هنرمندان معاصر-حبيب الله آيت اللهی

متولد سال 1313 - شيراز
- نفر اول دانشگاه تهران در سال 1338 مدال نقره
- استاد نمونه دانشگاه شاهد
- استاد نمونه برتر راهنماي پاياننامه های كارشناسي ارشد در سال 1383
- چهره ماندگار در هنرهای تجسمی در سال 1383
- استاد نمونه برتر راهنماي رساله دكترا در سال 1385
شركت در بيش از پنجاه نمايشگاه گروهي در داخل و خارج از ايران -شركت در همايش بين اللملي «ميراق فرهنگي ايران درآستانه قرن 21» مسكو بهمن 1379 و داراي آثار هنر ي در مجموعه شخصي خارج از كشور و موزه هاي هنر هاي معاصر تهران و كاخ ـموزه نياوران ،موزه هنر هاي زيباي سعدآباد ،موزه شهدا وغيره -شركت در كنفرانس هنر هاي تجسمي شرق در داكا ، بنگلادش ، سخنراني در مورد هنر ممعاصر ايران و هنر انقلاب اسلامي ،زمستان 1372 -مشاوره و شركت در تاسيس« موزه صنايع دستي ايران »( ميدان ولي عصر ) براي سازمان صنايع دستي ايران -داور دومين نمايشگاه آثار زنان هنر مند كشور ، تالار كاخ نياوران ،1374 -داوري و سخنراني دراكثر جشنوار ه هاي منطقه اي جوانان درشهر ستانها -عضو شوراي داوري دومين و سومين دو سالانه نگارگري ايراني -اسلامي ايران -داورسومين نمايشگاه نقاشي تجلي احساس (آثاربانوان ايران ) -عضو شوراي داوري دومين و سومين دو سالانه نقاشي معاصر ايران -دبير و عضو شوراي انتخاب و شوراي داوري نخستين دو سالانه نگارگري ايراني -اسلامي ايران ، 1370 -طراح مجموعه دو سالانه هنري براي معاونت هنري وزار ت فرهنگ و ارشاد اسلامي -شركت و سخنراني دركنفرانس هنر اسلامي در الجزاير به مناسبت نمايشگاه نگارگري و خوشنويسي ايراني و پاييز 1367 -عضو ارزشيابي هنرمندان كشور در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران -بيش ار 25 نمايشگاه انفرادي در ايران از سال 1349 به بعد راهنماي بيش از 41 پايان نامه و رساله دررشته هاي مختلف هنر
حبيب الله آيت اللهي در سال 1313 درشهر شيراز به دنياآمد . پدرش مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد جواد آيت اللهي شيرازي دارابي بود . مادر محترمشان فاطمه سيده فرزند مرحوم آيت اله العظمي حاج ميرزا عبدالباقي ملاباشي
پدرم حاج شیخ محمدجواد آیتاللهی» اهل شهرستان داراب (در استان فارس) و از شاگردان مرحوم «آیت الله سیدعبدالحسین لاری» بود، که بعد از گرفتن اجتهاد به توصیه ایشان به شیراز آمد و با خانواده مرحوم «آیتالله حاج میرزا عبدالباقی» وصلت کرد و در آن جا ماندگار شد.
دوران کودکی و نوجوانی حبیبالله آیتاللهی در شیراز در خانوادهای مقید به اعتقادات و باورهای اسلامی و در بافت قدیمی شیراز آن سالها، سپری شد. محل تولدش خانهای بزرگ و قدیمی بود، شامل اندرونی و بیرونی. اندرونی آن، به خواست پدربزرگ حسینیه شده بود و آنها در قسمت بیرونی که فضایی مستقل از اندرونی داشت، زندگی میکردند.
حبيب الله آيت الهي در دوران كودكي آيت الهي مصادف با جنگ جهاني دوم بود « دوران جنگ و پس از جنگ بسيار سخت گذشت زيرا ما فرزدان حتي كفش نداشتيم و از كفشهايي كه از لاستيك تويي اتومبيل ساخته ميشد در زمستان سرد و برفي استفاده ميكرديم .» در آن زمان با پايان يافتن جنگ جهاني دوم و اخراج آلمانها از ايران ، وقايع داخلي نيز به گونه ديگر رغم خورد. گرايش رضاشاه به آلمانها باعث گرديد مورد غضب دول متفق قرار گرفته و در سال 1320 هـ.ش از سلطنت خلع گردد. و اوضاع ايران بعد از شورشهاي قومي و قبيله اي با تحريك انگليس عليه آلمان رو به آرامش رود
«بیشترین خاطرات من از این سالها، مربوط به بازیها و جست و خیزهایی است که به اتفاق دو برادر کوچکترم، روی پشت بام کاهگلی خانههای اطراف داشتیم. بعداً دامنه این بازیها وسیعتر شد و از روی تیغهها، دیوارها و بامها میگذشتیم تا به پشت بام بازار مرغ میرسیدیم.گاهی با خاک باغچه مجسمههای کوچکی از اشیاء یا حیوانات درست میکردیم، ولی برادر بزرگترم تا چشمش به آنها میافتاد همگی را از بین میبرد و میگفت مجسمهسازی حرام است.»
