جنبش نوگرايي در نقاشي معاصر ايران-1
"جنبش نوگرايي در نقاشي معاصر ايران"
(پيشگامان نقاشي نوگرا)
(قسمت اول)
سيد رسول معرك نژاد
با آغاز دوره ي دوم حكومت پهلوي، جريان هاي جديد سياسي، اجتماعيوفرهنگي پديدآمد كه نقاشي ايران نيز متأثر از همين جريان ها بود. درحيطه ي فرهنگي مي توان به؛ تأسيس دانشكده هنرهاي زيباي تهران (1319ش.)، گشايش نگار خانه ها نظير تالار ايران (1343ش)، نشريه خروس جنگي (1328ش)، آغاز فعاليت بي ينال تهران(1337ش)،اعزام فارغ ا لتحصيلان دانشكده هنربه كشورهاي اروپايي و آشنايي آنان با مكتبهاي هنري مدرن همچون امپرسيونيسم ، كوبيسم واكسپرسيونيسم؛ وبازگشت آنان به ايران وفعاليت شان درزمينه ي نقاشي وهنرهاي تجسمي كه همگي اين فعاليت ها باعث پيدايي جنبش« نوگرا» در نقاشي معاصر ايران شد.
در سال هاي پس از انقلاب مشروطه، آشوب وبدبختي، ناتواني شاه قاجار، تقسيم ايران ميان نيروهاي روس وانگليس، فقدان مجلس مقتدر، و خطر دائمي شورش هاي وسيع در نواحي مختلف، ايران را دچار ضعف سياسي كرده بود.[11-ص21] احمد شاه، آخرين پادشاه سلسله ي قاجار، در سن دوازده سالگي تاجگذاري كرد و در دوران حكومت او نخستين جنگ جهاني (1914-1918م) به وقوع پيوست. پس از پايان جنگ، تعدادي از روشنفكران ايراني مقيم كشور آلمان نظير" سيد حسن تقي زاده" «انجمن ايران و آلمان» را تأسيس كردند. تأسيس اين انجمن نقش مهمي در غربي شدن و گرايش جوانان ايراني به غرب داشت. با كودتاي دوشنبه سوم اسفند ماه 1299 شمسي (21فوريه 1921م)، رضا خان سردار سپه و فرمانده كل قوا گرديد و در آذر ماه 1304 شمسي بر تخت سلطنت نشست. رضاشاه خواهان تمدن اروپايي بود و در مسايل سياسي با اتحادجماهير شوروي سابق و آلمان نازي دوستي برقرار كرد. با اين انديشه در صدد تغييرجامعه، از صنعت گرفته تا آداب و رسوم و لباس مردم به سمت اروپايي شدن بر آمد.[23-ص21] در آن زمان اعزام دانشجو به دو كشور آلمان و فرانسه، به عنوان مظاهر جامعه ي مدرن شدت گرفت. اما اين اقدامات در سطح و رويه ي جامعه بود و دانشجويان اعزامي به جاي شناخت عميق غرب به تقليد ظواهر آن پرداختند.[13-صص21و23]
با شعله ور شدن آتش جنگ جهاني دوم (1939-1945 م) وحمله نيروهاي روس و انگليس به ايران، رضا شاه روز 25 شهريور ماه 1320 شمسي (1941م)از سلطنت استعفا كرد و پسر وي، محمد رضا پهلوي عهده دار سلطنت شد. در اين اوضاع و احوال و تغيير وضع سياسي، ايران بيش از پيش در معرض برخورد عقايد و ايدئولوژي هاي رنگارنگ قرار گرفت و روشنفكران با اشتياق بيشتري جوياي راه هاي نو شدند.[4-ص373] بسياري از روشنفكران، هنرمندان و كارگزاران فرهنگي بر اين باور بودند كه آرمان شهر، براي جبران عقب ماندگيها، پيروي از فرهنگ غرب است و مي خواستند با آثار خود در حوزه هاي شعر، داستان،روزنامه نگاري و تأسيس مكان هاي هنري جامعه را به سمت و سوي هنر مدرن رهنمون كنند.[18-ص70/ 1-ص23] ازآن جمله؛ در داستان،جمالزاده با كتاب «يكي بود يكي نبود»(1300ش) (1) ؛ ميرزاده عشقي(2) و انتشار روزنامه «قرن بيستم»(1300ش)؛ نيما يوشيج با انتشار منظومه بلند «افسانه» در روزنامه قرن بيستم (1301ش)؛ صادق هدايت با «بوف كور» (1315ش)؛ ودر زمينه ي ساخت و تأسيس مراكز فرهنگي مي توان اشاره داشت به؛ تأسيس دانشگاه تهران (15بهمن ماه 1313ش)، تأسيس فرهنگستان ايران وانتصاب "محمد علي فروغي"(ذكاء الملك) به رياست آن مركز (1314ش)، تأسيس موزه ايران باستان درتهران(1315ش)، تأسيس كتابخانه ملي در تهران (1316ش)، تأسيس موزه پارس درشيراز(1317ش).
