ازشرق به غرب
 

کاترین فروتیه

ترجمه جلال ستاری


منابع شرقي هنر غربي دير زماني است كه كشف شده است. اميل مال (Emile Male)، هانري فوسيون (Henri Focillon)و ژان بالتروزائيتيس (Jean Baltrusaitis)، جريان هاي عمده ي آن تاثيرگذاري را تا سرچشمه اش پي گرفته اند و پيچ و خم هاي اين رودخانه را كه آبشخور اروپا در قرون وسطي بوده و با آبياري، موجب باروريش شده است، كاويده اند و بنابراين تكرار آن در اينجا بيهوده مينمايد. اما چگونه ممكن است، دستكم با ذكر چند مثال، اين پديده را كه گسترش و اصالت و نومايگي شگفتي دارد، در مجموعه اي كه به بررسي جهات اساسي هنر ايران اختصاص دارد١، يادآور نشد؟ زيرا در بهره هايي كه فرهنگ غرب خاصه استادان رومي (Roman)، در زمينه ي هنر تزييني از شرق برده، تاثير ايران تعيين كننده تر بوده است. ايران نقش مايه هاي نمادين يا تزييني كهن ترين تمدنها را گرفته، از صافي گذرانده و به تحليل برده و سپس در سراسر آبگير مديترانه منتشر ساخته است. وگاه ضوابط و قواعد شمايل نگاري اي كه در فلات ايران پرداخته شده بودند، غيرمستقيم، از طريق پايگاه هايي چون قسطنطنيه و سيسيل زير سلطه ي مسلمين و اسپانيا (اندلس)، به شمال كوه هاي آلپ رسيدند و به قول ر.گيرشمن  (R. Ghirshmann) « همان مسيري را پيمودند كه از سومر و بابل و نينوا به ايران هخامنشي و ساماني مي رسد و از آنجا به بيزانس و اسلام و اروپاي كاتوليك رومي (Europe Romane)، منتهي مي شود».

جهان گشايي هاي مسلمين و جنگ هاي صليبي و سفرهاي زيارتي و مناسبات ديپلماتيك و مبادلات تجاري، از درياي شمال تا خليج فارس، شبكه ي انبوه و پيچيده اي تنيدند كه نخستين جلوه هايش در دوران سلسله ي كارولنژي٢ نمودار شد.

در آن هنگام مغرب زمين، نخست، منسوجات شرقي را كشف كرد و پسنديد و قدر شناخت. پارچه هاي ابريشمين گرانبهايي كه هارون الرشيد براي شارلماني فرستاد و منسوجات ابريشميني كه در ممالك اسكانديناوي و فرانسه و انگلستان، در مقابر و صندوق هاي حاوي بازمانده هاي اجساد و نيز پاره هايي از متعلقات قديسين و اوليا، از قرن ١١ ميلادي به بعد يافت شده اند، مبين رواج و انتشار نقش مايه هاي شرقي اصل در اروپا هستند، نقش مايه هايي چون نقش هاي جانداران شگرف و موهوم بر سرستون هاي رومي تا نقش گل هاي درخت انار و يا كنگر بر مخمل هاي بافت توسكان (Toscane)٣ و ونيز در عصر رنسانس، واين آرايه ها تنها دوگونه از تزيينات بسياري است كه نخستين منشأشان ايران است.

نقوش جانوران افسانه اي، شيردال هايي كه رو در رو ايستاده اند يا پشت به هم كرده اند و يا يكديگر را مي درند، شيردال هاي بالدار، عقاب هاي دو سر، موجودات شگرف عجيب الخلقه و پرندگان موهوم، بر منسوجات بوزنطي و قبطي و اسلامي يكسان به چشم ميخورند (تا آنجا كه گاه مشكل ميتوان محل بافت پارچه اي را تعيين كرد)، اما همه ي اين نقش مايه ها در ايران ساساني، غالبا با عوامل و عناصر متعلق به هنر هخامنشي، پديد آمده اند. در مورد تزيينات گل و بته نيز همين فرايند، در دوراني بس متاءخر، تكرار شده است

كاف.ي است چند نمونه از اقتباس هاي مستقيم غرب از ايران، يا نمونه هاي مشابه هنر غربي با ايراني، يا انشعابات هنر غربي از هنر ايراني و يا نمونه هاي اشتقاقات كج تاب هنرغربي از هنر ايراني را برگزيد و مد نظر گرفت تا هم اصالت و كيفيت تزييني هنر ايراني و هم تخيل و قريحه و نيز ذوق ساده و صميمي و مكتب نديده ي هنرمندان غرب كه مسحور چيزهايي از شرق اسرار آميز بودند كه مي توانستند مشاهده كنند، معلوم و شناخته شود.
 
