علیرضا اسپهبد

   

 

 تولد: ۱۳۳۰- تهران

درگذشت:۵ اسفند ۱۳۸۵

عليرضا اسپهبد از دوران كودكي آموزش نقاشي را نزد جعفر رهنما آغاز كرد و از دبيرستان هنرهاي زيباي پسران تهران در رشته نقاشي ديپلم گرفت.
او سپس به تحصيل در دانشكده هنرهاي تزئيني پرداختاسپهبد پس از پایان تحصیلات در تهران(
۱۳۵۴) و برای فوق ليسانس هنر راهی انگلستان شد و در دانشكده گلد اسميت دانشگاه لندن ادامه تحصيل داد. 

عليرضا اسپهبد از دوران تحصيل در دبيرستان هنرهاي زيباي پسران تهران در نمايشگاههاي گروهي شركت جست و در سال 1354 اولين نمايشگاه انفرادي خود را به نام «كلاغها» در نگارخانه سيحون برپا كرد. و همین نمایشگاه نام عليرضا اسپهبد را به عنوان يک نقاش مدرن و صاحب سبک تثبيت کرد، زماني که هنوز تنها 24 سال داشت.
او علاوه بر نقاشي به عنوان گرافيست نيز فعاليت داشت و براي چندين جلد كتاب و مجلات كتاب جمعه، صنعت حمل و نقل، ايران فردا و برخي مجلات ديگر به طراحي جلد پرداخت.
اسپهبد فعاليت مطبوعاتي خود را از مجله تماشا و در دوران دانشجويي آغاز کرد و پس از آن در سال 57 که براي تحصيل در لندن حضور داشت به جمع همکاران مجله ايرانشهر به سر دبيري احمد شاملو پيوست که در آن هنگام در لندن منتشر مي شد. پس از بازگشت به ايران به دعوت احمد شاملو به عنوان طراح و گرافيست کتاب جمعه از فروردين 58 تا هنگام توقيف کتاب جمعه با او همکاري کرد.
پس از آن در سال هاي ده شصت اسپهبد علاوه بر طراحي برخي از مجلات به نقاشي نيز پرداخت. تصاوير برخي از نقاشي هاي او در آن دهه بر روي جلد مجلاتي چون آدينه، ايران فردا، صنعت حمل و نقل و برخي ديگر از ماهنامه هاي فرهنگي منتشر مي شد.
در شناسنامه کاري او شرکت در چندين نمايشگاه گروهى در سال هاي پيش از انقلاب و برگزارى نخستين نمايشگاه انفرادى در سال 54 ثبت است. در سال هاي 55 و 56 در دو دوره نمايشگاه سالانه بال سوئيس شرکت داشت و در سال 1356 نمايشگاه انفرادي آثارش در گالري بدفوردهاوس لندن برگزار شد. در سال هاي پس از انقلاب به عليرضا اسپهبد جزء دو مورد اجازه برگزاري نمايشگاه داده نشد. در تمام اين سال ها اسپهبد زندگي خود را از طريق فروش تابلوهاي نقاشي، تدريس خصوصي نقاشي و طراحي روي جلد کتاب گذراند. طراحي روي جلد بيش از 140 عنوان کتاب، از آن جمله طرح هاي او روي آثار احمد شاملو، حاصل اين بخش از فعاليت هاي اسپهبد است.

یکی از مشهورترین آثار اسپهبد طرح جلد ثابت مجموعه اشعار احمد شاملو بود. وی همچنین طراح مجله کتاب جمعه به سردبیری شاملو بود.

