ديپلم از هنرستان صنعتي ايران و آلمان در رشته آهنگري و ماشينسازي
ليسانس نقاشي از دانشكده هنرهاي زيباي تهران ۱۳۲۶
ديپلم نقاشي از آكادمي هنرهاي زيبا مونيخ ۱۳۳۸
درجهي دكتري از شوراي عالي فرهنگ ايران
چهرهماندگار سال ۱۳۸۲
بيش از چهل نمايشگاه انفرادي و گروهي در ايران، آمريكا، ايتاليا، آلمان و چين
تأليف چهل و شش جلد كتاب راهنماي هنر و راهنماي تدريس،
تصويرگر هفده كتاب در زمينههاي فرهنگي، علمي، بهداشتي، تاريخي.
تاليف كتاب پژوهش در هنر نمدسازي گرگان و دشت كه به چاپ نرسيده است.
بيش از ۴۶ اثر نقاشي و گرافيك در موزهها و مراكز رسمي داخل و خارج از كشور
جوادی پور زمانی متولد شد که ایران با تحولات اجتماعي و سياسي زیادی روبرو بود؛ پايان حيات سلسله قاجار و آغاز سلطنت رضاشاه و آغاز مدرنيزاسيون در ايران. در خيابانهاي اصلي تهران رفتهرفته چراغهاي گازي نصب می شود. هتلها، رستورانها داير ميشود. پوشش مردم تغییر می کند.افزايش مدارس دولتي، نشريات، كارخانجات صنعتي و رواج سينما و برنامههاي راديويي، ايجاد راهآهن و...(۱)
پدر جوادی پور در پانزده سالگي از كرمان به تهران مهاجرت كرده بود. درس خوانده، خوشبرخورد، مهربان، هنرمند و هنردوست بود. در جواني از جمله علاقههايش طراحي نقوش قالي بود و هنگامي هم كه در معادن «انارك» در نايين يزد، به عنوان ناظر هزينه خدمت ميكرد، "در اوقات بيكاريش با استفاده از سنگهاي معدني، خاك و رسوبات معدن و موادطبيعي ديگر نظير چوب و ريشههاي در همگرهخوردهي درختان، نقاشيها و نقش برجستههاي بديعي از خود به يادگار گذاشته است. مادرش نيز زني بسيار مهربان و در حد امكانات آن سالها، تحصيل كرده بود. به زبان فرانسه آشنايي داشت و به مطالعه موسيقي و گلدوزي و خياطي علاقه داشت. هردوي آنها در ميان دوستان و خويشاوندان از محبوبيت ويژهاي برخوردار بودند و در خانه ما هميشه صلح و صفا برقرار بود."(۲)
محمود جواديپور در اميريه تهران، درون خانهاي نسبتاً بزرگ و خانوادهاي آرام، مهربان و هنردوست رشد كرد و پرورش يافت و خيلي زود وارث علاقههاي هنري پدر و مادرش شد. بدينترتيب هنر براي او چيز غريبي نبود، و از كودكي شاهد رنگها و نقش آفرينيهاي پدر و مادرش بود.
«از كودكي به نقاشي و موسيقي بسيار علاقه داشتم. يادم است كه خيلي نقاشي ميكردم و به موسيقي نيز زياد گوش ميدادم. خيلي دوست داشتم كه موسيقي را دنبال كنم و آهنگساز شوم ولي نبود كلاس و يا مدرسهاي در اين خصوص مرا از آن منصرف كرد و وقتم را بيشتر صرف نقاشي كردم.»
