تبليغاتX
قاب بی شیشه

حکمت هنر اسلامی(قسمت آخر)

مصاديق زيبايي در قرآن و روايات

                                                                     محمد علی عادلی مقدم

 

 

در آموزه هاي ديني ، روح ، نفخه ذات الهي بوده و خود را وابسته به او مي داند و با هر موجودي كه نشاني از او داشته باشد انس و آرامش مي گيرد. بهترين نشان ، صفت جمال الهي است كه ان الله جميل.

 

در منظر معارف اسلامي علاوه بر اين كه جهان ، تجلي زيبايي خداوند است بلكه مصاديقي بارز از زيبايي در صورت ماده و معني معرفي شده است تا اين كه روح خدا و زيباآشنا نه تنها احساس غربت نكند و راه وصول به اصل خود را فراموش نكند، بلكه در عالم كدر و خشن ماده احساس لطافت و آرامش كند. در اين مقاله ضمن معرفي گونه هايي از مصاديق زيبايي از منظر آيات و روايات ، به رابطه زيبايي مادي (محسوس) و غيرمادي (معنوي) به صورت گذرا پرداخته شده است تا هم توجه معارف اسلامي به زيبايي روشن شود و هم الگويي براي زيباطلبان عرصه هنر باشد تا با الهام گرفتن از آنها به خلق آثار هنري با ديدي توحيدي بپردازند و از ابتذال رهايي يابند.

الف) زيبايي هاي مادي (محسوسات)

 

1- زيبايي انسانها

در فرهنگ زيباشناسي قرآن علاوه بر زيبايي روحي انسان كه خليفه الهي است ، به زيبايي جسمي انسان ها نيز توجه شده است.

در معارف قرآني به زيبايي زنهاي دنيوي و زنهاي بهشتي (حوريان ) اشاره شده است.

در فرهنگ قرآني زن علاوه بر اين كه به عنوان يكي از جلوه هاي زيبايي خلقت و حوري بهشتي معرفي شده ، به جنبه هاي احساسي و عشق آفريني آنها نيز توجه شده است كه در حقيقت اين نظريه مكتب جمال را تاييد مي كند كه : عشق زاييده زيبايي است و اين زيبايي ، تشويق به زندگي مشترك و پيوستگي و ازدواج كه نهايت اشتياق با هم بودن است دارد كه سهم زيادي از اين تمايل ، در نتيجه زيبايي است.

در مورد زيبايي مردها در قرآن سوره يوسف كه به عنوان احسن القصص توصيف شده است قصه زنان كه در مقابل مشاهده زيبايي حضرت يوسف دست خود را مي برند ، بيان شده است.

«چون زنها يوسف را ديدند او را فوق العاده بزرگ (زيبا) داشتند و دستهاي خود را بريدند (بدون توجه) و با تعجب گفتند پاك است خدا، اين يوسف از بشر نيست». در حديثي فرمود: (ان الله خلق آدم علي صورته) خداوند آدم را به صورت خود آفريد. به هر حال انسان چه زن و چه مرد، يكي از مظاهر و مصاديق زيبايي معرفي شده اند.

 

2- نگاه قرآن به زيبايي آسمان

يكي ديگر از مصاديق زيبايي در قرآن آسمان است كه با مناظر زيبا و پر جاذبه نيلگون و پر از ستاره خود چشم هر زيباطلبي را مجذوب خود مي گرداند و به هنرمندان درس هنرنمايي و زيباآفريني مي دهد: «آيا به آسمان بالاي سرشان ننگريسته اند كه چگونه آن را ساختيم و با زيبايي آراستيم.» «ما آسمان دنيا را به ستاره ها مزين گردانيديم.» اين آيات به نكته جالبي اشاره مي كند و آن اين كه خداوند در ذات انسان غريزه زيباجويي قرار داده و بهترين اثرهاي هنري و زيبايي را به عنوان نسخه شبيه به اصل به وجود آورده است و آن گاه به اين غريزه خفته هشدار مي دهد كه بنگرد.

