نمایشگاه ویدئوآرت" اعوجاج زمان"
.
رسول معرک نژاد
------------------
یک روز تمدید شد
پنج شنبه 4 اسفندماه

اول و دوم اسفند ماه 1390
.
ساعت 15 الی 17
.
موزه هنرهای معاصر اصفهان
.خیابان استانداری

اول و دوم اسفند ماه 1390
کاترین فروتیه
ترجمه جلال ستاری
جهان گشايي هاي مسلمين و جنگ هاي صليبي و سفرهاي زيارتي و مناسبات ديپلماتيك و مبادلات تجاري، از درياي شمال تا خليج فارس، شبكه ي انبوه و پيچيده اي تنيدند كه نخستين جلوه هايش در دوران سلسله ي كارولنژي٢ نمودار شد.
در آن هنگام مغرب زمين، نخست، منسوجات شرقي را كشف كرد و پسنديد و قدر شناخت. پارچه هاي ابريشمين گرانبهايي كه هارون الرشيد براي شارلماني فرستاد و منسوجات ابريشميني كه در ممالك اسكانديناوي و فرانسه و انگلستان، در مقابر و صندوق هاي حاوي بازمانده هاي اجساد و نيز پاره هايي از متعلقات قديسين و اوليا، از قرن ١١ ميلادي به بعد يافت شده اند، مبين رواج و انتشار نقش مايه هاي شرقي اصل در اروپا هستند، نقش مايه هايي چون نقش هاي جانداران شگرف و موهوم بر سرستون هاي رومي تا نقش گل هاي درخت انار و يا كنگر بر مخمل هاي بافت توسكان (Toscane)٣ و ونيز در عصر رنسانس، واين آرايه ها تنها دوگونه از تزيينات بسياري است كه نخستين منشأشان ايران است.
نقوش جانوران افسانه اي، شيردال هايي كه رو در رو ايستاده اند يا پشت به هم كرده اند و يا يكديگر را مي درند، شيردال هاي بالدار، عقاب هاي دو سر، موجودات شگرف عجيب الخلقه و پرندگان موهوم، بر منسوجات بوزنطي و قبطي و اسلامي يكسان به چشم ميخورند (تا آنجا كه گاه مشكل ميتوان محل بافت پارچه اي را تعيين كرد)، اما همه ي اين نقش مايه ها در ايران ساساني، غالبا با عوامل و عناصر متعلق به هنر هخامنشي، پديد آمده اند. در مورد تزيينات گل و بته نيز همين فرايند، در دوراني بس متاءخر، تكرار شده است
مغرب زمين، نخست، منسوجات شرقي را كشف كرد و پسنديد و قدر شناخت. پارچه هاي ابريشمين گرانبهايي كه هارون الرشيد براي شارلماني فرستاد، مبين رواج و انتشار نقش مايه هاي شرقي اصل در اروپا هستند.
١_ نقش اين پارچه ي بوزنطي متعلق به قرن هفتم ميلادي (موزه ي واتيكان)، اقتباس از مضموني ساساني است كه اصلش به عصر هخامنشي ميرسد و عبارت از صحنه هاي شكاري است نمودار نبرد شاهان و پهلوانان، سوار بر اسب يا پياده، با شير و گراز و جانوران شگفت و خيالي، و آن مناظر بر لوح هاي عاج و جام ها و مهرهاي سلطنتي ساساني نقش شده اند و در نقش برجسته هاي تخت جمشيد (قرن ششم پيش از ميلاد) و سرمشهد (قرن سوم ميلادي) نيز ديده مي شوند. اين نقش مايه كه در پارچه هاي ساساني، با شيوه پردازي به صورتي متقارن و محاط در ترنجي هاي مستدير، نقش شده از طريق بوزنطه به اروپا انتقال مييابد، ولي در پيكرتراشي رومي (Roman)،همان جانوران درنده ي ساساني و هخامنشي، حالت خشونت آميز بس آزادتري دارند (تصوير٢ ).
