعر، سه سیمای تلطیف شده و والایش یافته ی این اسطوره محسوب می شوند. امروزه با پیروزی بورژوازی، هدف مطلوب این است که هر چه بیشتر کودک بمانیم. کودکی و کودک و شیء، معیار صفا و صداقت و سادگی و خردگریزی و نزدیکی به طبیعت و فطرت اصلی شده است. "[7 – ص 34]
" جوزف کمبل"(10) به نوعی دیگر اسطوره های نو را مطرح می کند. وی از اتومبیل و هواپیما یاد می کند که برابر با اساطیر کهن شده اند و درون رویاهای بشرامروزی راه یافته اند و با تخیل او درآمیخته اند. اتومبیل و هواپیما بازتابی از تخیل رها شدن و نمادی از پرنده اند؛ بیانگر رهایی روح از قید زمین می باشند.[9 – ص41] " ژرژ سورل"(11) اساطیر مدرن را با مسائل سیاسی- اجتماعی پیوند می زند و به اعتصاب کارگران در اوایل نیمه دوم قرن بیستم به عنوان اسطوره اشاره می کند. وی بر این اعتقاد است که هدف های کارگران- که به خاطر ان دست به اعتصاب زدند- هیچگاه تحقق نپذیرفت و نخواهد پذیرفت اما یک واقعیت تاریخی اند و بیانگر اسطوره آینده بشری.[11-ص214]
---------------------
ادامه دارد....
--------------------------------------------------------------------------------
1- Roland Barth-۱
2- Mirca Eliade-۲
3- Praxis-۳
4- M.Loeffler – Delachaux-۴
5- Francois Laplantine-۵
6- Olivier Poiver Darvor-۶
7- Mnemosune-۷
8- Mnemon-۸
9- “ Cagiato ergo sum” – “ Video ergo sum”-۹
10 Joseph Campbell-۱۰
1- ۱۱- Georges Sorel
----------------------------------------------------------------------------
[شماره منبع، شماره صفحه]
منابع
1- اسماعیل پور، ابوالقاسم؛ اسطوره، بیان نمادین؛ انتشارات سروش، تهران، 1377.
2- الیاده، میرچا؛ اسطوره، رویا، راز؛ رویا منجم؛ انتشارات فکر روز، تهران، چاپ دوم، 1375.
3- الیاده، میرچا؛ چشم اندازهای اسطوره؛ جلال ستاری؛ انتشارات توس، تهران، 1362.
4- دلاشو، م. لوفلر؛ زبان رمزی افسانه ها؛ جلال ستاری؛ انتشارات توس، تهران، 1364.
5- دلکو، ماری، و دیگران؛ جهان اسطوره شناسی(2)؛ جلال ستاری؛ نشر مرکز، تهران، 1378.
6- روتون، ک.ک.؛ اسطوره؛ ابوالقاسم اسماعیل پور؛ نشر مرکز، تهران، 1378.
7- ستاری، جلال؛ اسطوره در جهان امروز؛ نشر مرکز، تهران، 1376.
8- شایگان، داریوش؛ بت های ذهنی و خاطره ازلی؛ انتشارات امیرکبیر، تهران، چاپ دوم، 1371.
9- کمبل، جوزف؛ قدرت اسطوره؛ عباس مخبر، نشر مرکز، تهران، 1377.
10- مورنو، آنتونیو؛ یونگ، خدایان و انسان مدرن؛ داریوش مهرجویی؛ نشر مرکز، تهران، 1376.
11- ولک، رنه، و آوستن وارن؛ نظریه ادبیات؛ ضیاء موحد و پرویز مهاجر؛ انتشارات عصر نو و علمی و فرهنگی، تهران، 1373.