وقتي وارد مدرسه شد، ذوق و شوق همكلاسيهايش، شوق و انگيزههاي تازهاي براي کشیدن نقاشی در پي داشت. «كم كم كارم بالا گرفت. بيشتر روزها قبل از آمدن معلم به كلاس، چند نفر از بچهها كه از دوستداران نقاشي و سينما بودند، هركدام برگ كاغذ سفيدي به من ميدادند و موضوع مورد علاقه خود را هم به ميگفتند تا برايشان بكشم. بيشتر سوژهها در ارتباط با فيلمهاي سينمايي بود كه دوست داشتند. معلم درس را آغاز ميكرد و من نقاشي را. گوشم به درس بود ولي در زير نيمكت تند و با شتاب نقاشي ميكردم. زنگ ميخورد و هنوز استاد از كلاس بيرون نرفته، شاگردان دورم جمع ميشدند و با ديدن نقاشيها شور و هيجان توأم با شادي در كلاس پيدا ميشد.»(۳)
جواديپور در هنرستان صنعتي ايران و آلمان در رشته ماشينسازي و آهنگري ادامه تحصیل ميدهد. "براي رفتن به هنرستان از خوشحالي سر از پا نميشناختم. محيط شاد، تميز و نيمه اروپايي هنرستان، برخورد مهربان و مؤدبانه گردانندگان آن، از كارمند گرفته تا استادان و رييس آنقدر تأثير خوب و مثبتي در من گذاشت كه قادر به توصيف آن نيستم. ديگر از نوشتن مشق، بستن صف و بسياري از گرفتاريهاي دبستان علامه خبري نبود. و اينجا محيطي بود كه در آن مردماني با فرهنگ و شخصيتهايي والا و آزادمنش فعال بودند و اين همان فضايي بود كه من ناخودآگاه به آن ميانديشيدم و آرزويش داشتم... افرادي با شخصيت مانند بزرگ علوي، نيما يوشيج و علياكبر ديهيم كادر آموزشي هنرستان را تشكيل ميدادند."(۴)
دوران هنرستان را با درجه خوب و نمره عالي به پايان ميرساند و براي ادامه تحصيل به صورت بورس انتخاب ميشود. که همزمان ميشود با جنگ دوم جهاني و ورود متفقين به ايران، و سقوط رضاشاه.ولي به محض اطلاع از تأسيس دانشكده هنرهاي زيبا، بيهيچ ترديدي مصصم ميشود تا رشته نقاشي را دنبال كند. سال ۱۳۲۰ دومين سال تأسيس دانشكده هنرهاي زيباست. براي امتحان ورودي آن ثبتنام ميكند. " كنكور در فضاي زيرگنبد مسجد صورت گرفت. موضوع كنكور؛ نقاشي خيالي،با با موضوع ايستگاه اتوبوس بود كه ميبايستي تا ظهر آن را نقاشي كرده و تحويل دهيم... روز بعد ديدم كه خوشبختانه كارم قبول شده است."(۵) از جمله كساني كه همراه او در رشته نقاشي پذيرفته شدند، ميتوان به ليلي تقيپور. احمد اسفندياري و عبدالله عامري اشاره كرد. وروديهاي قبل از او نيز كه اولين دانشجويان دانشكده بودند، ميتوان به شكوه رياضي، منوچهر يكتايي، حسين كاظمي، جواد حميدي، مهدي ويشكايي، فخري عنقا و جليل ضياآپور اشاره كرد. «استادان ما در رشته نقاشي آقاي علي محمد حيدريان و خانم امينفر بودند كه معمولاً همه او را «مادام آشوب» خطاب ميكردند. آقاي ابوالحسنخان صديقي نيز استاد مجسمهسازي بودند. تاريخ هنر با آقاي محسن مقدم و تشريح هنر با آقاي كيهاني بود."(۶)
