پرويز کلانتری(۲)
مرثيه اي براي پدرم
بعد از اين كلانتري به استفاده مستقيم از اشيايي نظير ساعت، ويلون، تلويزيون و به صورت كلاژ يا گٍلاندود كردن آنها رو ميآورد. «مرثيه اي براي پدرم» عنوان كاري است كه در آن كلانتري ويلوني را در زير پارچهاي گل اندود، گويي دفن كرده است
در مجموعه کولاژهای کلانتری، مجموعه ای به نام " تلويزيون " وجود دارد که مشهورترين آنها "گلويزيون" است. از کولاژهای معروف ديگر می توان از کولاژهای ساعت و ويلن نام برد.
«پدرم به صداي ويلون علاقه زيادي داشت، و در جواني مايل بود كه مادرم ويلون زدن را ياد بگيرد. از آن جايي كه پدرِ مادرم مردي مذهبي و سختگير بود، مادرم پنهان از پدرش، و به خاطر عشق شوهرش به كلاس ويلون ميرفت و مشق ويلون ميكرد. اين ويلون كه به اعتقاد پدرم صداي زنانهاي داشت و مظهر مام زمين بود، هميشه در خانه ما بود تا آنكه پدرم مرد. هنگام دفن او، در حالي كه سر كفنش را گرفته بودم تا او را در خاك بگذارم، انگار كه در گوش من صدها ويلون صدا ميكرد...»
مجابی در باره این آثار می گوید:
« پرويز كلانتري در آخرين كارهايش به ساده كردن فرم خانهها و چشماندازهاي كويري، و حذف كامل جزييات، ريتم خطوط ساده شدهاي را ارايه ميدهد كه تنها اشارههايي كوتاه به موضوع اصلي را نشان ميدهد. به نظر من نقاشيهاي كلانتري در تمامي اين سال ها «فرهنگ مردم» بوده است. موضوع و مفهومي كه هر بار به گونهاي در تابلوهايش خواسته و ناخواسته تجسم يافته است. عنصر ديگري كه در تابلوي كلانتري به چشم ميخورد، نگاه سپاس مند او به «سنت» است... رويكرد به حجمهاي مأنوس معماري روستايي، خاصه معماري كويري، درونمايهاي مناسب براي هنرمندي است كه به ايجاز و خلوص در خط و رنگ ميانديشد. حجمها با خطهاي موجز، كوتاه و نرم، از هم جدا ميشود، با حضور كمترين مقدار ته رنگها، كه سايه روشن حجم را ميسازد بر متن نجيب و كهن كاهگل...»(5)
پرويز کلانتری پس از يک دوره همکاری با موزه مردم شناسی برای برپايی موزه ای از آثار عشاير ايران، مجذوب زندگی عشاير شد و يکسال روی موضوع عشاير کار کرد. مجموعه " همراه با عشاير " حاصل اين دوره است.
همراه عشاير
در سال ۱۳۷۵ با همكاري گروه تحقيق دانشگاه سوربن فرانسه، سميناري در پاريس تشكيل شد، كه به بررسي زندگي و سرنوشت عشاير ميپرداخت.
«اين سمينار در كنار نمايش فيلمهايي درباره عشاير، از جمله فيلم «گبه» ساخته «محسن مخملباف»، سالني نيز براي نمايش نقاشيهايم در اختيار من گذاشتند. از شش ماه قبل نيز اين تصميم را به اطلاع من رساندند. در اين فرصت تصميم گرفتم شكل نقاشي خودم را عوض كرده، و از درون زندگي عشاير نقاشي كنم. براي اين منظور، مثل يك قاليباف ايلياتي و با الهام از موتيفها و نقوش ساده شدهاي كه روي گبهها استفاده ميشد، كارهاي جديد خود را انجام دادم.»