٢ _ صحنه اي كه بر اين سرستون كليساي سن هيلر دومل (Saint-Hilaire de Melle)واقع در دو _سو ر (Deux-S`evres)، متعلق به قرن ١١ ميلادي نقر شده، مقتبس از دو مضمون هنر ساساني است: يكي مضمون شكار (تصوير ١) و ديگري مضمون جانوراني كه يكديگر را مي درند و پيش از ساسانيان، در هنر هخامنشي به وفور ديده مي شود (نقش برجسته ي تخت جمشيد، بشقاب ها وجام هاي قرن ٥ پيش از ميلاد) و بعدا به صورت نقش پرداخته در هنر ساساني، به نمايش درمي آيد (تصوير 3) .
٣ _ پارچه ي منقوش ملهم از هنر ساساني كه ظاهرا در مصر، در قرن هفتم ميلادي بافته شده و به موزه ي برلن تعلق دارد.
شيراني كه روي در روي هم ايستاده اند و جنگ و ستيز جانوران، بدان گونه كه بر اين پارچه نقش بسته، دال بر رواج و انتشار دو مضموني است كه پيش تر از آنها ياد كرديم. اين دو مضمون بر پارچه اي نقش شده اند كه نقش تزييني اصلي آن، اقتباس از نقش مايه اي نوعا ساساني است، يعني نقش مايه ي سواراني كه در دو سوي درخت زندگي به هم مينگرند.
٤ _ ايران شرقي: ستيز شيران، قرن هشتم _ نهم ميلادي، موزه ي واتيكان. از سرستون هاي رومي مواساك (Moissac) و تولوز (Toulouse)، تا پارچه هاي رنگارنگي كه در لوك (Lucques) در قرن ١٤ بافته شده اند، اين مضمون تزييني كه عبارت از نقش شيران روي در روي يا پشت به هم است و منبع الهام آن در هنر غربي، هنر ساساني است به وفور يافت ميشود. تصوير روگرفتي يقينا مصري از اين نقش مايه بر پارچه ي بافت مصر كه متعلق به موزه ي برلن است، در اينجا به چاپ مي رسد (تصوير ٣).
٥و ٦ _ نقش «گذر شيران» زينت بخش اين پارچه ي ساساني است (قرون ٧ و ٨ ميلادي) و نقش برجسته ي معروف تخت جمشيد (قرن پنجم پيش از ميلاد) با دو نقش: صف جانوران در يك رديف و نوار گل هاي كوچك نقش پرداخته، در رديف ديگر، دال بر دوام مضموني هنري در ايران است كه به نمونه هاي بسيار كهنش ميتوان اشاره كرد. از جمله بر جام ها و لوح هاي طلا جزو گنجينه ي زيويه (قرن هفتم پيش از ميلاد) و در نقش برجسته هاي شوش (موزه ي لوور). اين مضمون تا جنوب سيبري (قالي پازيريك كه زين و يراق اسب بوده است، قرن ٣ و٤ پيش از ميلاد) نيز گسترش يافت و نيز در پيكرتراشي و نشانه هاي خانوادگي و سلحشوري و مينياتوري غربي به كار رفت (تصوير ٧).
٧ _ تذهيب كتاب دعاي اشتر ناخ ( Echternach، قرن يازدهم). ميتوان تبارنامه ي اين مضمون تزييني را چه از لحاظ قسمت بندي (repartition) و چه به عنوان نقش مايه، در چند قرن، از نقش برجسته هاي تخت جمشيد تا منسوجات ساساني كه مزين به نقش شيرهاي «گذرنده» يا روي در روي است (تصاوير٤و٦) پي گرفت.
٨و ٩ _سر ستون رومي كليساي شوويني (Chauviny) در وين (تصوير ٨) و لوح طلايي كه در زيويه (كردستان ايران)، در گوري سكايي (scythe) متعلق به قرن ٧ پيش از ميلاد، يافت شده است (تصوير ٩).