از سال دوم براي تأمين هزينه تحصيلي به استخدام نيمهوقت چاپخانه بانكملي در ميآيد و تقريباً از همين ايام نيز شروع به تصويرگري براي داستانهاي مجله اطلاعات و برخي از ديگر مجلات ميكند.«در بانك من به عنوان نقاش و براي طراحي چك، اسناد، برچسب براي اشيا تجاري و همه جور مسائل گرافيكي استخدام شدم. در كنار اين امور رفتهرفته به كار با ماشينهاي چاپي نيز علاقهمند شدم.در آغاز با اين نوع كارها آشنايي چنداني نداشتم ولي علاقه فراوانم به اين رشته سبب شد كه خيلي زود با تمام فوتوفنهاي هنري كارهاي چاپخانه آشنا شوم و به دنبال آن موفق شدم تحولي چشمگيري در كارهاي گرافيكي چاپخانه انجام نمايم. در آن زمان چاپ رنگين از راه تفكيك رنگها با استفاده از فيلترهاي رنگي و دستگاه دوربين عكاسي در ايران بيسابقه بود. با دسترسي به بروشورها، راهنماهاي فن ماشينهاي چاپ كه بيشتر از كشور آلمان خريدار شده بود، موفق به كشف اين مسئله شدم. به اين ترتيب و از حدود سال ۱۳۲۳ چاپ رنگين در ايران رواج پيدا كرد.» (۷)در چاپخانه عدهاي از افراد ارتش آمريكا نيز كار ميكردند كه افراد با فرهنگ و هنرمندي نيز در ميان آنها بود " يكي از اين افراد دانشمند سالخوردهاي بود به نام پرفسور كاسيكال كوفسكي بود كه لباس معمولي بر تنوچهرهاي مسيحايي داشت. او انساني بيتكبر و متواضع بود و من از او خيلي خوشم ميآمد. تصميم گرفتم هر آينه اجازه اجازه دهد از صورت او نقاشي كنم. روزي با او در اين باره صحبت كردم. با خوشرويي تمام به من اجازه داد كه به منزلش بروم و از صورت او نقاشي كنم. من در مدت دو روز از صورت او دو نقاشي كردم. يكي را به او دادم و دومي را كه در سال ۱۳۲۳ نقاشي شده هنوز دارم.با هنرمند ديگري به نام ريچارد گيج آشنا شدم. او طراح تند دست بود كه از رويدادهاي جنگي طراحي ميكرد. از من خواست كه از صورت او نقاشي كنم. از كارم خيلي راضي بود و آن را با خود برد و كتابي از كارهايش را به من هديه كرد كه هنوز دارم."(۸)
محمود جواديپور در طي دوران تحصيل در دانشكده هنرهاي زيبا، دقت در طراحي، توجه در ديدن، و ارزشهاي نقاشي كلاسيك را از استاد حيدريان و آشنايي با مكتبهاي نوين از جمله امپرسيونيسم و نيز نقاشي در هواي باز را از خانم امينفر، كه خود درس خوانده بوزار پاريس بود، فراگرفت.
"به موازات كار در چاپخانه كار ديگري از طرف مجله اطلاعات هفتگي به من واگذار شد و آن مصوركردن داستانهايي بود كه توسط نويسندهگان ايراني و خارجي نوشته ميشد. با اضافهشدن كارم مجبور بودم اوقات شبانهروزيام را به سه بخش تقسيم كنم، صبحها تا ظهر دانشكده، ظهر تا شب چاپخانه و شبها تا ديروقت را براي نقاشي داستانهاي مجلات اطلاعات ماهانه و هفتگي و ساير سفارشها اختصاص دهم. به اينترتيب وقت زيادي براي استراحت و خواب نداشتم. زيادي كارهاي جنبي و كمبود وقت به من امكان نميداد كه به روال معمول، دوره دانشكده را در چهارسال بگذرانم. سرانجام پس از شش سال در سال ۱۳۳۶ دوران دانشكده را پشتسر گذاشتم."(۹)
بعد از دانشكده، به دشت گرگان سفر ميكند تا از مناظر و مردم آنجا نقاشي كند. براي اين منظور روستايي نزديك به شهر گرگان را به نام «بليچ محله» را انتخاب ميكند. حاصل اين سفر تعداد زيادي رنگ و روغن در اندازههاي بزرگ و آبرنگ در اندازههاي كوچك است كه از مناظر و مردم آنجا نقاشي كرده است. نكته قابل توجه در اين آبرنگها، اهميت حضور خطوطي است كه با قلم فلزي كشيده شدهاند. رواني و راحتي خطها و رنگها خاصيتي طرحگونه و فيالبداهه به آنها بخشيده است. از اين به بعد خواهيم ديد كه خط عنصر مهمي در برخي از نقاشيهاي او بخصوص آثاري كه او اواخر سالهاي بيست و در طول سالهاي سي كشيده است، ميباشد.