« در اين تابلوها كلانتري درجات متفاوتي از واقعگرايي و شيوهپردازي را به نمايش ميگذارد كه از فعاليتهاي وي در دوراني است كه تصويرگري كتب كودكان را بر عهده داشته است. شيوه زندگي چادرنشينان ايراني، كه هنوز هم از همان الگوي پيشين پيروي ميكند، براي پرويز كلانتري، بسيار مأنوس و شناخته شده است. آثار وي نمايانگر فعاليتها و آهنگ زندگي چادرنشينان جنوب ايران است. حركت چهارپايان، با تمامي سختي و آشفتگي آن، همراه با شادماني فعاليتهاي كوچ نشينان، با تصاويري از كاروانها كه به دشواري از تپههاي خشك و باير بالا ميروند، نمايش داده شده است. در نقاشيهاي ديگر هنرمند، آرامش چادرنشينان نقش اصلي را ايفا ميكند. در اين آثار داخل چادرها به نمايش گذاشته شده و زنان در حال رسيدگي به فرزندانشان يا در حال دوشيدن شير ديده ميشوند. رنگها و خطوط، تصاوير زندهاي از زندگاني چادرنشينان پديد ميآورند كه هنرمند با احساس و عشق خود آنها را تأويل كرده است.
در چنين تلاشي براي نمايان ساختن بنيان زندگاني چادرنشينان، توجه به فرش نميتوانست از ياد برود. فرشها در بسياري از صحنههايي كه چادرها را نشان ميدهد، با رنگهاي متنوع، وجود دارند و حتي موضوع اصلي بسياري از تابلوهاي ديگرند. وي عناصر تزييني فرشها و گليمهاي چادرنشينان به ويژه قشقاييان فارس را در آثارش به روشني نمايان ميكند كه هم اصالت داشته باشند هم خلاقيت او را نمايان سازد.»(6)
کلانتری در تازه ترين دوران کار هنری خود با حفظ عناصر شناخته شده آثارش، به مينی ماليسم روی آورده است. اين آثار بر دو دسته اند: در تعدادی از اين آثار با استفاده از خشت و چند خط منحنی که نشان دهنده منحنی پشت بام های گلی خانه های مناطق کويری ايران است و در تعدادی ديگر با طراحی های ساده و مستقيم روی کاهگل سبک، خانه های کويری تصوير شده اند.
او پس از انقلاب فيلم انيميشن " آزادی آمريکايی " را برای کانون پرورش فکری ساخت. اين فيلم که مضمون آن شوخی با مجسمه آزادی بود جايزه نخست جشنواره اوبرهازن را برای کلانتری به ارمغان آورد.
تازه ترين آثار کلانتری مجموعه طراحی هايی با عنوان " موبايل و اساطير " است، او در اين طرح ها با دادن تلفن همراه به دست اساطير تاريخی و فرهنگی ايران آنان را در موقعيت هايی ويژه ای قرار داده که ديدنی است
در سال ۱۳۷۰ در طراحي غرفههاي ايران در اكسپوي كره جنوبي «Taijan»، نيز همكاري كرد. در اين مجموعه كه موضوع آن دانش و دانشمندان ايراني از قرن دوم هجري به بعد است، «كلانتري نقاشيهايي را روي كاشي شكستههايي، پيدا و ناپيدا، بر ديوارهاي كاهگلي به نمايش گذاشت، طرح را به شيوه كهنترين مينياتورها (مكتب بغداد) و اشياء زير خاكي بازسازي كرده است.
کلانتری از آغاز دهه هفتاد تا پايان انتشار مجله "گردون" با نوشتن سلسله مقالاتی درباره هنرمندان نقاش و مجسمه ساز با عنوان " نيچه نه، فقط بگو مش اسمال " به عنوان نويسنده ای با ديد ظريف و نو و طنزی نرم و دلنشين نيز شهرت يافت.
او که می گويد وسوسه تجربه کردن در قلمروهای نو هميشه با من بوده، در دهه هشتاد نوشتن را جدی گرفت و تاکنون سه کتاب با عنوان های "چهار روايت از شب سال نويی که برنيما گذشت يا نگذشت"، "نيچه نه، فقط بگو: مش اسمال" و "ولی افتاد مشکل ها" توسط نشر ثالث از آثار او منتشر شده است.