مقابله و مقايسه ي تغييرات گوناگوني كه بعضي نقش مايه ها در طي طريق پيرامون مديترانه يافته اند، تا به «نوشتارخانه»اي ٤ (Scriptorium) در پاريس و يا به كارگاه پارچه بافي اي در ساكس سفلي، يا به كليسايي رومي در پواتو (Poitou) رسيده اند، نيز جالب توجه است. يكي از اين پايگاه هاي عمده، بي گمان سيسيل عربي (اسلامي) است كه فرمانروايان نرمان (Norman) و كارگاه هاي بافت پارچه هاي ابريشمين اش كه به دستور روژه ي دوم برپا شد، وارث سنت ايراني بوده اند. پس از قيام مردم سيسيل (عليه فرانسويان جزيره) در ٣٠ مارس ١٢٨٢ (Vepres siciliennes) صنعتگران يا پيشه وران پالرم (Palerme) به لوك (Lucques)٥ مهاجرت كردند و اين چنين مجموعه اي از نقشمايه هاي شرقي را با خود به سوي شمال بردند. مرحله ي ديگر اين پيشرفت هنگامي است كه ژيبلن ها (Gibelin) به سال ١٣١٤ شهر را غارت كردند و در نتيجه كارگاه ها تعطيل شدند و كارگرانشان به ژن (Gens) و ونيز گريختند ويا از كوه هاي آلپ گذشته به آوينيون (Avignon) و ليون (Lyon)، پناه بردند.
بعضي منازل اين مسير هزار خم ناشناخته نيست، ولي ممكن است پاره اي از آنها با كشف آثار هنري اي كه امروزه هنوز به دست نيامده اند، معلوم گردند. بنابراين ميتوان اين تفحص و پژوهش را كه زماني، به كالبد شكافي ظريف و خطيري ميماند و زماني ديگر به بازي شباهت دارد، ادامه داد. زيرا تشخيص پژواك ديرين نقش مايه اي ايراني در پرده ي نقاشي اي از مكتب فونتنبلو(Fontainebleau) كه پيش از آن، به دست پيكرتراشان كليساي جامع روآن (Rouen) افتاده و دوام مضمونش در ايران تا قرن هاي ١٦ و ١٨ نيز مشهود است، به مثابه ي نوعي بازي است.
 
اما براي تكميل تحليل مناسبات ميان شرق و غرب بايد جريان هاي مخالف، يعني رسوخ بعضي عناصر هنر اروپايي در آسياي صغير را نيز بررسي كرد. اين جريان، گراورهاي ايتاليايي را به قسطنطنيه برد و تذهيب هاي فرانسوي را به نگارگرهاي ايراني شناساند و سرانجام هنرمنداني چون بليني (Gentile Bellini) را به دربار عثماني كشاند. بيگمان شارلماني پيش از اين دوران، به عوض هداياي هارون الرشيد، هدايايي به وي پيشكش كرده بوده است. سفيران ادوارد اول شاه انگلستان در ١٢٩٢ و سفراي ژاك دوم آراگوني در ١٣٠٠ قطعا با دستان خالي به ايران نرفته بودند واگر در صورت ريز اموال و اثاث مجموعه داري چون دوك ژان  دوبري (Jean de Berry)، بسياري اشياء «ساخته به سبك مصنوعات ماوراء بحار» يافت ميشود، اين را نيز ميدانيم كه فيليپ دلاور (Le Hardi)، به همراه غرامتي كه براي آزادي پسرش ژان دلير (sans peur) كه در نيكوپوليس(Nicopolis) به سال ١٣٩٦ اسير شده بود، به بايزيد (Bajazet) پرداخت، تعدادي سلاح و زين و قوش و باز و پارچه، منسوجات بافت رنس (Reims) و پارچه هاي منقوش ارغواني بافت بروكسل و پرده ها يا قالي بافت هاي آراس (Arras) مزين به داستان  هاي كهن، چون سلطان آنها را به غايت دوست مي داشت، نيز تقديم كرد. وحسن اتفاق را كه يكي از اين پرده ها، نمايشگر فتوحات اسكندر است: چيزي كه عوض دارد گله ندارد. آيا افسانه ي اسكندر و اين مضمون كه كركس هايي گردونه ي آن پهلوان را با سرنشين به هوا بلند كرده مي برند، از جمله مضاميني نيست كه ايتاليا و اروپاي شمالي از شرق، به عاريت گرفته اند؟

مغرب زمين، نخست، منسوجات شرقي را كشف كرد و پسنديد و قدر شناخت. پارچه هاي ابريشمين گرانبهايي كه هارون الرشيد براي شارلماني فرستاد، مبين رواج و انتشار نقش مايه هاي شرقي اصل در اروپا هستند.