از دوستان نزدیک او در دانشكده حسين كاظمي بود. و كارگاه مشتركي در اختيار داشتند. بعد از بازگشت از سفر تصميم ميگيرند تا جاي بزرگتري را براي اين منظور اجاره كند. "چون هم فضاي كافي براي اين كار داشتم و همكسي مزاحم ما نميشد، و در نتيجه آن سال يكي از پربارترين سالهاي زندگي هنري كاظمي و من شد. در آن سالها تحول چشمگيري در نقاشيهاي ما به وجود آمد."(۱۰) حذف جزييات و سادهسازي سطوح رنگي، اغراقهايي مختصر در فرم و استفاده از خطوط تيره. متنوع و ريتميك ويژگيهايي است كه كارهاي اين دوره او پيدا ميكنند.
در اوايل سال ۱۳۲۸ نمايشگاه مشتركي با كاظمي، اسفندياري، ويشكايي در انجمن ايران و فرانسه برگزار ميكنند. اين اتفاق آنها را ترغيب می كند مكان مستقلي راهاندازي كنند. بدينترتيب به اتفاق كاظمي و هوشنگ آجوداني اولين گالري را در مهرماه ۱۳۲۸ به نام «آپادانا، كاشانه هنرهاي زيبا» در نبش خيابان بهار، و در خيابان انقلاب (شاهرضاي سابق) افتتاح ميكنند. در طول مدت كوتاه فعاليت اين گالري، نمايشگاههايي از اولين تجربههاي كوبيستي جلیل ضياپور، نقاشيها و طراحيهاي اكسپرسيونيستي هوشنگ پزشكنيا برپا ميكند. اجراي سخنراني. نمايش اسلايد و فيلم از ديگر فعاليتهاي اين گالري بود. متأسفانه بر اثر مرگ نابهنگام دكتر رضا جرجاني در حين سخراني، اين گالري تعطيل شد. «با تعطيل شدن آپادانا فرصت بيشتري براي نقاشي داشتم. در آذرماه ۱۳۲۹ سفري به اصفهان داشتم و از بناها و گذرگاههاي تاريخي آنجا كارهاي بسياري نقاشي كردم. در همين سفر بود كه با يكي از استادان هنرهاي سنتي اصفهان «عيسي بهادري» آشنا شدم.»(۱۱)
در سال ۱۳۳۰ به دعوت استاد حيدريان، به عنوان دستيار ايشان در دانشكده هنرهاي زيبا تدريس ميكند. در همينسال نيز بورسي از طرف دولت آلمان غربي دريافت ميكند و به آلمان سفر ميكند. در آكادمي هنرهاي زيبا شهر مونيخ ثبتنام ميكند. در ميانه راه چند روزي را در رم و نزد ماركو گريگوريان ميماند. "مونيخ بعد از جنگ هنوز ويرانه بود و در تمام خيابانها ساختمانهاي بمباران شده ديده ميشود و كارگران با تمام نيرويي كه داشتند مشغول جمعآوري آوارها و نوسازي شهرشان بودند....با سابقه طولاني كه در زمينه هنرهاي چاپي (گرافيك) داشتم، علاقهمند بودم كه با استفاده از موقعيت، به پژوهش دامنهداري در زمينه هنرهاي چاپي دست بزنم. فكرم را با استادم در ميان گذاشتم. پسنديد و با آن موافقت كرد. به اين ترتيب پيش از ظهرها را در كارگاه نقاشي به تمرين نقاشي و طراحي ميپرداختم. فاصله ميان صبح و عصر را براي خوردن نهار و مطالعه در كتابخانه اختصاص دادم و عصرها را در كارگاههاي مختلف هنرهاي چاپي و گهگاه آموزش تكنيك نقاشي صرف مينمودم. كارم را با تجربياتي در زمينهكنده كاري روي چوب، لينولئوم و فلز آغاز كردم و در مرحله دوم به آزمايشهايي در زمينه چاپ سنگي (ليتوگرافي) پرداختم و به نتايج جالبي رسيدم."(۱2)
در ارديبهشت سال ۱۳۳۲ به تهران برميگردد و همان سال به استخدام دانشكده هنرهاي زيبا در ميآيد. در سال ۱۳۳۶ بورس دوبارهاي از آلمان غربي براي ادامه تحصيل دريافت ميكند. بازهم در آكادمي هنرهاي زيبا مونيخ نامنويسي ميكند.در آلمان تجربههاي قبلي خود را در حيطه چاپ دنبال ميكند. اينبار سعي ميكند تا تلفيقي بين نقاشي ايراني و تكنيك چاپ با لينولئوم صورت دهد. حاصل، تركيبهايي متأثر از نقاشيهاي مكتب اصفهان است كه اغلب با چاپ لينولئوم و به صورت رنگي اجرا شدهاند. سطوح تخت رنگي و تكرار خطوط متنوع و بافتدار ويژگي اين آثار ميباشند.