پدر شاعر بود و اشعار بسیاری از بر داشت. «به فارسی و عربی شعر میگفت و اشعار عربیاش را بسیار خوب میسرود. هنوز شعری از وی در وصف حضرت شاهچراغ، روی دیوار شاهچراغ، حک شده باقی مانده است.»
در این سالها و در مدرسه، مهارت او در نقاشی، وجه تمایز و مایه تشخصش شده بود. «عکسهای کتابها را خیلی خوب میکشیدم. به تدریج از میان همکلاسیها، خریدارانی برای این طرحها پیدا شد. گاهی نیز طرحهایی با موضوع معینی سفارش میدادند، که آنها را ذهنی میکشیدم. بعد یاد گرفتم که با آب رنگ روی پارچههایی به ابعاد یک متر در یک متر نقاشیهایی از گل و بوته بکشم برای تثبیت رنگ روی آنها، ابتدا پارچهها را در زاج سبز میجوشاندم، این پارچهها را اغلب برای روسری خریداری میکردند. سالهای آخر دبیرستان که مصادف با حکومت دکتر مصدق و نهضت ملی شدن نفت و ناآرامیهای مربوط به آن بود، کاریکاتورهایی با مضامین سیاسی و مرتبط با اتفاقات آن روزها کشیده و روی دیوارهای ورودی شاهچراغ نصب میکردم.مدتی نیز پیش «صدرالدین شایسته شیرازی» درس نقاشی فرا گرفتم. «شایسته» نقاشی بود که به شیوهای شخصی نگارگری میکرد مدتی نیز شاگرد کمالالملک بود و با روش واقعگرایی او آشنا شده بود. در کلاس از وی روش تذهیب کاری، تشعیر کردن، حرکات اسلیمی و کپی کردن را فرا گرفتم. او آموزش خود را ابتدا با طرحهای سادهای شروع میکرد و سپس آرام آرام طراحی از درخت و انسان را آموزش میداد. بعد به آموزش کپی طرحهایی از خودش و سرانجام به رنگآمیزی طرح اصیلی از نگارگری ایرانی میپرداخت.»
حبیباله آیتاللهی در سال 1334 به تهران آمد و بعد از پذیرفته شدن در کنکور ورودی دانشکده هنرهای زیبا، در رشته نقاشی ادامه تحصیل داد. «سالها بعد، وقتی که دیپلم گرفتم و برای ادامه تحصیل به تهران آمدم. همزمان در کنکور دانشکده هنرهای زیبا و دانشکده پزشکی شرکت کرده و در هر دو قبول شدم. در نامهای که برای پدرم نوشتم، بعد از اطلاع این موفقیت به او گفتم که بیشتر مایلم تا نقاشی را ادامه دهم. پدر در پاسخ به من نوشت: با آن که پدربزرگت در وصیتش خواسته بود که یکی از شما پزشک شوید، ولی بهتر است که علاقهات را دنبال کنی.»علی محمد حیدریان، محمود جوادی پور و جواد حمیدی از جمله استادان مؤثر او بودند. در این زمان با مرتضی ممیز، غلامعلی مکتبی و حسین محجوبی همکلاس و با پرویز کلانتری، سهراب سپهری، علی اکبر صادقی و ... همدوره است.
در «مدرسه جعفری» تهران ، ادبیات و هنر تدریس میکردم. مهرداد اوستا نیز از جمله دبیران این مدرسه بود
آیتاللهی یک سال بعد از فارغالتحصیلی و طی بورسی که به عنوان دانشجوی ممتاز از سوی دانشگاه نصیب وی شد به فرانسه رفت تا در «مدرسه عالی هنرهای زیبای پاریس» (بوزار) ادامه تحصیل دهد. (1339) در بوزار و در کارگاه پروفسور «لوگو» سه سال آموزش دید و موفق به دریافت فوق لیسانس نقاشی شد.