بي گمان منشاء اين مضمون دو موجود شگرف وعجيب الخلقه ي بالدار، با يك سر، نقوش تزييني جانوراني است كه بر جام هاي (ايراني) مي توان ديد، بدين وجه كه پيكر شيرها، يا بزهاي كوهي بر بدنه ي جام نقر شده و سرهاي (مشترك) آنها كاملا برجسته است. قديميترين نمونه ي اين تزيين، جامي از قير (bitume) است كه در شوش به دست آمده و چنان كه در تصوير ميتوان ديد، غالبا در زاويه ي سرستون ها نقر مي شود ولي گاه در نعل درگاه و يا بر سينه ي سنتوري يا بر سر در نيز به عنوان مثال در كليساي سن ژيل دوبووه (Saint-Gilles de Beauvais) حجاري شده است (قرن هفتم ميلادي(.
١٠و١١و١٢ _ پهلوي هم قرار دادن دو موجود به نحوي كه سر يكي با ته ديگري مصادف مي شود (تصوير ١٠)، به گونه اي كه در ورودي شكوهمند موسوم به مدخل وراقان در كليساي جامع روآن ١٢٩٠_١٣٠٠م. حجاري شده، اقتباس از كهن مضمون ايراني است (كه شايد خود از ورزاهاي دو سر سرستون هاي تخت جمشيد، مشتق شده باشد) و هنرمندان دوران صفوي نيز در بهره برداري از آن كامياب بوده اند. در واقع چندين نمونه تصوير، مشابه تصويري كه در اينجا به چاپ ميرسانيم و در موزه ي گيمه (Guimet) نگاهداري مي شود (تصوير ١٢) وجود دارد. بر همان مبنا و قريب به همان دوران، هنرمند نقاشي از مكتب فونتن بلو (Fontainebleau)، تابلوي كوچكي نمودار «دو سازنواز» نقاشي كرد (مجموعه ي خصوصي) كه به حسب گردش صفحه ي كوچكي (plaquette) كه دور محور خود مي گردد و در وسط تابلونصب شده (تصوير ١١) مي توان تصاوير را افقي و عمودي «خواند». تركيب دو اسب نيز در غرب بي سابقه نيست، چنان كه در حاشيه ي كتاب دعاي پترزبورگ، متعلق به اواخر قرن ١٣م.، ديده ميشود.
١٣ _ پارچه ي ابريشمين ايراني، متعلق به قرن ١٦م. شيكاگو، جزو مجموعه ي بلر (Blair).
١٤_ حضرت مريم بر تخت، اثر Carlo Crivelli، جزيي از تابلو، موزه ي واتيكان.
١٥_ كنده كاري روي چوب با نقش مايه ي گل، موزه ي تهران
ايران نقش مايه هاي نمادين يا تزييني كهن ترين تمدنها را گرفته، از صافي گذرانده و به تحليل برده و سپس در سراسر آبگير مديترانه منتشر ساخته است.
١٦ _ دوك دوبري (de Berry)بر سفره، جزيي ازتصوير، مينياتور دستنويس
“Tres riches heures de duc de Berry”,قلم پير ليمبورگي (Pierre de Limbourg)، شانتييي (Chantilly)، موزه ي كنده. (Conde)
١٧_ تكه اي از پارچه ي ابريشمين بافت ايران. قرن ١٦ م.، پاريس، موزه ي هنرهاي تزييني.
١٨_ بخشي از قاب بند چوبي نورگير، موزه ي تهران. ميتوان ساخت و پرداخت نقش مايه ي گل انار را (تصويرهاي ١٣،١٥،١٧و ١٨) در هنر ايران، براساس نمونه هاي بسيار كهن كه از آن در دست است پي گرفت. مناسبات ميان ونيز وشرق و رونق تجارت منسوجات، معلوم مي دارند كه چرا حضرت مريم در كريولي) , (Crivelli)تصوير ١٤) جامه اي گرانبها به تن دارد و شرقيان در تابلوهاي جنتيل بليني (Gentile Bellini) رداهاي مزين به نقش گل پوشيده اند و حتي جامه هايشان در اين تابلوها، از جامه هايي كه آدمها در نگارگري (مينياتور) ايراني، به تن كرده اند، شكوهمندتراست. زيبايي منسوجات شرق، فقط الهام بخش ونيزيان نبود، بلكه خاصه در فلورانس و نيز در فرانسه و اسپانيا به تقليد از منسوجات شرقي، پارچه هاي فاخر مي بافتند، چنان كه در مينياتور مشهور كتاب
