نقاشان معاصر ایران- مهدی حسینی
متولد ۱۳۲۲ كاشان
فارغالتحصيل هنرستان هنرهاي زيباي پسران تهران، ۱۳۴۱
ليسانس از Art Institute of Chicago، ۱۹۶۸ميلادي
محقق، مترجم، نقاش
عضو هيأت علمي و رييس دانشكده علمي كاربردي دانشگاه هنر تهران
۱۶ نمايشگاه انفرادي و متجاوز از صد نمايشگاه گروهي در ايران و خارج از كشور
فعاليت من در زمينه طراحي و نقاشي از سن ۱۲ سالگي آغاز شد.
انگيزه من از پرداختن به طراحي از آن ناشي ميشود كه طراحي را اساس آفرينش هنري ميدانم.
تعريف خلاصه من از طراحي عبارت است از: بيان انديشه و احساس از طريق نقطه، خط، سطح و كنتراست (تضاد) و روابط حاكم ميان آنها براي خلق فضا، به منظور ارتباط با مخاطب.
استاداني كه در ايران به من طراحي و نقاشي آموختهاند عبارتند از: مرحوم شكوه رياضي، مرحوم محمود اوليا، مرحوم جواد حميدي. و به صورت غيرمستقيم: مولانا اميرخليل، مولانا علي، سلطان محمد، ميرزابابا، صنيعالملك، محمود خان صبا، عليقلي خويي، اسماعيل جلاير و... در بيرون از اين مرز و بوم تعدادشان آنقدر بسيار است كه از حوصلهي خواننده عزيز بيرون است.
مهدي حسيني در خانوادهاي باسواد و تاجرپيشه تولد يافت. او كه تا كلاس چهارم دبستان را در كاشان تحصيل كرده بود، بنا به اصرار مادر به تهران آمدند. در سن چهارده سالگی با كلاس درس «شكوه رياضي»آشنا شد.
حسینی در خصوص اين دوران ميگويد:
«ديگر نميتوانستم در آن فضا [مدرسه] باشم، بلكه احساس ميكردم بايد در جاي ديگري باشم كه نميدانستم كجاست. اتفاقاً در آن سالها خانمي به نام شكوه رياضي از اروپا به ايران آمده و آتليهاي تأسيس كرده بودند و طراحي درس ميدادند. «شكوه رياضي تحصيل كرده نقاشي در بوزار فرانسه بود و حسيني بنا به توصيه و راهنمايي او وارد هنرستان هنرهاي زيبا شد (۱۳۳۶)، او كه به طور نامستمر سه سال شاگرد خانم رياضي بود، روش تدريس وي را اينگونه شرح ميدهد: «در آن زمان هنرجو از روي مدلي كه پيشرو داشت كار ميكرد و استادان از طريق تصحيح كار شاگردان به آنها آموزش ميدادند. اما روش تدريس خانم رياضي متفاوت بود. ايشان از طريق گفتوگو، بررسي و ويژگي كار هر هنرجو به او آموزش ميدادند و در نتيجه هر هنرجو شخصيت كاري خودش را داشت و در آن سالها اين روش معمول نبود... به ياد دارم كه [در مورد خانم رياضي] ميگفتند اگر ايشان طراحي بلد است چرا روي كار هنرجويان كار نميكند تا آنها بهطور مستقيم و عملي از ايشان طراحي فرا گيرند. ...آنچه از ايشان به ياد دارم، اين است كه حدوداً چهل ساله به نظر ميرسيد، بسيار پرتحرك، خوش برخورد و صميمي بود. در مسايل آموزشي پيگير و نفوذ عجيبي روي هنرجويان داشت و خواب را از چشم آدمي ميگرفت و ما تا نميخوانديم و نميفهميديم آرام نميگرفتيم. شخصيتشان به گونهاي بود كه تمام هنرجويان و حتي استاداني كه روش تدريس ايشان برايشان خوشايند نبود نيز براي او احترام خاصي قائل بودند. آن چه از ايشان آموختم و سعي در حفظش دارم طراحي است. اين كه از طريق واژه و بيان مطالب را به شاگردان انتقال دهم نه از طريق آموزش سنتي و تصحيح عملي مستقيم. همچنين ايجاد انگيزه تحرك و تفكر از ديگر ويژگيهايي است كه از خانم رياضي برايمان به وديعه مانده است... اكنون كه متجاوز از چهل سال از آن زمان ميگذرد و طي دورههايي كه خود آموزش ميديدم و تحصيل ميكردم با استادان زيادي كار كردم با اين وجود باز هم ميگويم آنچه ميدانم از خانم رياضي است. چرا كه اولين درها و افقها را او بر من گشود». (1)
زماني كه مهدي حسيني در هنرستان تحصيل ميكرد با هنرمنداني نظير فرامرز پيلارام، حسين زنده رودي و بهزاد گلپايگاني همدوره بود و يك دوره قبلتر نيز هنرمنداني نظير محمد حسن شيدل كاكو و مسعود عربشاهي در آن هنرستان تحصيل كرده بودند.
