هنرمندان معاصر- مسعود عربشاهی
مسعود عربشاهی
متولد: ۱۳۱۴ تهران
فوق لیسانس معماری داخلی: هنركده هنرهای تزیینی دانشگاه هنر:۱۳۴۷
نمایشگاه انفرادی در ایران، آمریكا، فرانسه
نمایشگاه گروهی در ایران، آمریكا، فرانسه، سوییس، تونس،ایتالیا، مغرب، انگلستان
تصویرگری كتاب «اوستا از دیدگاه هنر نو» ۱۳۵۷
چاپ كتاب RELIEF IN ARCHITECTURE (نقش برجسته در معماری) بهزبان انگلیسی ۱۳۵۹
چهارمین بی ینال تهران جایزه ی اول هنرهای زیبای كشور:فروردین ماه ۱۳۴۳
جایزه ی اول در نمایشگاه بین المللی مناكو ـ فرانسه ۱۳۵۲
جایزه ی اول در نمایشگاه به مناسبت روز مادر ۱۳۵۲
جایزه ی اول در مسابقه ی مجسمه سازی برای یكی از پارك هایجنوب تهران. ۱۳۵۳
علاقه من به نقاشی و پرداختن به آن شاید نخستین اتفاقی بود كه دریافته ام و ریشه ی آن در تمام تار و پودم تنیده شده. در زندگی به سكوت، تنهایی و انزوای درونی خو گرفته ام، و این از گذشته های دور و از كودكی با من بوده، و بعدها ریشه گسترده ای یافته است
مسعود عربشاهی در تهران و در سال ۱۳۱۴متولد شد، ولی خواستگاه اجدادی او زادگاه پدرش «كَنك»، روستایی كوهستانی میان قم و كاشان و همجوار با كویر،روستایی با قدمت بسیار، تبعیدگاه ملاصدرا و خلوتگاه درویشان و مردان معتكفی، كه در زمان صفویه، شلوغی، تجارت و سیاست را در اصفهان تاب نیاورده و به آن جا كوچ كرده بودند و مردمی سخت كوش، كه با مشقت بسیار آب را از دل كوه و زمین به دست می آوردند
وقتی به روستای پدرم می رفتم، در كارگاه های كرباس بافی، وقتی از حركت دوك ها و در هم تنیده شدن نخ ها، پارچه هایی با آن لطافت و زیبایی بافته می شد، آن هم توسط مردمی كه اطلاع چندانی نداشتند و با سادگی و محبت روزگار را می گذراندند به راستی می شد عظمت كلی فرهنگی بسیار غنی را فهمید كه مردم كهك تنها جزیی از آن بودند
نوجوانی اش، با شركت در كلاس های آزاد نقاشی همراه شد. (۱۳۲۸ـ۱۳۳۵) به توصیه ی دوستان نزد «محمود اولیا» می رود. چند سال پیش او كار كردم. هنرمند بسیار گوشه گیر، نازنین و طراح فوق العاده ای بود، و علاقه ی زیادی به كارهای «رمبرانت» داشت. نه این كه كارهای او را كپی كند، بلكه واله و شیدای رنگ ها و سایه روشن كارهایش بود. من هم زمانی تحت تأثیر رمبرانت بودم
ساخت مجسمه های كوچك را نیز از همین زمان آغاز كرد. آشنایی با نقاشان كلاسیك؛ میكل آنژ، داوینچی، رافایل، رمبرانت، تیسین عظمت تلاش آن ها، الگوهای وی شدند، در عرض چند سال كار مداوم، برای او دست مایه ای غنی در طراحی، نقاشی و درك درست تناسبات طبیعی فراهم كرد، و وقتی به «هنرستان تجسمی پسران تهران» راه یافت، به خوبی با مسایل آكادمیك آشنا بود. (۱۳۳۵ـ ۱۳۳۷). زمانی كه به هنرستان رفتم، وابستگی ام به نقاشی و در نتیجه سرعت كارم بیشتر شد و همبستگی بهتری در كارهایم شكل گرفت. یعنی جمع و جور شدند و از پراكندگی گذشته درآمدند
خانم «شكوه ریاضی» معلم طراحی و نقاشی بود. او كه تحصیل كرده ی «بوزار» فرانسه، نقاشی نوگرا و صاحب شخصیتی بانفوذ بود، با درك درست و تربیت یافته ای كه از هر هنر كسب كرده بود، نقشی روشنگر و تعیین كننده برای ادامه ی راه بسیاری از هنرجویان خود داشت. مسعود عربشاهی و هم كلاسی های او صادق تبریزی، منصور قندریز، فرامرز پیل آرام و شاگردان دیگری از جمله شیردل، محمدعلی شیوایی (كاكو)، مهدی حسینی و دیگران
در این سال ها، در موزه ها و از روی اشیا و نقوش آن ها نسخه برداری می كردم. از همان هایی كه بیشتر به آن ها علاقه مند شده بودم. مفرغ های لرستان، هنر ایلام و بین النهرین. به تدریج این علاقه مندی افزایش می یافت و تاثیر این نقوش در نقاشی هایم بیشتر شكل می گرفت.» صادق تبریزی این بخش از زندگی وی را چنین توضیح می دهد: «دوران نوجوانی را در محضر محمود اولیا به شناخت نقاشی واقعگرا و رنگ های طبیعت و دست یابی به طراحی دقیق اشیا و انسان سپری كرد. كسانی كه شاهد این دوره از كوشش های او بوده اند، تعهد وی را برای پایه ریزی یك نقاشی حساب شده می ستایند.