(Tres riches heures) ،) تصوير ١٦)، نقش مايه ي جامه ها كه حتي جزيياتش به دقت نقش شده، نشان ميدهد كه منسوجات با تزيينات شرقي، در دربار دوك دوبري از چه شهرت و مقبوليتي برخوردار بوده است. هنرمند نقاش در پرداخت اين اثر، يا از منسوجات اصلي الهام گرفته و يا از آرايه هاي كنده كاري نظير آذيني كه تصويرش را مي بينيد (تصوير ١٨). وانگهي صورت ريز اثاثيه ي دوك دوبري، شامل اشياء متعددي است از جمله منسوجات، ظروف فلزي يا شيشه اي «به سبك ماوراء بحار» و «به شيوه ي سارازن ها » (Sarrazian)كه بي گمان بخشي عمده از آنها، به تقليد از نمونه هاي شرقي ساخته شده بودند.
١٩_ كناره ي پارچه اي كه در قرن ١٤ ميلادي، در ساكس سفلي(Basse-Saxe) بافته شده است. موزه ي هانور . (Hanovre)
٢٠_ سر ستون كليساي سن هيلردومل (Saint-Hilaire de Melle)در دو _ سور(Deux _Sevres) , قرن 11 میلادی.
٢١ _جامه ي روژه (Roger)دوم كه در قرن ١٢م. در پالرم (Palerme) بافته شده است (از روي گراووري متعلق به قرن ١٨ میلادی).نقش مايه هايي چون نقش هاي جانداران شگرف و موهوم بر سرستون هاي رومي تا نقش گل هاي درخت انار و يا كنگر بر مخمل هاي بافت توسكان و ونيز در عصر رنسانس، واين آرايه ها تنها دوگونه از تزيينات بسياري است كه نخستين منشأ آنها ايران است.
٢٢ _حاشيه ي تذهيبي كتاب دعاي لويي مقدس (در حدود ١٢٦٠).
٢٣_ پارچه ي ساساني (قرن ١١ _ ١٠ ميلادي) موزه ي كلوني (Cluny) .
٢٤_ قاببند گچي تزييني (جزيي از كل اثر)، ايران، قرن ١٣ ميلادي، موزه ي سياتل (Seattle) .
٢٥_ نقش آفريني مرغاني با گردن هاي به هم پيچيده. پارچه ي ابريشمين زربافت. پالرم، قرن ١٤ ميلادي، موزه ي تورين (Turin).
٢٦ _ هنر ايران: لوح مزين به شاخ و برگ هاي به هم بافته از ميناي سبز رنگ. اسليمي ها و نقش هاي درهم تابيده ي هنر شرقي، از بزرگ ترين منابع (شرقي) الهام بخش پيكرتراشان و تذهيب كاران (غربي) است كه گاه از پيچيده ترين الگوها تقليد كردند و گاه روگرفتي ساده شده از آنها پرداختند (تصوير ٢٢) .
١_ منظور شماره ي مخصوص مجله ي ) L’oeilمورخ ژوئيه _ اوت ١٩٧١) است كه اين مقاله از همان منبع ترجمه شده است. (م)
٢ Carolingians _،دومين دودمان شاهان فرانسه از سال ٧٥١ تا ٩٨٧ ميلادي
٣_ شمال غربي ايتاليا (م)
٤ _ خصوصا اتاق نسخه برداري در صومعه (م )
٥ _ در توسكان (م)
------------------------
برگرفته از:
www.tavoosonline.com/Articles/ArticleDetailFa.aspx?src=101&Page=1
کلیه تصاویر از مجله L`Oeil شماره های 199_200 ، ژوئیه و اوت 1971
فصلنامه هنری طاووس،شماره 7 ،زمستان 1380
هنرمندان معاصر
رضا آرامش