با پايان يافتن دورهي هنرستان ( ۱۳۴۱ ) به مدت شش ماه در دانشكده هنرهاي تزييني تحصيل و بعد از آن براي ادامه تحصیلات راهي آمريكا شد. دوره ليسانس را در رشته طراحي نقاشي و چاپهاي دستي را در انستيتوي هنر شيكاگو ( ۱۳۴۷)و دوره فوقليسانس را در رشته طراحي نقاشي و آموزش هنر در دانشگاه پرات نيويورك گذراند.(۱۳۴۹)
سالهايي كه مهدي حسيني در آمريكا بود اوج دوران هنر پاپ بود و زمانيكه وي به ايران بازگشت نه به عنوان يك هنرمند پيرو هنر پاپ اما به هر حال متأثر از اين فضا بود.
از آثار مربوط به اوايل دهه چهل؛ زمانيكه هنرستان راتمام كردهبود چند منظره و تعدادي طراحي فيگور از وی باقي مانده است که سادهگرايي، تمايل به فضايي آرام، تركيبي روان و منضبط رادر آنها ميتوان ديد. اين روند در دوران تحصيل وي در آمريكا شكل آگاهانهتري پيدا كرد و مناظر و اشيا در طراحيهاي او به سطوحي تخت و ساده متمايلشدند. علاقه به اشيا بسيار ساده و روزمره نظير صندوق ميوه، نردبان، طناب، صندلي، ... كه در مناظر و نقاشيهاي او شكل گرفته بودند، به مرور نزد هنرمند، اهميت بيشتري مييابد و تا مدتي مهدي حسيني خود را وقف طراحي و نقاشي از اين اشيا ميكند.همين ويژگي يعني توجه به اشيا روزمره باعث ميشود كه منتقدان اين سالها، او را نقاشي پيرو مكتب پاپ آرت قلمداد كنند. در همهي اينها آنچه بيشتر به چشم ميآيد، يكي دقت فوقالعاده هنرمند در كشيدن خطوط، سايهزني و كلاً اجراي اثر و ديگري ريتم منظم حاكم در كارهاست. ريتم منظمي كه به واسطه كنتراست تيرگي و روشني اثر آن را سرشار از حركت و پويندگي ميكند. بيجهت نيست كه در همين سالها او را نقاش شادي نامیدند.(2)
حسینی در بروشور سومين نمايشگاهش در سال ۱۳۵۵ ميگويد:
«... اين را نيز اضافه كنم كه با وجود صورت ظاهر اشيا روزمره، هدف، بهوجود آوردن لذت بصري صرف است». تأكيد بر زيبايي اثر و لذت بصري نكتهاي است كه سالها بعد نيز يعني در سال ۱۳۷۷ در مصاحبهاي بر آن تأكيد ميكند. «اين صرفاً يك اثر زيبا باشد، قابل تأمل باشد و شما را در مقابل خودش نگه دارد و انديشه شما را كه مبدأ تمام حركتهاي بعدي است متحول يا پويا كند، مسلماً تأثير اجتماعي هم دارد». (3)
تأكيد بر زيبايي بصري آثار متأخر او ذهن مخاطب را هر چه بيشتر از واقعيت مشهود دور ميسازد. و اين زيبايي چيزي جز حاصل روابط دروني و كنش متقابل و هماهنگ عناصر تشكيل دهنده اثر نيست. تركيببندي مهمترين دغدغه هنرمند بوده است.