در اوضاع سياسي آن زمان شتاب پيوستن به دنياي مدرن وضوح بيشتر وپر رنگ تري نسبت به سال هاي قبل داشت، از آن جمله؛ استعفاي رضا شاه(1320ش)، دوره ي نخست وزيري دكترمصدق(1328-1330ش)، كودتاي سال 1332 شمسي، انقلاب سفيد شاه و مردم و اجباري شدن تحصيل براي كودكان. [11-ص62]
در حيطه ي هنرهاي تجسمي، اين گرايش وتغيير از زماني شدت گرفت كه كمال الملك در سن93 سالگي در گذشت(27مرداد ماه 1319ش) ودر مهر ماه همان سال "اسماعيل مرآ ت" وزير معارف وقت، دانشكده هنرهاي زيباي تهران را پس از شش سال از تأسيس دانشگاه تهران تأسيس كرد.[23-ص4] در آن دانشكده رشته هاي نقاشي، مجسمه سازي و معماري تدريسمي شدو با استادان فرانسوي و تعدادي از هنر آموختگان مكتب كمال الملكي(3) هم چون" علي محمدحيدريان" و"ابوالحسن صديقي" به سرپرستي "آندره گدار"(Andr Godard ، ايران شناس فرانسوي) اداره مي شد. روش تدرس در دانشكده بر اساس الگوهاي مدرسه هنرهاي زيبايپاريس (Beaux Arts) بود و اسلوب مكتب هاي امپرسيونيسم(4) (Impressionism)و پست امپرسيونيسم(5)(Post-Impressionism) آموزش داده مي شد.مكتبهاي نقاشي كه در غرب بيش از پنجاه سال از پيدايش آنها مي گذشت.[5-ص591] البته نه با وفاداري كامل به اسلوب آن مكاتب بلكه نوعي امپرسيونيسم كه در اصطلاح آنرا «قلم آزاد» مي خواندند ودر واقع كلاسي سيسمي (6)(Classicim) بود كه اندكي مسامحه درآن راه يافته بود و چندان ربطي به نوآوري هاي امپرسيونيست هاي اروپايي نداشت. و از طرف ديگر تنها مكاني كه آثار اين هنرجويان را به نمايش مي گذاشت، انجمن فرهنگي وابسته به سفارت خانه هاي خارجي بودند. زيرادر آن زمان مكان هايي به عنوان گالري يا نگارخانه براي نمايش آثار هنري وجود نداشت.[23-ص7]
------------------------------------------------------------------
پي نوشت ها:
1)به قول "خانلري"،جمالزاده با اين اثر به عنوان پيشواي داستان كوتاه نويسي فارسي خود را به ثبت رساند.
2)عشقي تير ماه 1303شمسي در سن سي سالگي به دست افرادي ناشناس ترور شد.
3) به مقاله " آغاز گرایش نقاشی و نقاشان ایران به نقاشی اروپا " در همین وبلاگ رجوع کنید.
4)امپرسيونيسم، از اولين مكاتب نقاشي مدرن استكه از سال 1874 ميلادي خود را تثبيت كرد، باهنرمنداني نظير؛مانه(Manet؛1832-1883م)مونه(Monet؛1840-1926م)،سيسيلي(Sisley؛1839-1899م)،دگا( Degas؛ 1834-1917م)؛ اينان نقاشي را از فضاي بسته كارگاه هاي نقاشي به فضاي باز طبيعت آوردندوتأثيرات نور را بر روي بوم نقاشي به نمايش گذاشتند.
5)نقاشاني بودند كه پس از امپرسيونيست ها به صحنه هنر آمدند ودر آثارشان علاوه بر عناصر پذيرفته شده از طرف امپرسيونيست ها، به ساختارهاي هندسي نيز پرداختند. هنرمنداني همچون؛سزان (Cezanne؛ 1839-1906م)،گوگن (Gauguin؛ 1848-1903م)،وانگوگ(Van Gogh؛ 1853-1890م)جزو اين مكتب هنري بودند.
6) كلاسي سيسم،اصطلاحي است در تاريخ هنر كه براي احياي خصلت آرماني در هنربه كار مي رود. هماهنگي و تناسب از مشخصه هاي اين نوع هنري است. در قرن نوزدهم،به معناي محافظه كاري وواپسگرايي در هنر واقع گرايي گفته مي شدكه با تقارن وتناسب آشكار بيان مي شدند.
--------------------------------------------------------------------------------------------
فهرست منابع در آخرین قسمت خواهد آمد.
ادامه دارد...
رسول معرک نژاد