متولد 1349 اهواز

اکشن 97 – گشتن شهروندان الجزایرهای که به تروریست بودن مظنون شدهاند، ریختن آنها در ماشین و بردنشان به سلولهای بازجویی، الجزیره 1956


اکشن 105: سرباز اسرائیلی که تفنگش را به سوی جوانی فلسطینی گرفته و از او میخواهد تا در محل بازرسی ارتش در طول ”مرز جدایی” در آستانهی اورشلیم لخت شود ، مارس 2006 (2011)، پپکرهای از چوب درخت لیمو، شیشه و روکش چوب
برای آرامش نگاره یا تصویر دنیا در آشوب و جنگ نکته کانونی کارش شده است. با دقت و وسواس به بازآفرینی جزئیاتی میپردازد که در تصاویری از جنگها و تعارضها و ناسازگاریهایی دیده میشود که در مطبوعات، تلویزیون و رسانههای آن ـ لاین دیده میشوند. معمولاً روی مردی تنها یا گروهی از مردان کانونمند میشود و میکوشد شخصیتشان را در عکسها یا پیکرههایش به نگاره کشاند.
آرامش در عکاسی رسانهای را می یابد تا با آن سیاست اجتماعی دنیای نو را با علاقههای خود در تاریخ هنر، فیلم و ادبیات پیوند دهد.
در پیکرهسازی از فنون دقیق پیکرهسازان سده هفدهم اروپا سود میجوید. دانستن این برای دریافت کارهایش مهم است، زیرا به این ترتیب گفتوگوی امروز را وارد سنتهای پیکرهسازی و گفتوشنودهای درازمدت در باب ناسازگاری و ایمان و در نتیجه امید میکند. از بیننده دعوت میکند تا بپرسد آیا قربانیان جنگهایی را که او به نگاره میکشاند میتوان قدیسان امروز پنداشت؟ و این کار را نه در رابطهای جداییآمیز میان خاور و باختر، که در چارچوب واقعیت رنج مردمی پیش میبرد.
عکسهای آرامش نمایانگر گونهای سکون است که نقاشی بیجان را تداعی میکند. نمایشنامههایش در خانهها به روی صحنه میروند، از آپارتمانهای باشکوه تا خانههای اشرافی و موزههای هنری، تا چنین برساند که ثروت و منافع مالی از بنیاد با جنگ درهم تنیده شدهاند. میگوید: "به گمان من گزارشگرهای جنگ به گونهای ارائه میشود تا شما با یک نگاه دهشت را ببینید. از این راه است که روی برخی عناصر کانونمند میشوند و گزافگویی میکنند. توجه به دهشت کشیده میشود و شما از خواندن بیشتر تصویر دست میکشید." آرامش میخواهد تمام لایههای واقعیت دیده شوند. "زندگی به صورتی که زندگی میشود چیزی است که نمایش و رسانهها در جست وجویشان برای دهشت از دست میدهند. "ابراز تراژدی غرش میشود. علاقهی من به چیزهایی است که به طور کامل کنار گذاشته میشوند؛ آن چیزهایی که دوربین به راستی نمیگیرد، و در پیرامون است."
این را به خیال درآورید: که دارید پیاده از کار به خانه میروید، در پیادهروی خیابانی بیرون از شهر و از پنجره خانهای ایواندار گروهی مرد خاورمیانهای میبینید که جوراب به سر کشیدهاند و روی مبل نشستهاند، درست در زمانی که فعالیت تروریستی، فرهنگ مردمپسند بصری را پر و لبریز کرده است ـ نامنتظره و خطرناک با همسایگی و آشنا درآمیزد ـ با پَری از فلفلِ ترس از غریبه. این نمایشنامهای است که آرامش در نمایشگاهش با نام "این را به خیال درآورید" (1381) به نمایش میگذارد. در عین حال که کارهایش سیاسی است، عنصر خندهآوری نیز در تمام آنها دیده میشود، که برای او بسیار مهم است، زیرا احساس میکند که شوخطبعی فاصلهای برای نقد فرهنگ میآفریند. انگار از آن بیشتر به صورت دستافزار سود میجوید تا راهی برای خنداندن مخاطب. راهی برای شکستن وضعیتهای ناجور و شرمآور است تا مخاطب احساس راحتی کند حتی زمانی که نباید.

