تبليغاتX
قاب بی شیشه
 

                      جنبش نوگرايي در نقاشي معاصر ايران

                                (پيشگامان نقاشي نوگرا)    

                                                 (قسمت آخر)              

سيد رسول معرك نژاد

 

 

در روند شكل گيري نقاشي معاصرايران و نسل دوم جنبش نوگرايي، زنان هنرمند نيز فعال بوده اند كساني هم چون شكوه رياضي، منصوره حسيني، بهجت صدر، ايران درودي، معصومه سيحون و پروانه اعتمادي.

 

شكوه رياضي ( 1300- 1341) دانشجوي رشته پزشكي بود كه درس را نيمه تمام رها كرد و به دانشكده هنرهاي زيبا رفت و سال 1325 شمسي فارغ التحصيل شد. براي ادامه تحصيل به بوزار پاريس رفت(1955م) و با نشان طلا دانشنامه خود را دريافت كرد. او به ايران بازگشت و به تدريس پرداخت. طراحي ها و چند تابلو و مجسمه باقي مانده از او، نشان دهنده مهارت و ديد تعليم يافته اوست. اما آنچه او را به عنوان هنرمندي تأثيرگذار و پيشرو مشخص مي كند، شيوه ي تعليم اوست كه طراحي صحيح و ديدن و كشف دو باره جهان پيرامون را به هنرآموزان خود مي آموخت. چنانكه بسياري از شاگردان آن روز او هنرمندان نامدار امروزند.[23-ص46]

      

 

      

منصوره حسيني (تولد1305ش) به سال 1328 از دانشكده هنرهاي زيبا فارغ التحصيل شد سپس به ايتاليا رفت و در آكادمي هنرهاي زيباي رم  (1333ش) به ادامه تحصيل پرداخت. منصوره حسيني از آن سال ها ياد مي كند، سال 1337شمسي و سال آخر اقامتش در رم كه نزد هنر شناس ايتاليايي « لئونللو  ونتوري »(Leonello Venturi ) رفته است و  نظرش را در مورد آثارش جويا شده است. ونتوري در اظهار نظري قاطع نقاشي ها ي منصوره حسيني را پنجاه سال عقب تر از جريان هنر معاصر خوانده و به او استفاده از خط كوفي را توصيه كرده است.حسيني مي گويد؛ « پنجاه سال از تاريخ عقب بودم. تشويق ها و تقديرها و جايزه هايم با يك جمله كشته شده بود. حس بودنم مرده بود. همان شب در بازگشت از روي كارت پستالي كه به ديوار اتاقم بود و نام پنج تن بر آن چاپ شده بود خط را به كار گرفتم.»[10-ص21]

      

 

        

 

      

 

بهجت صدر (تولد 1303) در اراك به دنيا آمد و از سال 1309شمسي به همراه خانواده اش ساكن تهران      مي شود به سال 1327 به دانشكده هنرهاي زيبا مي رود و سال1333 با رتبه اول در رشته نقاشي فارغ التحصيل مي شود. صدر به ياد مي آورد كه سال 1317شمسي معلم هنر او كه از پيروان مكتب كمال الملكي بود به او گفته بود كه استعداد نقاشي ندارد.[24-ص34]  به سال 1335 به ايتاليا مي رود و وارد آكادمي هنرهاي زيباي ناپل مي شود. در بي ينال سوم تهران جايزه بزرگ سلطنتي را از آن خود مي كند. سال 1343 شروع به خلق كلاژهايش مي كند. سال1346 در آثارش از اشياء نظير پرده كركره  استفاده مي كند. سعي او در ادامه بر اين بوده است كه  ما به ازاي طبيعت بيروني را با الفباي نقاشي انتزاعي در هم بياميزد و به تصوير بكشد. بدين منظور رنگ سياه، رنگ مسلط و مطلوب نقاشي هايش مي شود و « با تراشيدنش بافت نهايي اثر را عريان مي كند. فضاي منفي كه با حركت دست و كاردك براي برداشتن غلظت رنگ روي بوم پديد مي آمد هنرمند را به كشف لايه هاي زيرين ناهمرنگ كه زير پوشش سياه پنهان بود مي رساند. جستجوي لايه هاي زيرين اثر شايد حاصل بينش درونگراي يك شرقي بود كه از نظر اجرا شباهت  رفتاري با آثار هنرمندان آسيايي (مثلا ژاپن) مي يافت كه كمپوزيسيون اثر را با حركتي مطمئن و تجديد ناشدني فقط يكبار بر پرده مي آزمايند.» [24-ص20]