بعد در «مدرسه عالی هنرهای تزیینی پاریس» ثبت نام کرد و با شرکت در کارگاه پروفسور «پار» «ماستوراکیس» فوق لیسانس دکوراسیون گرفت و سرانجام در طی مدت بیش از نه سال اقامت در پاریس، با دریافت مدارک دکترا در تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر از دانشگاه پاریس به ایران برگشت. «در بوزار و در دانشکده هنرهای تزیینی، آموزشی بر پایه مدل و واقعیت مشهود بود. در بوزار از روی طبیعت، طبیعت بیجان و مدل زنده کار میکردیم. هر روز مدل زنده و چیدمانی از طبیعت بیجان داشتیم و موظف بودیم در طی روزهای هفته، براساس برنامه داده شده، در کارگاه حضور داشته و کار کنیم و استاد تنها یک روز در هفته به کارگاه سر میزد و کارهای ما را مشاهده و راهنمایی میکرد. آن چه در فرانسه برای دانشجویان مشتاق هنر فراهم بود، وجود موزهها و گالریهای متعددی است که حضور و مشاهده آثار در آنها میتوانست بهترین خودآموز باشد. در فرانسه دریافت کتاب «روحانیت در هنر» اثر کاندینسکی به عنوان هدیه از دوستی و مطالعه آن و سپس هم زمان مشاهده نمایشگاهی از آثار آبستره پل کلی و کاندینسکی در پاریس، تلنگری شد تا به طور جدی روی کارهای آبستره مطالعه و تجربه کنم. با مطالعه کتاب «روحانیت در هنر» احساس کردم این تفکر چقدر با تفکر هنر ایرانی – اسلامی، نزدیک است. بعد در تداوم مطالعاتی که داشتم به نقشی که هنرهای تصویری شرق، در تحول نقاشی غرب داشته است،آشنا شدم. به این نتیجه رسیدم که هنر هر کشوری ریشه در فرهنگ آن سرزمین به خصوص فرهنگ دینی آن دارد»
حبیبالله آیتاللهی بعد از بازگشت به ایران، اولین نمایش انفرادیاش را در گالری سیحون ارایه کرد. (1349) این آثار که اغلب در ابعاد نسبتاً بزرگ و بدون جرم رنگی اجرا شدهاند، ترکیب کوبیستی از اشیاء و مناظر پیرامونی بودند. نمایشگاه بعدی او مدتی بعد در گالری سالیوان اتفاق افتاد. (1353) «بعد از این نمایشگاه سعی کردم تا نقاشی خود را بر یک پایه علمی و هندسی، که دارای ارزشهای هنری نیز باشد،استوار کنم. این روشی شد که تاکنون نیز ادامه یافته، اما به تدریج به نوعی اختصار، ایجاز و سادگی دست یافتهام. این قالبی شده تا از آن طریق، مضمونهای موردنظرم را که غالباً ریشه دینی دارند، بیان کنم. در فرانسه وقتی متوجه ساختار هندسی آثار هنرمندان غرب شدم، سعی کردم تا آن را خوب دریابم. و در تحلیل نگارگریهای اصیل ایرانی نیز نوعی ساختار هندسی کشف کردم و این انگیزهای شد تا هر کاری را بر پایه و زیربنایی هندسی تکمیل کنم. شروع مجموعهای با عنوان «کن فیکون» (خدا گفت باش و شد) را، که شماری از آنها در سال 1377 در انجمن فرهنگی سفارت یونان به نمایش گذاشتم، مرا به این فکر انداخت که آیه نور را (الله نور...) تصویر کنم، بعد از کشیدن تعدادی دیدم برایم خیلی سنگین است و نتوانستم ادامه دهم. اما این خود مقدمهای برای کارهای اخیرم شد. شکل و فضای آثارم را براساس هندسه و نسبتهای طلایی شکل میدهم و روش کارم نیز بدین ترتیب است که ابتدا طراحی دقیقی از آن چه میخواهم بکشم به وجود آورده و سپس آن را با دقت روی بوم پیاده و رنگآمیزی میکنم.»
