تبليغاتX
قاب بی شیشه

               اسطوره های دنیای مدرن (۲)

 

                                                     سیدرسول  معرک نژاد

 

          " آنتونیو   مورنو"(1) به ماجراهای قهرمانانِ داستان ها و کارتون های کودکان نظیر "سوپرمن" و    کارتون های والت دیسنی اشاره می کند و قهرمانان این گونه برنامه ها و داستان ها را برداشتی از اندیشه اسطوره ایی نیک و بد؛ روشنی و تاریکی می داند که در نهایت خیر بر شر چیره می شود.و بر این اندیشه است که؛ " همه ی این چهره ها و تصاویر، مثالی اند( پارادایمیک)اند زیرا احساسِ                " این همانی" و یکی شدن با الگوی اصلی را در انسان بر می انگیزاند و بدین سان واقعیت را تحقق پذیر می سازند."   [10- ص214] وی مظهر اسطوره های نیمه دوم قرن بیستم  را " هیپی" ها می دانست. آورده است؛ " تمنای بازگشت به امور ابتدائی و ساده، به اصل و منشاء امور؛ واکنش نشان دادن در برابر ضوابط و قواعدی که جامعه ای دروغین معمول داشته؛ قیام علیه قدرت مرجعیت و والدین، علیه موانع اخلاقی و قید و بندها، موهای بلند، لباس های نمایشی، پاهای برهنه و ضربه های طبل و موسیقی محلی و قومی، آزادی جنسی و برادری و اخوت ازلی، دعا و طلسمی که به خود می آویزند که یادآور قدرت سحر و جادوست؛ مواد مخدری که مصرف می کنند؛ که آنان را به جهان ناشناخته رویاهای شگفت آور و عوالم عرفانی فرا می تاباند. همه این تجلیات واجد ویژگی های سرنمون بهشت بر روی زمین است."[10- ص214]

در نیمه های قرن گذشته بیشترین قرابت با اسطوره را اصالت آریایی فاشیسم و کمونیسم داشتند زیرا هر دو به ساختار آغازین و ساختار معاد شناختی اسطوره اشاره دارند. مارکس در ظاهر، ریشه ی هر نوع آیین و اسطوره را از بُن قطع کرد، اما نظریه اش در جهان مدرن به اسطوره مبدل شد. نقش رستاخیزی و منجیِ دادگری در پرولتاریای رهایی بخش که در پایان در اندیشه دگرگونی نظام جهان و سلطه ی طبقه ی کارگر بود.[1- ص73]" اسطوره ای که مبتنی بر شعارهای سرنمون وار آزادسازی و رهایی و صلح و آرامش و از میان رفتن تضاد اجتماعی و طبقات و اجرای عدالتِ کامل و برخورداری از فیض زمینی غائی و آرمانی بود."[10 –ص212]

میرچا الیاده نیز به دو اسطوره دنیای مدرن؛ اسطوره نژادپرستی آریانیسم و اسطوره کمونیسم مارکسیستی و جنبه ی نجات بخشی آنها اشاره دارد. آریایی را الگویی برای " اعاده ی پاکی و نابی و خلوص نژاد، قدرت جسمانی، نژادگی و اخلاقی پهلوانی روزهای شکوهمند و پربار ازلیت" می خواند       و اسطوره کمونیسم را در " نمایان ساختن ساختار آخرت شناختی و هزاره گرایی" آن می داند.[3 – ص186]

 

به اواخر نیمه دوم قرن بیستم که نزدیک می شویم  اسطوره های قدرت، پول و نفت نمود بیشتری یافته اند و می توان بروز آنها را در تک جناحی قدرت و ابرقدرت یکطرفهِ غرب، واحد پول یورو در قاره اروپا، و جنگ های منطقه خلیج فارس و کشورهای نفت خیز شاهد بود.حتی در میان اندیشه و عمل نیروهای تروریستی همچون طالبان و القاعده و ...؛ در تفکر آنند تا جهان را با اندیشه های خود به رهایی برسانند و به دنبال جهان آرمانی اند که در آن همه چیز با تفکر ایدآلیستی آنان سازگار باشد.و حتی کشورهایی همچون آمریکا که خود را منجی و مدیر اجرایی برقرای دمکراسی در جهان می داند و به خود اجازه می دهند "رابین هود " وار داخل دیگر کشورها در برقراری دمکراسی و عدالت بکوشند. اسطوره هایی که در لباس هزار رنگ سیاست جلوه می کند با شخصیت های سیاسی زمانه با  آرمانِ برپایی آزادی و دمکراسی، این رویین تن های روایت اساطیری که می خواهند همانند شخصیت های برتر فیلم های      " وسترن" و " هالیوود" یک تنه بر تمامی شر و خباثت بشورند. و در نهایت جامعه را به سر منزل مقصود برسانند؛ بدین ترتیب باور الیاده مبنی بر این که در جهان مدرن رفتار اسطوره ای از میان نرفته است بلکه حوزه ی عمل آن تغییر کرده است ملموس تر جلوه گری کرده است.[2 –ص37]

 

.......................................................................................................................

منابع در قسمت اول آمده است. به اسطوره های دنیای مدرن (1) رجوع کنید
+ نوشته ٍS. R. Moarek Nejad |