     کلاژ/ پرده کرکره

 

      

 

ايران درودي از جمله نقاشاني است كه به مكتب سوررئاليسم( 16) گرايش دارد. درودي به سال 1315در شهر مشهد به دنيا آمد. نه ساله بود به همراه خانواده به تهران و سپس سال 1954ميلادي به فرانسه رفت  و در دانشكده بوزار پاريس زير نظر « شاپلن  ميدي» نقاشي را  مي آموزد. اولين نمايشگاهش را سال 1958ميلادي در ميامي آمريكا  برگزار مي كند. در پاريس با « سالوادر  دالي» (1904- 1989م)- از بنيانگذاران مكتب سوررئاليسم در نقاشي وسينما- آشنا مي شود. درودي از دالي و نظر او در باره ي نقاشي هايش مي گويد؛   " سالوادر  دالي برايم هميشه از قديسين بوده و هست. روزي مجله « كارفور» چاپ فرانسه را نشانش دادم كه نوشته بود؛ فضاي سوررئاليست ها به هم شباهت دارد، همچنانكه در آثار سوررئاليست درودي فضايي از        « ماكس ارنست» يا دالي را مي توان ديد. دالي سخت خنديد و گفت؛ آنها تفاوت آفتاب و نورها را نمي بينند و تفاوت فرهنگ ها را نمي شناسند. نه! نقاشي شما شباهتي با آثار من ندارد. شما از فرهنگ  ديگري سيراب مي شويد و كار من از فرهنگ اسپانيا، فرهنگ خون و شن نشأت مي گيرد. هر نقاش اگر نقاش باشد فقط به خودش شبيه است."[15-ص127] و هنوز درودي در آثارش پاي بند به مكتب سوررئاليسم مانده است

      

 

                

 

       

درنهايت؛ نقاشي نوگراي ايران كه توسط پيشگاماني چون جليل ضياءپور، حسين كاظمي، جواد حميدي، احمد اسفندياري، محمد جوادي پور، شكوه  رياضي، ماركو گريگوريان، محسن وزيري مقدم، عبداله  عامري، هوشنگ  پزشك نيا و بهمن  محصص پايه ريزي شد در سال هاي بعد با نسل دوم نوگرايان به حيات خود ادامه داد. با آنكه در ابتداء با تلفيق صوري مكتب هاي غربي با عناصر تصويري ايراني  گونه اي ناهمگون را پديد آوردند اما در ادامه  و تلاش نسل هاي بعدي و در جريان بي ينال ها ي تهران به. جنبش «سقا خانه» و  «نقاشي – خط»  منجر شد.

-------------------------------------------------------------------------------------

منابع

1) آژند،يعقوب؛ادبيات نوين ايران؛انتشارات امير كبير؛ تهرانِِ 1363.

2) آغداشلو،آيدين؛ازخوشي ها وحسرت ها؛ نشر فرهنگ معاصر ، تهران،1375.

3) آغداشلو،آيدين ؛ سال هاي آتش وبرف؛ نشركتاب سيامك؛ تهران،1378.

4) اتينگهاوزن، ريچاردواحسان يارشاطر؛اوج هاي درخشان هنر ايران؛ هرمز عبدالهي ورويين پاكباز؛نشريه آگه؛ تهران،1379.

5) پاكباز،رويين؛ دايره المعارف هنر؛ نشرفرهنگ معاصر؛ تهران 1378.

6) پاكباز ،رويين ؛نقاشي ايران از ديرباز تا امروز؛ نشر نارستان؛ تهران ،1379.