آثار اسپهبد فقط مربوط به ايران نيست بلکه در کارهاي او نمادي از انسان مضطرب و پردلهره معاصر است، نقاش آزادي و انسان ديروز. در فاصله سال هاي 2001 تا 2003 پن آلمان براي سه سال متوالي چندين اثر عليرضا اسپهبد را به عنوان كارت پستال و پوستر نمايشگاه کتاب فرانکفورت در تيراژي ميليوني منتشر كرد.
در چند سال پایان عمرش، اسپهبد در تنگنا و تنهايي مطلق چه در خانه و بيرون از خانه قرار داشت، چنان که خود در گفتگويي در سال 83 گفت: "فعلاً مدت دو سال است كه زندگي ام از طريق آثارم تأمين نمي شود. پيش از اين خوب بود. چون مي توانستم نقاشيها را بفروشم، مقدمه اي براي يك كتاب مي نوشتم. طرح جلد چندين كتاب را مي ساختم، آرم مؤسسات تجاري را مي ساختم".
اسپهبد در همين سال ها بود که برخي از آثار بي همتايش چون "تيرباران شده" را خلق کرد، نقاشي حيرت انگيزي که در آن مردي نيم انسان ـ نيم اسب در حال گريستن در دستمالي سفيد و خونچکان است. اين نقاشي از جمله آثار شاخص هنري است که به ياد اعدام هاي سال 67 و همه آزادي خواهان اعدام شده خلق شده است. غير از اين اسپهبد يکي از معدود نقاشان ايراني است که آثار به هم پيوسته اي را نيز خلق کرده، که مجموعه "کلاغ ها" از جمله همين آثار است. عليرضا اسپهبد، در مقدمه تنها کتابي که از نقش هايش با گردآوري آيدين آغداشلو و مقدمه جواد مجابي منتشر شد و در بر گيرنده برخي از نقاشي هايش از سال 50 تا 76 است با اشاره تنگناهايي که برايش ايجاد کردند، جمله اي نوشته که دردي مشترک را فرياد مي زند: "من اين واقعيت را همچون تعهدى پذيرفته ام كه بى تفاوت و خنثى نمانم كه از نقاشى تنها زينت ديوار نسازم و همه توانايى هايم را صرفاً در نمايش توانمندى هدر ندهم. دلمشغولى من هميشه اين است؛ در جهانى كه آدمى در تلاش حماسى خود در كار خلق روابط انسانى، پاى برزمين استوار كرده است؛ هنر، اين والاترين شيوه زيست آدمى، چه براى من نقاش و چه براى شماى بيننده، چه دارد و چه خواهدداشت، اگر فريب بازى با فرم و ساختار و ابزار، آن را از هنرمند و انسان تهى كند".


هیچ‌گاه براي تدريس در دانشگاه از او دعوت نشد و در سه سال آخر عمرش از فرط سانسور و تنهايي به غم غريبي دچار شد. غمي که سر انجام نقاش بزرگ آزادي را در پنجاه و پنج سالگي با مرگ پيوند داد.

 

تعدادي از هنرمندان، معاصر از دلتنگي، انزوا و چيره دستي اين هنرمند نقاش معاصر گفته‌اند:

جواد مجابي: اسپهبد از نقاشان پيشرو و مترقيمتعلق به آن نسل از نقاشاني است كه مدرنيزم را در متن فرهنگ ايراني و مسائل اجتماعي ايران ارايه كرده بود. كيفيت كارهاي اسپهبد به‌گونه‌اي بود كه از وقايع جاري اجتماعي الهام مي‌گرفت و در فرم‌هاي فيگوراتيو آنها را عرضه مي‌كرد. فضاي كارهايش بيشتر سورئاليسم با جنبه‌ي انساني و واقع‌گرايي اين فضاها بود كه فضاي فرهنگ ايران را نشان مي‌داد.

مهدي حسيني: انزواي اسپهبد و ارتباط كم او با مجامع هنري، به‌خاطر شخصيت خودش و هم‌چنين نوعي اعتراض نسبت به جامعه فرهنگي بود. اسپهبد فارغ‌التحصيل هنرستان زيباي پسران تهران بود و نمايشگاه‌هاي متعددي در ايران و سطح بين‌الملل داشت، اما به‌صورت انفرادي فعاليت مي‌كرد.

اردشير رستمي: او سورئاليسم خاص خود را پيدا كرده بود.فضاهاي دهشت‌ناك و گرفتارشدن انسان ميان هست و نيست، ميان آينده و تاريخ، و نگاه اسطوره‌يي‌اش به‌حيات، مشخصه‌هاي كاري او بودند. كارهاي اسپهبد پرسپكتيويكال بودند؛ براي همين جنبه‌ي ادبي آن‌ها هم بالا بود. با شاملو هم‌ كارهاي مشترك انجام داد؛ كارهاي سپيدش هم خيلي خوب بود؛ مرگ هم برايش خيلي زود بود.

 

یادداشتی از احمد شاملو درباره‌ی نمایشگاه نقاشی علی‌رضا اسپهبد

نه ‏این‏که ‏زبان قاصر باشد، مشکل ‏آن‏جاست که در برابر این پرده‏ها نه ‏چیز زیادى براى گفتن باقى ‏مى‏ماند نه ‏نیازى به‏ گفتن ‏احساس‏ مى‏شود. اما من‏ مى‏خواهم یک‏بار در حیات ‏خود اعتراف کنم از تصور یک جا به ‏تماشا نشستن بخشى‏ از کارنامه‌ی‏ سى‏ساله‌ی‏ مرد درخشانى ‏که ما پیرامونیان و ستایندگان ‏او همه‏ با حرمتى‏ عمیق به ‏جان‏ دوست‌اش ‏مى‏داریم سرمستانه ‏احساس‏ غرور مى‏کنم.