 

3- نگاه قرآن به زيبايي جانداران

در انديشه زيباشناسي قرآن حيوانات يكي از مظاهر زيبايي در خلقت هستند كه به زيبايي آنها اشاره شده است : «براي شما در آن جانداران منظره اي زيبا قرار داديم ، هنگامي كه شامگاهان آنها را به جايگاه هاي خود برمي گردانيد و صبحگاهان به چرا مي بريد.» علامه جعفري مي گويد: نكته بسيار قابل توجهي كه در تذكر به اين زيبايي وجود دارد، اين است كه زيبايي در حال 2نوع حركت جانداران كه به طور انفرادي يا دستجمعي از خود نشان مي دهند، محصول كيفيت حركت آنهاست ، حركت صبحگاهي كه به مراتع و دشتهاي سرسبز مي روند و حال پويندگي در ادامه حيات خود را بروز مي دهند و حركتي كه در شامگاه كه براي استراحت و آرامش و ديدار و انس كه با آشيانه ها و بچه هاي خود انجام مي دهند.

 

4- نگاه قرآن به زيبايي طبيعت

زيبايي هاي طبيعت يكي ديگر از مصاديق زيبايي در منطق زيبانگري قرآن است كه به مناظر زيبا و دلنواز آن اشاره كرده است : «براي شما از آسمان آبي فرستاديم و به وسيله آن باغهاي زيبا و سرورانگيز و بهجت آور رويانديم» ، «از هر جفتي نباتات و درختان بهجت انگيز و سرورانگيز زيبا مي روياند».

 

5- نگاه قرآن به زيبايي رنگها

زيباآفريني رنگها يكي ديگر از نمودهاي زيبايي در فرهنگ زيباشناسي قرآن است.

زيبايي رنگها چه به صورت فرد و چه به صورت تركيب مورد توجه است : «آيا نديدي كه خداوند از آسمان آب را فرستاد، پس بيرون آورديم از آن ميوه هايي با رنگهاي مختلف و زيبا و از كوهها نيز جاده هاي آفريده شده ، سفيد و سرخ و رنگهاي مختلف و گاه به رنگ كاملا سياه اين نقاش چيره دست با يك قلم و يك مركب (آب) انواع نقشها را ابداع كرده كه بينندگان را مجذوب و شيفته خود مي كند. در مورد رنگ زرد مي فرمايد: «گفتند بخواه از پروردگارت تا بيان كند رنگ آن گاو را؟ گفت آن گاوي است زرد خالص كه رنگش مسرور مي سازد بينندگان را.» «به رنگ شتران زرد.» رنگ زرد ، نشاط آور است و چشمگير و رنگ سبز آرامش ترين رنگها و علامت زندگي ، رويش ، صلح و جاوداني است.

در قرآن توجه بيشتري به رنگ سبز شده و آن را از زيبايي ها و رنگهاي لباس بهشتيان معرفي مي كند: «جامه هاي سبز را ديباي نازك» «بر اندام بهشتيان لباسهايي از حرير نازك سبز رنگ و از ديباي ضخيم» ، از رنگ سبز به عنوان يك رنگ زيبا و دلنشين ، زياد سخن به ميان آمده و حتي تكيه گاه هاي بهشتيان را با رنگ سبز معرفي كرده است : «بر بالشهاي سبز و بساط قيمتي زيبا تكيه مي كنند.» در روايات ، بر استفاده از رنگ سياه براي رنگ كردن موها به منظور جوان و زيبا نشان دادن انسان تكيه شده است.

6- نگاه قرآن به مصنوعات هنري و زيباي بشر

از منظر زيباشناسي قرآن ، زيبايي هاي هستي چه طبيعي باشند و چه مصنوعات دست بشر ، به خداوند نسبت داده شده ؛ چرا كه آثار زيباي بشري نشات گرفته از روح زيباطلبي است كه در انسان نهاده شده است كه آن هم بعد الهي است.

پس تمام زيبايي ها و مظاهر آن مورد تاييد و تشويق قرآن است.

اگر آثار هنري و زيبا در مسير انحراف قرار گيرد ، با حقيقت زيبايي ارتباط برقرار نمي كند، بلكه يك نوع سوء استفاده از هنر و زيبايي و به نوعي خيانت است كه مورد مذمت و نهي قرآن است.