این درآمیختن قراردادها و کلیشههای مربوط به جنگ که از مشخصات کار این هنرمند است بیتردید از تجربههای فردی نوجوانی خودش هم از زندگی در جنوب ایران به هنگام جنگ با عراق گرفته شده و کاوشی است برای اینکه خود او چگونه درکودریافت میشود و چنین درکودریافتی بر پایهی چه لغزشها و خردورزیهای نادرست است. با این حال این گونه پردازش به نژاد، و چیرگی قانون باخترزمین به معنای بازبینی جداییآمیز نگرش باختر به خاور نیست. قصد از آن به گفتهی خودش: نقد بلندپروازی طبقه متوسط ایرانی در مورد برداشت آرمانیشدهی فرهنگ باخترزمین و کندوکاو برداشت مردانگی در چارچوب فرهنگ اسلامی هم هست.

من باورمندم، اجرای مراسم تغییر گارد سلطنتی در میدان ترافالگار

میان چشم و شئی سایه ای می افتد (1387)
سلسلهی میان چشم و شئی سایه ای می افتد (1387)، نامی که آرامش از ویلیام بارو گرفته تلاشی است برای از حافظه پاک کردن تصاویر رسانههای پیرامون مان. میخواهد شیوهی دریافت ما را از تراژدی برهم زند و با این کار حقیقت دهشتآور و هولناک موضوع را یادآور شود. پوشش همواره حاضرِ سنگدلیها و دیوصفتیها که به زبان واژه و نگاره درآورده میشود، به همان اندازه که ما را بیحس میکند، با شناخت به نسبت خوبی که از تراژدی به دست میآوریم، گونهای بیتفاوتی هم به بار میآورد. برای رویارویی با این تأثیر مرگبار، آهنگ تصویر را آهسته میکند و با این کار ما را به آن مردمیت جوهری میکشاند که در خوانش لحظهای از دست می رود. به این ترتیب شکل تراژدی را میشکند و با این کار انگار ناگهان برهنگی، آسیب پذیری می شود، کنجکاوی تماشاگر از میان نمیرود بلکه ساده دلانه می نماید. و دوباره تراژدی مردمی مردمی می شود. به گفتهی خودش "هر کدام از ما میتواند سرکوبگر و هر یک از ما قربانی باشد.” از همین رو شخصیت سرکوبگر در این سلسله به طور کامل برداشته شده و دوربین به عمد فاصلهای را نگاه میدارد و روی صحنه مردان دستگیرشده کانونمند میشود.

راه رفتن در تاریکی نوری نویدداده شده

یکی از پیکرههای نمایشگاه ساکنین زمین 2011

اکشن 58، دنیای بدون مرز
منابع:
کاتالوگ نمایشگاهها و بازبینیهای نمایشگاههایش از جمله در مجله فریز
-----------------------------
برگرفته از:
http://www.tavoosonline.com/FutureArtist/AloneFa.aspx?src=21&Page=1