برگزيده ای از نقاشی های پرويز کلانتری با عنوان "خاک را به نظر کيميا کنند " در سال ۸۲ توسط انتشارات زرين و سيمين منتشر شده است
********

نمايشگاه ها
۱۳۴۰ : نمايشگاه انفرادی، دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران
۱۳۴۶: نمايشگاه هنر معاصر ايران، دانشگاه کلمبيا، نيويورک
۱۳۴۹ : نمايشگاه انفرادی، دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران
نمايشگاه "۲۵سال هنر معاصر ايران"، تهران
۱۳۵۱ : نمايشگاه انفرادی، گالری سيحون، تهران
۱۳۵۲ : نمايشگاه انفرادی، موزه کرمان، کرمان
۱۳۵۳ : نمايشگاه هنر معاصر ايران به مناسبت بازی های آسيايی تهران
يکصدمين نمايشگاه تالار قندريز، تهران
نمايشگاه انفرادی، گالری سيحون، تهران
۱۳۵۴: نمايشگاه انفرادی، گالری سيحون، تهران
۱۳۵۵ : نمايشگاه هنر معاصر ايران، انجمن روابط فرهنگی ايران و آمريکا، تهران
بخش هنر معاصر ايران در نمايشگاه بين المللی هنر، بال، سوئيس ۱۳۵۶ بخش هنر معاصر ايران در نمايشگاه "واش آرت"، واشنگتن
۱۳۶۲ : موزه آسيا- پاسيفيک، پاسادنا، کاليفرنيا
۱۳۶۶ : نمايشگاه انفرادی، نگارخانه کتاب سرا، تهران
۱۳۶۷ : گالری واگنر، ديت سن باخ، آلمان
۱۳۶۹ : نمايشگاه انفرادی، نگارخانه کتاب سرا، تهران
۱۳۷۰: نمايشگاه انفرادی، گالری کلاسيک، اصفهان
نمايشگاه انفرادی، گالری حوريان، سانفرانسيسکو
نمايشگاه Taijan Expo ، کره جنوبی
۱۳۷۱: نگارخانه پاريز، رفسنجان، کرمان
۱۳۷۲ : نمايشگاه "لايت کالا"، دهلی نو، هندوستان
نمايشگاه دوسالانه دوم، تهران
۱۳۷۴: نمايشگاه دوسالانه سوم، تهران
۱۳۷۵ : نمايشگاه، کاليفرنيا
نمايشگاه MK۲، پاريس
۱۳۷۶ : نمايشگاه دوسالانه چهارم، تهران
۱۳۷۷ : نمايشگاه در سازمان ملل متحد، نيويورک
۱۳۷۸: نمايشگاه دوسالانه طراحی، تهران
نمايشگاه هنر معاصر ايران، برپا شده با همکاری موزه هنرهای معاصر تهران در
لندن، برن و ژنو
۱۳۷۹: نمايشگاه در گالری آزتک، مادريد
۱۳۸۰: نمايشگاه هنر معاصر ايران، لندن
فعاليت های ديگر
۱۳۳۹: شرکت در سمينار آموزشی تهيه و توليد کتابهای درسی و کارآموزی در
استوديوی دان رو برای تصويرگری کتابهای درسی، نيويورک
۱۳۴۹: شرکت در دوره آموزش نقاشی به کودکان و نوجوانان، درموسسه Junior Art
Center در کاليفرنيا
۱۳۵۷ : شرکت در سمينار "آموزش از طريق هنر" در دانشگاه آدلايد، استراليا
۱۳۶۷ : همکاری با سازمان يونيسف در چاپ کارت پستال و يک قطعه تمبر سازمان
ملل متحد
ايراد سخنرانی درباره نقاشی معاصر ايران در دانشگاه برکلی، کاليفرنيا
از ۱۳۳۹ : آموزش نقاشی در دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران
از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۷ : مديريت کلاس های آموزش هنر درکانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تهران
از ۱۳۵۹ : نگارش يک سلسله مقاله درباره هنر و هنرمندان در ايران که در نشريات ادبی و هنری تهران به چاپ رسيده و می رسد.
------------------------------------------------------
پی نوشت:
Junior Art center1)
2) پرويز كلانتري. برگزيدهاي از نقاشيها. انتشارات زرين و سيمين. ۱۳۸۲. صفحه: ۱۳ و ۱۴
3) پيشين. صفحه: ۱۲
4) پيشين. صفحه: ۲۴
5) جواد مجابي. پيشين صفحه: 14
6) جواد مجابي. پيشين. صفحه: 15