سال ۱۳۳۸ به ايران برميگردد.مهمترين نمايشگاههاي وي در اين سالها نمايشگاهي انفرادي است كه در موزه رضا عباسي برگزار ميكند و در آن مجموعه تجربياتي را كه در حيطه استفاده از خط فارسي به عنوان عنصر اصلي تابلو و چاپ باتيك و گرافيك انجام داده بود را به نمايش ميگذارد.
از سالهاي ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۶مديريت گروه هنرهاي تجسمي دانشكده هنرهاي زيبا به او سپرده ميشود.
در سال ۱۳۵۵ فرصت مطالعاتي يك سالهاي در آمريكا به او داده ميشود. فرصتي كه آشنايي و ديدار او را از موزهها و مراكز هنري آمريكا و نيز خلق تعدادي منظره با حالوهوايي متفاوت را براي او به دنبال داشت. منظرههايي كه وي در آمريكا كشيده است، فضايي فراخ و آرام مييابند. خطوط و لكههايي برجسته رنگ و ضربات قلم در نقاشيهاي گذشته، جاي خود را به حركات نرم قلممو و سايه روشنهاي محو ميبخشند. "فضاي وسيع و خلوت آثارم در آمريكا، فضايي بيرون شهر و مقابل خانهاي بود كه در آن ساكن بودم. مقابل خانه ما مزرعه وسيع ذرتي قرار داشت كه پشت آن چند ساختمان و درخت، و مجدداً تا چشم كار ميكرد دشت بود و آسماني كه در بالاي آن تا به انتها ميرفت. بيآنكه كوهي ادامه نگاه را سد كند."شركت در يك نمايشگاه گروهي به مناسبت صدمين سال تأسيس دانشكده شهر شمپين و نمايشگاهي انفرادي در شهر پيوريا (يكي از شهرهاي ايالت ايلينويز)، از فعاليتهاي اين دوره جواديپور در آمريكا ميباشد.
سال ۵۷ به ايران بازميگردد و فعاليت گذشته خود را در دانشگاه ادامه ميدهد. سال بعد-۱۳۵۸ -بازنشسته ميشود.
دروان انقلاب ۱۳۵۷«تحولات اجتماعي چندان تأثيري در شيوهي نقاشي كردن من نگذاشت. من هميشه از آنچه كه خودم دوست داشتم پيروي كردهام. كاري به سياست نداشته و از آن دور بودم. در عالم خودم بودم و سعي ميكردم تا اين عالم حفظ كنم.»
سال ۱۳۶۰ تابلو «كوزهگري» را ميسازد. و اين موضوع را در طي سالهاي شصت تا هشتاد ششبار تكرار ميكند. «من چون به كوزه و سفالگري، رنگهاي لعاب كاشيكاري علاقه داشتم، خواستم آنها را يكجا جمع كنم و نمايش دهد.»