پس از دریافت دیپلم، دو سالی را در اداره ی فرهنگ و هنر، و به عنوان گرافیست، مشغول به كار شد. از همین زمان بود كه در كارگاه های سفال و سرامیك وزارت فرهنگ و هنر به نحوه ی كار با این مواد و رنگ های لعابی آشنا شد. ماهیت خاك ولعاب برای او حسی از گذشته های دور را زنده می كردند
عربشاهی در سال ۱۳۴۰وارد هنركده ی هنرهای تزیینی شد. در همین سال نیز ازدواج كرد.حسین كاظمی، كریم امامی، و تعدادی اساتید فرانسوی، از جمله اساتید این سال ها هستند. اكنون آغاز كار جدی نقاشی است. علاقه به نقش مایه های كهن او را به مطالعه اساطیر ایرانی- بین النهرینی می كشاند
در این زمان كار بر روی سفال و گچ را هم زمان ادامه می دهد، و در همین دوران است كه خطوط و نقش ها بر روی پرده های نقاشی او راه می یابند. سال هایی كه به وحدت فرم های خاص می پردازد و به زیر بنای غالب آثاری می انجامد كه به ساختار و طرز تفكرش باز می گردد. بنایی در زمینه هایی از معنویت كه به ریشه یابی ها و تحولاتی می انجامد.با همین تجربیات اولین نمایشگاه انفرادی خود را برپا می كند. (انجمن فرهنگی ایران، ۱۳۴۱) در همین سال با دو اثر در چهارمین بی ینال تهران شركت می كند و برنده ی جایزه می شود
توسط كریم امامی ـ نویسنده و منتقد، اصطلاح «سقاخانه» برای گروهی از هنرمندان، كه عمدتاً در هنركده ی هنرهای تزیینی آموزش می دیدند و می كوشیدند پلی میان سنت و نو بنا كنند به كار برده شد. عربشاهی یكی از هنرمندان منسوب به این جریان است.
اما مسعود عربشاهی خود را سقاخانه ای نمی داند: به طور كلی، كارهای من هیچ نوع ارتباطی به این گروه نداشت و چندان علاقه ای به اجرای كارهای تزیینی در این زمینه نداشتم. آن چه كار مرا از این جریان متمایز می كرد، دستمایه قرار دادن و گزینش آذینه ها و نمادهای باستانی ایران است
در سال ۱۳۴۳با تشكیل تالار ایران (بعدها تالار قندریز)، در اولین نمایشگاه گروهی آن شركت می كند، ولی همكاری او با تالار یك سالی بیشتر ادامه نداشت
تجربه ی ایجاد نقش برجسته روی گچ و فلز را كه از سال ۱۳۴۲آغاز كرده بود كه دو سال بعد در دانشگاه تهران به نمایش گذاشت. استفاده از فرم های دایره و چهارگوش و نیز جانوران اساطیری، از همین زمان در كارهای او حضور می یابند. «اما دو فرمی كه بیشتر در آفریده های مسعود عربشاهی به چشم می خورد، رمزهای چهارگوش و دایره اند. دایره محاط در چهارگوش، یا برعكس، تصویر ماندالاست كه كارل گوستاو یونگ آن را رمز تمامیت و جامعیت هستی، سامان و نظام یافته اند و در این باب داد سخن داده است
این نقاش معاصر ایران، همراه با تحصیلات دانشگاهی در رشتهی نقاشی، مجسمهسازی، معماری، موفق شد به شیوهیی خاص، با درهمآمیختگی سمبلهای اساطیری در كتیبهها، خطوط و نقشهای اسرارآمیز، بیانگر یگانگی و القای جهتی باشد كه با شناخت در مسیری ماهرانه دنبال شده است. از آغاز راه تركیب نقشهای زینتی كهن - گاه آنقدر كهن كه كارش نقش برجستههای آشوری و بابلی را به یاد آورده - پردههای متعادلی خلق كرده است؛ هنوز هم كم و بیش به همان كار ادامه میدهد، اما با پختگی و مهارت بیشتر؛ در جمع سقاخانهییها، تنها كسی است كه از خط و نقشهای مذهبی كلیشهیی استفاده نكرده است.مسعود عربشاهیدر آثارش کتیبه های باستانی و نقش برجسته های آشوری و بابلی و کتیبه های هخامنشی٬ ساسانی و اشکانی را به یاد می آورد. تفاوت کار عربشاهی با دیگر افراد گروه در این بود که او از خط و نقش های مذهبی استفاده نمی کرد ولی آثارش در مجموع دارای یک فضای مذهبی بود.
-------------------------------------------------------------
متن با دخل و تصرف برگرفته از حسن موریزی نژاد.دو هفته نامه تندیس . شماره ۷۸
منابع:
پاكباز، رویین. پیشگامان هنر نوگرای ایران . مسعود عربشاهی . موزه هنرهای معاصر تهران،۱۳۸۰
پاكباز، رویین. دایرهٔ المعارف هنر، نشر فرهنگ معاصر، تهران. ۱۳۷۸
رضا گوهرزاد. نگاهی به زندگی و آثار عربشاهی. روزنامه ی ایران، سال هفتم،شماره ۲۰۲۴، دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۰
محمد شمخانی. پشگامان هنر معاصر ایران. مجموعه مقالات، گفتگو با مسعود عربشاهی. نشر آگاه. زمستان ۱۳۸۴. چاپ اول. ص
جلال ستاری. جهان اسطوره شناسی. جلد هشتم، نشر مركز، ۱۳۸۳







رسول معرک نژاد