از ويژگيهاي فيزيكي طراحيهاي حسيني كه بگذريم نكته ديگري كه در آثار اين دوره او قابل تأمل است و در دورههاي بعد نيز به شكل آگاهانهتري تداوم مييابد، آرامشي است (نه سكون) كه بر آنها حاكم است. هنرمند از طريق اشياي بسيار آشنا و با استفاده از فضايي كه خلق ميكند ذهن مخاطب را متوجه درون اثر، و نه بيرون از آن، ميسازد بدين ترتيب اثر بهانه است تا هنرمند از طريق آن ذهنيت خود را، و نه گوشهاي از واقعيت مشهود را، بيان كند. در طول دوران انقلاب (۱۳۵۷) و پس از آن در سالهاي جنگ كه جامعه تحولات عميق خود را سپري ميكرد تغيير و تحولات زيادي نيز در كارهاي حسيني هم از جهت فرم و فضا و هم از لحاظ مضمون رخ ميدهد. و پرداختن به موضوع جايگاه مهمي در آثار او پيدا ميكند. حضور پيكر انسان كه تا قبل از اين در آثار مهدي حسيني شكل كمرنگي داشت، در دوران جنگ اصليترين موضوع طراحيهاي او ميشود. اين دسته از آثار نمايانگر اضطرابهاي ناخواستهاي هستند كه هنرمند و اجتماعش درگير آن بودند. اگرچه او دراین آثار به هيچ واقعه اجتماعي اشاره ای ندارد. تغيير ديگر در كارهاي حسيني؛ خرد كردن فرمهاست. او از طريق پارهپاره كردن فرمها و سطوح و سپس نظمدهي ريتميك آنها، علاقه گذشته خود را به ريتم ادامه ميدهد،به عبارتي به نحو بارزتري نسبت به گذشته بر ريتم تأكيد ميكند. ريتم از اين دوره به بعد ضمن اينكه فضاي آثارش را پوياتر ميكند، كنش متقابل بين عناصر تشكيل دهنده اثر، و نيز فرم و فضا را تشديد ميكند. نكته ديگر كه در آثار مهدي حسيني خودنمايي ميكند، حضور مؤثر عنصر خط است. او از خط به بهانههاي مختلفي بهره ميبرد: از طريق دورگيري، خردكردن سطوح، گاه به بهانه نمايش پشتي صندلي يا چين و چروك لباس، نقوش روي پارچه و... اين خطوط كه به شكل پارهپاره و غالباً انحنادار و با دقت فوقالعادهاي رسم شدهاند، در كنار سطوح ريز و درشت تيره و روشني كه با مداد پليكروم بر سطوح كاغذهاي بافتدار به طرز استادانهاي ايجاد شدهاند.
و به همراه ريتم حاكم بر آنها، به تدريج تبديل به ويژگي و عناصر ثابت آثار مهدي حسيني ميگردند.
او در گفتوگويي اصليترين منبع الهام خود را اين گونه شرح ميدهد:
«زماني دوران تجربي به كنار رفت و من به اين سبك فعلي خودم نزديك شدم كه با شاهنامه بايسنغري آشنايي پيدا كردم... بدون اغراق و رودربايستي بگويم كه مجدداً با تركيببنديهاي مكتب هرات روبهرو شدم، اثر تكاندهندهاي روي من داشت و از اينجا بود كه به آرامي تمام شيوهها و سبك (كه در گذشته فراگرفته بودم)، نه اين كه از ذهن من دور شد، بلكه تحت شعاع آن قرار گرفت. و فكر ميكنم كه اين تأثيرپذيري همچنان روي ذهن و ساختار كارهايم و در نهايت روي مجموعه اثري كه فراهم آوردم، تداوم دارد». (4)