آیتاللهی در سال 1349 به عضویت هیئت علمی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران درآمد. در سال 1354 فرصت مطالعاتی تازهای در فرانسه (یک و نیم سال)، و از سوی دانشگاه برای وی فراهم شد و در طی آن موفق به اخذ دکترا در هنرهای تجسمی (علمی و عملی) شد. «پیش از این نیز و در رفتوآمدهایی که به فرانسه داشتم، فوق لیسانس «زیباییشناسی و دانش هنر» را گرفته بودم. انقلاب که شد، من نیز از جمله کسانی بودم که به اتفاق چند نفر دیگر جامعه دانشگاهیان را تأسیس کردم. اما چون این جامعه بعد از مدتی مورد نفوذ و سوء استفاده قرار گرفت. بلافاصله به اتفاق چند نفر از دیگر استادان، جامعه اسلامی دانشگاهیان را تشکیل دادیم. در سال تحصیلی 60-59 به ریاست دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران منصوب شدم. در سالهای انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها، فعالیتم بیشتر در مرکز نشر دانشگاهی انجام میشد و به اتفاق گروهی دیگر، کمیته ترجمه و تألیف را برای ستاد انقلاب فرهنگی تأسیس کردیم. اما بعد از مدتی مجبور به استعفا شدم و به این نتیجه رسیدم که آن چه باقی میماند نه پست و مقام، بلکه آثار مکتوب شده است، بعد از این تنها به تدریس، ترجمه و تألیف پرداختم. در سال 1366 از عضویت هیئت علمی دانشکده هنرهای زیبا استعفا دادم و ناچار بعد از این به صورت حقالتدریس در دانشگاههای مختلف به تدریس پرداختم. مدتی بعد به اتفاق چند تن از دوستان در خیابان بابی ساندز مدرسه شهید باهنر را تأسیس کردیم و در آن جا به آموزش آزاد هنری پرداختیم. این مدرسه مقدمهای برای تأسیس دانشکده هنر شاهد در سال 1369 شد. سال 1372 وقتی که پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد جزو برنامههای این دانشکده قرار گرفت، به عضویت هیئت علمی آن انتخاب شدم و این عضویت همچنان ادامه دارد.»
حبيب الله آيت اللهي موسس و بنيانگذار جشنواره هاي تجسمي جوانان شهرستانها براي معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي - عضو بنيانگذار جامعه اسلامي دانشگاهيان ايران درمسير انقلاب اسلامي ايران ،1357 . - بنيانگذار دانشكده هنر در دانشگاه سيستان و بلوچستان ـپرديس زاهدان -موسس رشته دكوراسيون و معماري داخلي درمدرسه عالي ساختما ن ،1372 درسال 1351 و مديريت آن تا سال 1354 -موسس گروه نقاشي در مجتمع هنر ومعماري و شهر سازي دانشگاه يزد - عضو بنيانگذار دانشكده هنر دانشگاه شاهد،تهران - تاسيس رشته نقاشي در دانشگاه آزاد اسلامي واحد قرآن مركزي ، 1367
حبيب الله آيت الهي همه جنبه هاي هنري ايران را نوعي هنر مقدس ( هنر تحت تاثير مذهب ) مي داند. او معتقد است كه برخلاف هنر غرب ، در هر دوره اي از تاريخ ايران چندگونه زيبايي شناسي بر هنر حاكم بوده است. استاد آيت الهي نفوذ هنر مدرن ، به ويژه كوبيسم در ايران را پديده اي مصنوعي و غير اصيل مي داند و آثار استادان واقعگرايي چون عليمحمد حيدريان را مي ستايد. وي در پي استخراج جوهرة هنر ايراني ، با ويژگيهاي اسلامي آن مي باشد. استاد دست يافتن به اين مهم را از طريق آموزشهاي نظري و تبليغات صحيح دستگاههاي دولتي مي داند.
هنرمند از چند چیز تاثیر می گیرد: یکی پشتوانه فرهنگی و دوم اتفاقاتی که در جامعه اش می گذرد تلفیق این دو آینده را می سازد متاسفانه ما ایرانی ها عادت داریم چیز نویی که می گیریم کهنه خودمان را دور بیاندازیم. متولی هنر هر که باشد باید اصول زیبایی شناسانه هنر ایران را استخراج کند و در اختیار نسل جوان قرار دهد و راه های استفاده اش را هم بگوید. همه منتقدان و متفکران هم می گویند که هنرمند باید از جامعه خودش جلوتر باشد. فطرت انسان فطرت خداجویی و خداپرستی است و هنر و مذهب از یک ریشه اند و ریشه شان در الهی شدن و خدایی شدن است
.jpg)
.jpg)
.jpg)
-------------------------------------------------------------------------------------
برگرفته از:
دو هفته نامه تنديس،شماره ۹۶
تصاویر برگرفته از:
http://www.tandismag.ir/habibolahayatollahi.htm
رسول معرک نژاد