(پيشگامان نقاشي نوگرا)
(قسمت سوم)
سيد رسول معرك نژاد
هنرمندان نسل اول نوگرايي در نقاشي معاصر ايران ،علاوه بر كوبيسم به مكتب امپرسيونيسم نيز گرايش نشان دادند. آثار نقاشان امپرسيونيست ايراني به دليل انتخاب موضوع كه در ارتباط با زندگي روزمره مردم بود و اينكه نشانه هايي از واقع گرايي را در خود داشت، مخاطب بيشتري را نسبت به ديگر مكتب هاي نقاشي مدرن به خود جلب كرد. از جمع اين نقاشان مي توان به «احمد اسفندياري » و«عبداله عامري» اشاره داشت.
احمد اسفندیاری
احمد اسفندياري (تولد1301 ش) از دومين دوره دانش آموختگان دانشكده هنر بود. درآثار اوليه اش دريافت غريزي اش از هندسه ايراني با رنگ هاي سبزآبي را كه ملهم از كاشي كاري هاي معرق ونقوش پارچه هاي سنتي و چهل تكه بودند به تصويركشيد. وي در ادامه فعاليتش به رنگ هاي گرم سوخته روي آورد و رد پاي سنت از آثارش محو شد تا جايي كه تابلوهايش نمايشي از «آبستره»(11) (Abstract Art) محض شدند و در مرز ميان تجربه ي بومي و جهاني جاي گرفتند.[23-ص16] او درباره ي سبك و خلق آثارش مي گويد؛« سعي كرده ام كارم چيز نويي باشد، اما از روال نقاشي خارج نشوم. از ديگري تأثير نگيرم. نو هر چند ضعيف باشد چون تازه است ارزش دارد. سبك اهميت دارد كسي كاري را به جايي مي رساند كه از آن بيشتر نمي رود. اين سبك اوست. هيچ جور مال ديگري نمي شود. ديروز آمدم كاري بسازم راضي نشدم ، پاكش كردم. كار را كه شروع مي كنم، كشيده مي شوم توي كار، هنرمند توي كار از خود كار الهام مي گيرد. شيوه كار من است كه تكه تكه كار كنم. رنگ را سرجايش مي گذارم رنگ ها را روي هم نمي مالم.» [23-ص165]
با مشاهده آثار اسفندياري آنچه بيش از همه جلب توجه مي كند، آرامش دروني نقاش است كه در لا به لاي فرم ها و رنگ هايي كه القاي فضاي ايراني مي كنند به چشم مي آيد. « شناخت عميق احمد اسفندياري از نوروسايه و كاربرد زيبا و به جاي آن در آثارش وتأثير درست او از نقاشي و تلفيق آن با تجربه شخصي و انتخاب رنگ هاي پخته و شفاف بازگشت هاي گاه و بي گاه او به طبيعت استفاده نور و شخصي از خطوط، و تنوع طلبي از مشخصه هاي آثاراحمد اسفندياري است.»[20-ص8]




عبداله عامری 
عبداله عامری (تولد 1301ش) درباره ی خود می گويد؛« از کودکی به نور و رنگ و صدا حساسيت داشتم، گرايش و تمايل اصلی من هميشه اين بود که بتوانم ارزش های والای انسانی را با زيبانيهای والای آفريده خدا نشان بدهم .طبيعت منبع زيبايي است، همه چيز در آن هست؛ خط، فرم ، كمپوزيسيون و نور. من در آن جلال خدا را می بینم. ارزش هایی که در این ارتباط به اثر هنری راه پیدا می کند هم نقاش را تعالی می بخشد هم تماشاگر اثرش را. بنابراین نقاشی می شود ابزار تزکیه روح. »[23-ص197]
عامری از هم دوره های اسفندیاری و جوادی پور در دانشکده هنرهای زیبا بود که به سال 1327شمسی با رتبه اول فارغ التحصیل شد و پس از آن در اداره آموزش وزارت فرهنگ و هنر به تدریس مشغول شد.او آثارش را با طبیعت سازی شروع کرد و به تدریج به مکتب پست امپرسیونیسم علاقه مند شد. در ادامه به فضاهای آبستره نزدیک شد. به سال 1334 شمسی در نمایشگاه جمعی به همراه پرویز تنالی ، سهراب سپهری و مهدی ویشکایی شرکت کرد. در بی ینال های تهران (1337- 1339ش) شرکت داشت و نمایشگاه انفرادی در تالار فرهنگ (1341ش) برگزار کرد. عامری پس ازآن کمتر به نمایش آثارش علاقه نشان داده و به خلوت عارفانه خود پناه برده است.