در قرآن مي فرمايد ما امكانات را در اختيار قرار داديم تا شما مصنوعات زيبا را استخراج كنيد: «خداوند براي شما دريا را تسخير كرد تا از آن گوشتي تازه بخوريد و لباسها و پوشانيدني هاي زيبا تهيه كنيد». درخصوص اشكال صورتهاي ساخته شده در زمان حضرت سليمان (ع) مي فرمايد: «(اجنه) براي او (سليمان «ع») آنچه از محراب ها، تمثال ها و كاسه هايي مانند حوض و ديگهاي بزرگ و ثابت مي خواست مي ساختند». منظور از محاريب به گفته طبرسي : جايگاه هاي عبادت بوده است و گفته شده است كه قصرها و مساجدي بوده كه مردم در آنها عبادت مي كردند. ابن عباس مي گويد: اجنه براي حضرت سليمان (ع) صورتهاي پيامبران و پارسايان را در مساجد تصوير كردند تا مردم به آنها نگاه كنند و به عبادت خداوند تشويق شوند. پس مي توان گفت اين آيه تاييدي بر آثار هنري ساخت دست بشر است كه در جهت تشويق و رسيدن به جمال مطلق الهي باشد. «شما در زمين قصرها مي سازيد.» «و از آن فلزاتي كه در آتش براي زينت آلات يا كالا ، ذوب مي كنيد.» در اين آيات به آثار هنري زيباي بشري از قبيل قصرها و زيورآلات و نقاشي ها و صورتها اشاره شده است گرچه در تصوير صورتهاي داراي روح بايد به فتواي مراجع عظام توجه كرد، كه در جاي خود مورد بررسي قرار گرفته است.

ب) زيبايي هاي معنوي زيبايي هاي معنوي و معقول به دليل سنخيت و نزديكي با روح انسان ، از عالي ترين درجات پر جاذبه زيبايي مورد تاكيد و تشويق دين است و در قرآن به آن توجه خاصي بمراتب بيشتر از زيبايي مادي شده است.

 

لذت از زيبايي معنوي براي انسانهاي صاحب كمال كه از درك عقلاني و ايماني بيشتري برخوردارند، قابل وصف نيست و انسانهاي در راه مانده از درك آنها عاجزند. در ذيل به نمونه هايي از آنها اشاره مي شود.

 

1- صبر و استقامت

قرآن مي فرمايد: شكيبايي نما، شكيبايي زيبا. علامه جعفري بيان مي كند: چه بزرگ و زيباست آن روح كه در برابر حوادث و انگيزه هاي بي اساس و غيرمنطقي خود را نمي بازد و تلخي صبر و بردباري قيافه او را كه مانند پرده اي روي روحش كشيده است ، در هم و برهم نكند و تبسم با عظمت او را مبدل به گرفتگي عبوسانه ننمايد. تبسم در هنگام شكيبايي و گشادگي رواني در مقابل عوامل و انگيزه هاي كوبنده ، همان زيبايي معقول است كه هيچ تماشاگري را هر اندازه هم كه تماشايش طولاني بوده باشد، سير نمي كند. تحمل و بردباري در راه هدفهاي والاي زندگي و در برابر ناگواري ها و ناملايمات ، هيچ گونه نمود نقاشي و ترسيمي و مناظر طبيعي ندارد؛ ولي از زيبايي اي برخوردار است كه هر گونه زيبايي را معنا و محتوا مي بخشد.

 

2- زيبايي عقل

عقل يكي ديگر از مصاديق زيبايي معنوي است كه صاحب آن از جمال و زيبايي معقول برخوردار است.

امام حسن عسكري (ع) فرمود: زيبايي صورت جمال ظاهري است و زيبايي عقل جمال باطني.

هيچ جمالي زيباتر از عقل نيست.

فهم و بينش كامل از موهبتهاي زيباي الهي است كه موجب سعادت و خير و وصول به حقيقت و جذب زيبايي ها مي شود. عقل اولين نعمتي است كه خداوند خلق كرد. خداوند عقل را خلق كرد و آن اولين

مخلوق است و در همين حديث ، امام براي عقل 75لشكر (خصلت) شمارش كرده كه هر كدام به تنهايي يك زيبايي معنوي است و در حديثي ديگر امام صادق (ع) فرمود: خداوند عقل را زينت خلقش قرار داد.

 

3- زيبايي علم

در نگاه زيباشناسي ، دين يكي از مظاهر و نمود زيبايي علم است.

امام علي (ع) مي فرمايد: دانش ، زيور و زيبايي انسان است.

شاهكاري هاي شگفت انگيز رفتاري و صنعتي و هنرآفريني ها از بركت وجود علم است.

علم ، حياتبخش است.

علم ، لباس زيبايي است كه بر اندام انسان كشيده مي شود و اعمال او را زيبا مي گرداند و انتخابي زيباگرانه دارد.

 

4- نيت زيبا

انديشه و نيت زيبا در اعمال و رفتار نسبت به خدا و هستي ، يكي ديگر از زيبايي هاي معنوي است.

نيت زيبا حاكي از ديد مثبت و زيباگرايانه به جهان اطراف انسان است.