در طي سالهاي ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۲ بهخواست دوستان و براي تأمين امرار معاش در كنار نقاشي، در منزل خود به آموزش نيز ميپردازد. در سال ۱۳۶۸ در گالري آذين، نمايشگاهي انفرادي با عنوان «مروري بر آثار» برپا ميكند. "كلاسم همچنان پابرجا بود، با توجه به اين كه محل كلاس در آپارتمان مسكوني ما بود، امكان نكته متفاوتي كه در برخي آثار اين سالها به چشم ميخورد، نقاشي با نقطههاي ريز و مكرري است كه در كنار هم گذاشته است بيآنكه از خطوط و يا سطح استفاده كرده باشد. " اداره كلاس را تا اواخر شهريور ۱۳۷۱ ادامه دادم و مهرماه همان سال كلاس را تعطيل كردم تا بتوانم به صورت تماموقت نقاشي كنم. سال ۱۳۷۱ توانستم حدود بيست اثر تازه از جمله تابلوي «بازار روستايي» بپردازم كه بياندازه مورد تشويق قرار گرفتم. در پي اين تابلو، تابلوي «چهره با دست» از خانم بهادري را نقاشي كردم و اثر ديگري به نام «كوههاي خفته» «چشمهي علا (شماره۲)» و «تاج خروس» نيز محصول همين سال است."
جواديپور از حدود سال ۱۳7۷ رويكرد مجددي به نقاشي ايراني دارد، اما با برخوردي كاملاً متفاوت از سالهاي سي. اين بار موضوعات او ديگر مضامين و تركيبهاي نقاشي مكتب اصفهان نيست، بلكه مضاميني معاصر از زنان و مردان تركمن هستند. در اين روش او برخي از حالات آدمها را متأثر از حالات فيگورها در نقاشي ايراني طراحي ميكند. همچنين خط افق را تا بالاترين نقطه تابلو ادامه ميدهد. از عنصر خط براي دورگيري و نمايش چينوچروك پارچه و حرفها و نيز از رنگهاي نسبتاً خالصي استفاده ميكند. ولي برخلاف نقاشي ايراني عنصر نور و سايد و بافت در كارهاي خود اضافه ميكند.
در سال ۱۳۸۲ به عنوان «چهرههاي ماندگار» از ايشان تقدير ميشود و در سال ۱۳۸۳ نيز از سويي فرهنگستان هنر و در گالري «صبا» نمايشگاه مفصلي از مجموعه آثار او كه از سال ۱۳۲۰ آن زمان را در برميگرفت برگزار ميشود.سال 1386 نیز نمایشگاه مروری بر آثار استاد جوادی پور در موزه هنرهای معاصر اصفهان برگزار می شود.
------------------------------------------------------------
پينوشت
۱- براي اشاره به وقايع اجتماعي دوران رضاشاه از منابع اشاره شده در اين رساله استفاده شده است: «مروري بر پنجدوسالانه نقاشي ايران ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۵. عاطفهالسادات سيد موسوي. پاياننامه درجه كارشناسي. دانشگاه آزاد اسلامي. ۱۳۸۴
۲- «درميان راز مشتاقان» مروري بر زندگي و آثار استاد محمود جواديپور- انتشارات فرهنگستان هنر. صفحه ۲۱. ۱۳۸۳
۳- پيشين. صفحه ۲۱
۴- پيشين. صفحه ۲۴
۵- پيشين. صفحه ۲۵
۶- پيشگامان نقاشي معاصر ايران. جواد مجابي. نشر هنر ايران. ۱۳۷۶. صفحه ۱۱۸
۷- پيشين.
۸- در ميان راز مشتاقان. صفحه ۲۸
۹- پيشين. صفحه ۲۹
۱۰ - پيشين. صفحه۳۰
۱۱- پيشگامان نقاشي معاصر ايران. صفحه ۱۲۲
۱۲- در ميان راز مشتاقان. صفحه ۳۴

پوستراولیننمایشگاهگالریآپادانا(1328) تصویرگری برای کتاب شب فردوسی