موج نوگرایی در میان هنرمندان نقاش نسل دوم شدت بیشتری گرفت و در آن عواملی چند مؤثر بودند از جمله؛ نمایشگاههای گروهی، تشکیل بی ینال های نقاشی و مجسمه و تأسیس نگارخانه ها. همانگونه که قبلا اشاره شد، هنرمندان نوگرا در آغاز فعالیت شان اولین نمایشگاه هایشان را در سفارت خانه های خارجی در ایران برپا می کردند و به تدریج بعد از کودتای 1332 شمسی بود که آثارشان در مراکز دیگری نظیر باشگاه مهرگان( محل تجمع معلمان لیسانسه) به نمایش در آمد و این گونه نمایشگاه ها از معدود نمایشگاه هایی بودند که آثار نوگرایان و سنت گرایان در کنار هم به نمایش گذاشته می شد. البته در این نمایشگاه ها نو پردازان در اقلیت بودند. چندی بعد، تغییر سیاست های فرهنگی حکومت به سود نوگرایان شد؛ اداره ی کل هنرهای زیبا ( وزارت فرهنگ و هنر) بسیاری از هنرمندان نو پرداز را به استخدام خود درآورد. و با حمایت های دولتی اولین بی ینال (12) تهران به سال1337شمسی برپا شد که فقط به آثار نوپردازان اختصاص یافته بود.[11-ص145]
اولین بی ینال تهران با همکاری" مارکو گریگوریان " شکل گرفت و در آن پنجاه وسه نقاش و مجسمه ساز ایرانی شرکت داشتند و با این بی ینال جنبش نوگرایی به رسمیت شناخته شد. برگزار کنندگان اهداف خود را این گونه برشمردند؛
ایجاد امکانات ، بررسی و ارزیابی آثار نو پدید ایرانی، آشنا کردن مردم با شیوه های هنرمدرن و انتخاب چند اثر توسط داوران ایرانی و خارجی برای ارائه در نمایشگاه های بین المللی».[7-ص8]
در ادامه، بی ینال دوم (1339ش)، بی ینال سوم (1341ش)، بی ینال چهارم (1343ش) و بی ینال پنجم(1345ش) برگزارشد.
برپایی و فعالیت بی ینال های نقاشی از چند نظر دارای اهمیت بیشتری نسبت به نمایشگاه هاي دیگر بود؛ « دارای اهداف روشن و مشخصی بودند، از تمام این پنج بی ینال کاتالوگ هایی جداگانه با مقدمه و مشخصات آثار چاپ شد و بر جا مانده است، تقریبا مورد استقبال اکثریت نقاشان مطرح زمان خود قرار گرفت، سهم عمده ای در تحولات بعدی نقاشی ومجسمه سازی نوگرای ایران داشته است.» [25-ص3]
و در مدت زمان کوتاهی نقاشی نوگرا به لحاظ موضوع و تکنیک و نحوه ی برخورد هنرمند با اثرش، تغییرات زیادی کرد از مهمترین آنها می توان از نقاشی «سقاخانه ای» که درخلال پنج بی ینال ظهور یافت نام برد.
در سال 1345شمسی (بی ینال پنجم) ازنقاشان کشورهای ترکیه و پاکستان نیز دعوت شده بود و پس از اتمام آن بدون هیچ توضیحی از سوی مسئولان و کارگزاران فرهنگی بی ینال ها تا پس از انقلاب اسلامی به فراموشی سپرده شد و سال 1370 شمسی مجددا فعالیت آنها از سر گرفته شد.
علاوه بر برپایی بی ینال ها، نگارخانه ها نیز نظیر؛ نگار خانه آپادانا، تالار رضا عباسی، تالار ایران در توسعه نقاشی معاصر ایران تأثیر داشتند. از نخستین نگارخانه ها می توان از نگارخانه آپادانا یاد کرد که سال 1328شمسی و به همت محمد جوادی پور ،حسین کاظمی و هوشنگ آجودانی در تهران تأسیس شد.[7-ص4]
تالار رضا عباسی نام نگارخانه دیگری بود که به همیاری اداره کل هنرهای زیبای تهران سال 1338 شمسی دایر شد اما بیش از دو سال نتوانست به فعالیت خود ادامه دهد. نگارخانه دیگر تالار ایران بود که آثار منصور قندریز، مرتضی ممیز، فرامرز پیلارام، مسعود عربشاهی ، صادق تبریزی و چند تن دیگر از هنرمندان را سال 1343شمسی به نمایش گذاشت و سیزده سال پا برجا بود. به همت رویین پاکباز در آنجا زمینه ای برای نمایش آثار، چاپ کتاب و مباحث هنری پدید آمده بود. این نگارخانه پس از در گذشت منصورقندریز (1344ش) به نام «تالارقندریز» تغییر نام داد.[5-ص154]
درمجموع تا سال 1356 در تهران بیست و پنج نگار خانه (گالری) خصوصی و دولتی برپا بود و از مهم ترین آنها «موزه هنرهای معاصر تهران» است که به سال 1356شمسی و با هدف حفظ و نگهداری آثار تجسمی هنرمندان معاصر ایران و جهان افتتاح شد.[22-ص58]
---------------------------------------------------------------------------------
11) آبستره يا هنرانتزاعي؛ شيوه اي كه در آن عناصر طبيعي به صورت خلاصه شده و موجز به تصوير در آمده اند و حتي در صورت افراطي به عناصر تجسمي به ويژه خط و رنگ تبديل شده و ترسيم شده اند.از پيشگامان اين شيوه ي هنر ي مي توان به واسيلي كاندينسكي (Kandinsky،1866-1944م) اشاره داشت كه براي اشاعه و فهم آثارش كتاب هاي؛ «معنويت در هنر » و«نقطه، خط، سطح» را منتشر كرد.
12) Biennale به معناي دوسالانه است و جشنواره و نمايشگاه آثار هنرمندان معاصر هر دوسال يك بار اهداف مشخص درآن برپا مي شوند. سابقه ي بي ينال به سال 1895 ميلادي باز مي گردد كه در ونيز برپا شده بود.
-----------------------------------------------------------------------
ادامه دارد....