خطوط بسيار دقيق منحني، سطوح تخت، و حتي رفتار نمايشي آدمها كه گويي تظاهر به انجام كاري دارند تا اينكه واقعاً عملي را انجام دهند، از جمله ويژگيهايي است كه حسيني از نقاشي ايراني وام گرفته است. اما اين دورگيري و سطوح تختنكاتي هستند كه بسيار پيش از اين در آثار نقاشاني چون ماتيس، و يا كوبيستها شكل گرفته بود. اما تمایز آثار حسینی با دیگر هنرمندان در نوع نگاه هنرمند است. اگرچه نقاشان غربی براي گريز از بنبست آكادميك روبهسوي دستآوردهاي نقاشي ساير ملل از جمله شرقيها شتافتند، اما آنها اين دستآوردها را با نوع نگاه برونگرای خود عجين كردند. درحالي كه آثار مهدي حسيني بيشتر فضايي درونگرايانه دارد.در آثار او بيشتر از آنكه شيء ديده شود فضاي ذهني او خودنمايي ميكند.و همچنین او تلاش ميكند تا از اين ويژگي درونگرايي هم به شكل آگاهانهاي استفاده كند
در دوران انقلاب و جنگ زمانيكه رو به تجزيه های كوبيستي و فوتوريستي اشيا آورد، تا از طريق تجسم واقعي فرم و فضا را به هم ريزد، ما با فضاهايي روبهرو ميشويم كه حكايتگر فضاي مضطرب آن دوران است. اين اضطراب را در برخي از تركيبها و به خصوص در چهرهها ميتوان ديد. پس از دوران جنگ و در سالهاي هفتاد هنگامي كه جامعه رفتهرفته دوران آرامش را تجربه ميكرد، به مرور در آثار حسيني نيز آرامش شكل ميگيرد و شاهد نزديك شدن او به خواستهاش، يعني آفرينش آثاري كه ذهن بيننده را متوجه درون خود كند، هستيم. در آثار اين دوره او سادگي اشيا گاه تا آنجا پيش ميرود كه تنها از طريق نشانه ها ميتوان به وجود آنها پي برد. و آدمها كه در سالهاي جنگ، حضور فيزيكي مسلطي داشتند، رفتهرفته تبديل به سايه يا خاطرهاي از حضور خود شدند. با اين وجود باز انسان، بهخصوص زن در گوشه آثارش حضوري مؤثر دارد. و زن موضوع اصلي آثار اين دوره است. «زنها با خطوط منحني و هندسي و شكل آرامشان به بيننده پشت كردهاند، به طوري كه عواطفشان پنهان مانه و رازآميزتر مينمايد. شكستگيها و تكهتكه شدن اشيا و اشكال كه آرام و بيهيچ احساس عنان گسيختهاي در فضا پخش ميشوند به آن غم نهاني و راز پنهان اشاره ميكنند. [در يك دوره از آثار طراحي، او به دو دست زنانهاي ميپردازد كه ]نوازشگري، آفرينندگي و ساير حالات [انساني] را در خود نمايان ميسازد». (5) در اين مجموعه او موفق ميشود بيآنكه زیاده روی كند، تنها از طريق نشانهها، به خواستهاش برسد و بدين طريق ما را به درك عميقترين لايههاي عواطف انساني هدايت كند.
---------------------------------------------------------------
پي نوشت:
۱- حسيني و زمانش. شيرين پيلهوري، پاياننامهي تحصيلي كارشناسي ارشد، دانشگاه هنر ۱۳۸۱، خانم پيلهوري در پاياننامه خود، ضمن گفتوگويي كه با آقاي حسيني درخصوص روند كارشان داشتهاند، نقد و نظرهاي فراواني كه به صورت پراكنده و در فواصل زماني پيرامون كارهاي آقاي حسيني صورت پذيرفته، نيز جمعآوري كردهاند. هرجا كه اشاره به منبعي شده از اين پاياننامه وام گرفته شده است.صص ۷۳-۷۴
2- روزنامه رستاخيز شماره ۸۰۹، پنجشنبه ۱۵ دي ۱۳۵۶
3- ماهنامه هنرهاي تجسمي، ۴۶، سال ششم شماره ۱۰، دي ۱۳۷۷
4- پيشين
5- عاشقانه با فريادي خاموش، بهنام كامراني، تنديس شماره ۲۷-خرداد ۱۳۸۳
------------------------------------------------
با دخل و تصرف برگرفته از " موریزی نژاد، حسن؛ طراحان معاصر ایران، مهدی حسینی؛دو هفته نامه تندیس؛شماره سی و چهار".
همچنین به مقاله " زن و گیاه در آثار استاد مهدی حسینی" در آرشیو مقاله های همین وبلاگ رجوع کنید.




رسول معرک نژاد