7) پاكباز،رويين؛هنر معاصر ايران؛ فصلنامه طاووس،تهران ،شماره يك، پاييز1378.

8) پاكباز،رويين  و يعقوب امداديان ؛ به باغ همسفران ؛ نشرنظر و موزه هنرهاي معاصر ،تهران.؟.

9) پاكباز، رويين و يعقوب امداديان؛ پيشگامان هنرنوگراي ايران،محسن وزيري مقدم؛ انتشارات موزه

هنرهاي معاصر و موسسه توسعه هنرهاي تجسمي ؛ تهران ،1383.

10) پاكباز ،رويين  و يعقوب امداديان؛ پيشگامان هنرنوگراي ايران ،منصوره حسيني ؛ انتشارات موزه هنرهاي معاصر و موسسه توسعه هنرهاي تجسمي ،تهران ،1382.

11) جهانبگلو،رامين؛ايران ومدرينته؛ مجموعه گفتگو؛حسين سامعي؛ نشر گفتار،تهران،چاپ دوم،1380.

12) حريري،ناصر؛ درباره هنروادبيات ؛ گفت وشنودي با جليل ضياءپور؛ نشر آويشن؛بابل؛1380.

13) خليلي،ناصرو استفان  ورنويت؛ گرايشبه غرب ؛ پيام بهتاش؛ نشركارنگ،تهران ،1383.

14) دالوند،احمدرضا ؛جنبش نوپاي نقاشي ؛ نشريه گردون ،ويژه نامه هنر نقاشي ؛تهران ،بهار1370.

15) درودي، ايران ؛ درفاصله دونقطه ؛ نشرني ؛ تهران،چاپ دوم،1375.

16) رحيميان،هرمز؛ ادوار نثر فارسي ازمشروطيت تا سقوط سلطنت؛ انتشارات سمت؛تهران،1380.

17) رستگار،كاوه؛ نقاشي تقليد زيبايي هاي طبيعت، گفت وگو با حسين شيخ؛ كتاب؛ ژوزف  اميل مولد و ديگران؛ به باغباني مي مانم در باغچه اش؛ بهزاد حاتم و ديگران،انتشارات وزارت فرهنگ وارشاداسلامي،تهران، 1381.

18) سركوهي، فرج ؛آيا تحولي در راه است، نشريه گردون ،ويژه نامه هنر نقاشي؛تهران ،بهار137.

19) ضياءپور جليل؛ سخن نوآركه نو را حلاوتي دگر است؛ فصلنامه هنر، تهران، شماره هفده، بهارو زمستان 1368.

20) فرزانه پور،ياسمن؛ زردآفتاب كرمان وآبي كاشي ها؛ نشريه اولين نمايشگاه بين المللي طراحي معاصر؛ تهران ، شماره   4 و 10 آذرماه 1378.

21) كاشفي ،جلال الدين؛ روند سبك هاي  نو د رنگارگري ايران؛ فصلنامه هنر؛ تهران ،شماره 13، زمستان 1365وبهار1366.

22) گودرزي،مرتضي؛ جست وجوي هويت در نقاشي معاصر ايران ؛ انتشارات علمي و فرهنگي؛ تهران ،1380.

23) مجابي،جواد؛ پيشگامان نقاشي معاصرايران، نسل اول، نشر هنرايران، تهران ،1376.

24) مجابي،جواد و ديگران؛ پيشگامان هنر نوگراي ايران ، بهجت صدر؛ انتشارات موزه هنرهاي معاصر و موسسه توسعه هنرهاي تجسمي ؛تهران،1383.

25) موريزي، محسن؛ بي ينال هاي تهران؛ نشريه نقش، شماره 4، ويژه پنجمين  دوسالانه  نقاشي معاصرايران ،تهران،25مهر1379.

(26Selvaggi,Giuseppe؛Bahman Mohassess؛TREC edizioni pregiate؛Roma,Itali,1977.

------------------------------------------------------------------

+ نوشته ٍS. R. Moarek Nejad |