امام علي (ع) مي فرمايد: نيت خوب ، زيبايي سيرت هاست.

 

5- زيبايي عفو و اغماض

ذوق و شهود و احساس زيبايي جويي آدمي نمي تواند صحنه زيباي چشم پوشي از انتقام را ترسيم كند. آيا زيباتر از صحنه عفو و گذشت سراغ داريد؟ امام علي (ع) مي فرمايد: زيباترين افعال قدرتمند، عفو و گذشت است.

خداوند مي فرمايد: با عفو و بخشش كه زيباست ، از لغزشهاي مردم در گذر.

جدايي هاي هدايت گونه از منحرفان و تبهكاران و صحنه ها و مكانهايي كه با روح الهي انسان سازگاري ندارد، جلوه اي از زيبايي هاي استقلال و اصالت روح زيباطلب انسان است و با اين هجرت و جدايي خود، به دنبال اصلاح و ايجاد تغيير در طرف مقابل و كشانيدن او به زيبايي هاست قرآن مي فرمايد: «به آنچه مي گويند ، بردبار باش و از آنان دوري گزين ؛ دوري و جدايي زيبا.» علامه جعفري مي گويد: روح چنين شخصي از نوعي زيبايي عالي برخوردار است كه خود بيش از همه از آن زيبايي لذت مي برد. اين آرمان معقول نشان دهنده آن كمال زيباست كه با وجود آمدن يك عامل نفرت و انزجار، روح خود را مبدل به خزان نمي كند كه هم طراوت و سرسبزي و شاخسارهاي روح خود را از بين ببرد و هم روح آن كس را كه از او جدا شده است.

توجه و لذت بردن از جمال مطلق ، هدف و نهايت عشق ورزي است.

شايد براي همه انسانها بدون مقدمه و واسطه ، رسيدن به اين هدف ممكن نباشد؛ ولي مي شود از مقدمات و مراتب نازل زيبايي شروع كرد و با استمداد از حس كمال طلبي ، به مراتب عالي زيبايي يعني كمال مطلق رسيد. بوعلي سينا رابطه اين دو را بدين صورت بيان كرده است : خداوند جمال دايم و نهايي است و در طبيعت ، زيبايي اي نهفته است كه موجب رغبت و محبت به خداوند مي شود. بنابراين جمال مادي وسيله عروج است ، نه هدف.

سير و سلوك جمالي مراحلي دارد كه بايد پله پله طي شود و يكي از اصول مكتب جمال اين است كه زيبايي هاي مادي و زميني و مجازي نه تنها سزاوار عشق ورزي نيستند، بلكه اگر كسي از اين پل ها عبور نكند، به مقصد حقيقي نخواهد رسيد؛ يعني زيبايي مراتبي دارد. عده اي در زيبايي هاي مقدمي و محدود و ناقص توقف مي كنند و عده اي ديگر از اينها گذر كرده و به هدفهاي عالي زيبايي هاي معنوي مي رسند و به جايي مي رسند كه چهره و جمال الهي را مشاهده مي كنند. در قرآن شريف ، عشق ورزي به زيبايي هاي دنيوي ، به عنوان وسيله به رسميت شناخته شده و تاييد گرديده است.

اين عشق هاي محسوس و مادي در نهايت به عشق معنوي و به مرحله عشق الهي صعود مي كند. از منظر قرآن تمام زيبايي هايي كه در نمايشگاه طبيعت موجود است و زيبايي هايي كه محصول فكر و ذوق انسان است ، اگر فاسد نباشد ، مثل زيبايي هاي معنوي به خداوند نسبت داده شده و به يك نقطه ختم مي شود. تمام اين جلوه هاي زيبايي در اطراف يك مركز و اصل مي چرخد. يوسف و زليخا هر دو طالب جمالند ؛ اما يوسف طالب جمال عقلي است و زليخا خواستار جمال حسي.

زليخا در آغاز راه فقط همان جمال صوري را مي بيند و يوسف در پايان راه در حسن صورت قبول مي نگرد. كلام و قلمي را كه در جستجو و تشنه زيبايي است ، با كلام امامي كه زينت بخش عابدان است ، به پايان مي رسانم : خدايا! انسان هاي مشتاق را از نظر به ديدار زيبايت محجوب و پوشيده مفرما.

--------------------------------------------------

    برگرفته از:   سایت خبری - جام جم آن لاین

 

+ نوشته ٍS. R. Moarek Nejad |