 

نمى‏دانم "شریطه" را مى‏شود به ‏مثابه‌ی مفرد "شرایط" به‏ کاربرد یا نه، ولى من‏ مى‏خواهم ‏این‏جا آن را نه به ‏جاى "مفرد شرایط" که به ‏معناى جمع آن به ‏کار برم تا بتوانم‏ در توجیه‏ غرور سرمستانه‌ی ‏خود بگویم‏ این‏جا، در کنار خرمنى ‏که ‏از کارکرد نیمه‏عمر فردى‏ از جمع‏ سربلند خانواده‏ئى که ‏مائیم فراهم‏ آمده‏است، من‏ خود را به ‏تمامى در شریطه مى‏یابم: شریطه‏‌ی جانکاهى ‏که ‏ما در آن به ‏جهان ‏آمده‏ایم، رنج‏ کشیده‏ایم، سروده‏ایم و گفته‏ایم و نوشته‏ایم و باز نموده‏ایم، از سکوت ‏و ظلمت‌اش ‏به ‏وحشت‏ نیفتاده‏ایم، خاموش ‏نمانده‏ایم و تقواى‏ ما پایدارى‏مان بوده‏است.

ما در برابر این پرده‏ها خود را به ‏عیان در مرکز جهان پیرامون خویش ‏مى‏بینیم. جهان سرشار از تضاد حیرت‏آورى که فقط معلول تداخل ثروت ‏و فقر نیست، بل از رویاروئى جهل تاریک و اندیشه‌ی ‏آفتابى، از رویاروئى بیداد گدایانه ‏و دادجوئى گشاده‏دستانه، از سیاه‏تابى نفرت‏ پلید در جدال با الماس‏ تابى مهر بى‏دریغ بلند، از تقدیس‏ خاضعانه‏‌ی حیات در برابر مرگ‏اندیشى شریرانه پدید آمده‏است. از جدال ‏گردن‏فرازى با حقارت‏ خاشع، ازاعتقاد به حرمت ‏آدمى در برابر اعتقاد به ‏بى‏بهائى مقدر انسان گرفتار در چنبر گناه‏الاولین.

گرداگردمان به‏دیوارهاى گواهى، به‏ دیوارهاى استناد بنگریم:

در این پرده‏ها، قدرت‏ شگفت‏انگیز هنرمند، دستمایه‌ی‏ گزارش پلیدى شریطه‏ئى‏ست که‏ انسان را به ‏دست ‏انسان ازهر ملاحت ‏رمانتیکى‏عریان ‏مى‏کند.

این‏جا سخن ‏از نور به‏ میان نیامده‏است، تا بیننده‌ی ‏مجذوب به ‏دام احساس دروغین تابناکى مطلق تبار خود سرنگون نشود. سخن ‏از بلور به ‏میان نمى‏آید تا از شفافیت جان ‏آدمى تصویرى عارفانه ‏نسازیم.

فریبى در کار نیست: این‏جا نه ‏از شور سخن‏ مى‏رود تا درک‏ شیدائى ‏کنیم: نه ‏از عشق، تا به راز شیفتگى دست ‏یابیم و نه ‏از زیبائى جمال، تا فى‏المثل از ویرانگرى ستمگرانه ‏پیرى ‏عبرت گیریم.

نمایش‏ استادانه‌ی ‏پلیدى، جست‏وجوى ‏ایثارگرانه‌ی پاکی‌ست.

نمایش‏استادانه‌ی ‏واقعیت، پرده ‏برگرفتن از جمال حقیقت است.

خویش هم‌خانه ‏و هم‌درد ما جاوید شریطه‏ وهن را عریان‏ کرده ‏از عرصه‏‌ی این جهاد انسانى پیروز برآمده‏است.

پلیدى و درد را برهنه ‏و رسوا به‏ میدان ‏کشیده تا پاکى و شادى را به‏ تخت ‏بنشاند.

پیروزى‏ او نصیبه پر ارج خانواده‌ی ‏ماست.

حق مسلم ماست ‏که سرمستانه ‏احساس غرورى چنین کنیم.

حق مسلم من‏است.

 

احمـد شـامـلـو

۱۵ مهر ۱۳۷۱

 

 

 

                            

                              عکس اثر: رومیسا مفیدی

-------------------

http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-883070&Lang=P

http://www.qudsdaily.com/archive/1385/html/12/1385-12-07/page57.html#0

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1358765
نقل از روز آنلاین به قلم شهرام رفيع زاده
http://www.vazna.com/article.aspx?id=2311

تصاویر برگرفته از:

http://romisamofidi.com/gallery/?level=picture&id=94

http://www.qoqnoos.com/body/paint/espahbod/master.htm

 

           

 

     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   
01 02 03 04 05
06
07
08
09
10
11 12 13 14 15