١_ نقش اين پارچه ي بوزنطي متعلق به قرن هفتم ميلادي (موزه ي واتيكان)، اقتباس از مضموني ساساني است كه اصلش به عصر هخامنشي ميرسد و عبارت از صحنه هاي شكاري است نمودار نبرد شاهان و پهلوانان، سوار بر اسب يا پياده، با شير و گراز و جانوران شگفت و خيالي، و آن مناظر بر لوح هاي عاج و جام ها و مهرهاي سلطنتي ساساني نقش شده اند و در نقش برجسته هاي تخت جمشيد (قرن ششم پيش از ميلاد) و سرمشهد (قرن سوم ميلادي) نيز ديده مي شوند. اين نقش مايه كه در پارچه هاي ساساني، با شيوه پردازي به صورتي متقارن و محاط در ترنجي هاي مستدير، نقش شده از طريق بوزنطه به اروپا انتقال مييابد، ولي در پيكرتراشي رومي (Roman)،همان جانوران درنده ي ساساني و هخامنشي، حالت خشونت آميز بس آزادتري دارند (تصوير٢ ).

٢ _ صحنه اي كه بر اين سرستون كليساي سن هيلر دومل (Saint-Hilaire de Melle)واقع در دو _سو ر (Deux-S`evres)، متعلق به قرن ١١ ميلادي نقر شده، مقتبس از دو مضمون هنر ساساني است: يكي مضمون شكار (تصوير ١) و ديگري مضمون جانوراني كه يكديگر را مي درند و پيش از ساسانيان، در هنر هخامنشي به وفور ديده مي شود (نقش برجسته ي تخت جمشيد، بشقاب ها وجام هاي قرن ٥ پيش از ميلاد) و بعدا به صورت نقش پرداخته در هنر ساساني، به نمايش درمي آيد (تصوير 3) .

٣ _ پارچه ي منقوش ملهم از هنر ساساني كه ظاهرا در مصر، در قرن هفتم ميلادي بافته شده و به موزه ي برلن تعلق دارد.
 

شيراني كه روي در روي هم ايستاده اند و جنگ و ستيز جانوران، بدان گونه كه بر اين پارچه نقش بسته، دال بر رواج و انتشار دو مضموني است كه پيش تر از آنها ياد كرديم. اين دو مضمون بر پارچه اي نقش شده اند كه نقش تزييني اصلي آن، اقتباس از نقش مايه اي نوعا ساساني است، يعني نقش مايه ي سواراني كه در دو سوي درخت زندگي به هم مينگرند.

٤ _ ايران شرقي: ستيز شيران، قرن هشتم _ نهم ميلادي، موزه ي واتيكان. از سرستون هاي رومي مواساك (Moissac) و تولوز (Toulouse)، تا پارچه هاي رنگارنگي كه در لوك (Lucques) در قرن ١٤ بافته شده اند، اين مضمون تزييني كه عبارت از نقش شيران روي در روي يا پشت به هم است و منبع الهام آن در هنر غربي، هنر ساساني است به وفور يافت ميشود. تصوير روگرفتي يقينا مصري از اين نقش مايه بر پارچه ي بافت مصر كه متعلق به موزه ي برلن است، در اينجا به چاپ مي رسد (تصوير ٣).

٥و ٦ _ نقش «گذر شيران» زينت بخش اين پارچه ي ساساني است (قرون ٧ و ٨ ميلادي) و نقش برجسته ي معروف تخت جمشيد (قرن پنجم پيش از ميلاد) با دو نقش: صف جانوران در يك رديف و نوار گل هاي كوچك نقش پرداخته، در رديف ديگر، دال بر دوام مضموني هنري در ايران است كه به نمونه هاي بسيار كهنش ميتوان اشاره كرد. از جمله بر جام ها و لوح هاي طلا جزو گنجينه ي زيويه (قرن هفتم پيش از ميلاد) و در نقش برجسته هاي شوش (موزه ي لوور). اين مضمون تا جنوب سيبري (قالي پازيريك كه زين و يراق اسب بوده است، قرن ٣ و٤ پيش از ميلاد) نيز گسترش يافت و نيز در پيكرتراشي و نشانه هاي خانوادگي و سلحشوري و مينياتوري غربي به كار رفت (تصوير ٧).

٧ _ تذهيب كتاب دعاي اشتر ناخ ( Echternach، قرن يازدهم). ميتوان تبارنامه ي اين مضمون تزييني را چه از لحاظ قسمت بندي (repartition) و چه به عنوان نقش مايه، در چند قرن، از نقش برجسته هاي تخت جمشيد تا منسوجات ساساني كه مزين به نقش شيرهاي «گذرنده» يا روي در روي است (تصاوير٤و٦) پي گرفت.

٨و ­٩ _سر ستون رومي كليساي شوويني (Chauviny) در وين (تصوير ٨) و لوح طلايي  كه در زيويه (كردستان ايران)، در گوري سكايي (scythe) متعلق به قرن ٧ پيش از ميلاد، يافت شده است (تصوير ٩).

بي گمان منشاء اين مضمون دو موجود شگرف وعجيب الخلقه ي بالدار، با يك سر، نقوش تزييني جانوراني است كه بر جام هاي (ايراني) مي توان ديد، بدين وجه كه پيكر شيرها، يا بزهاي كوهي بر بدنه ي جام نقر شده و سرهاي (مشترك) آنها كاملا برجسته است. قديميترين نمونه ي اين تزيين، جامي از قير (bitume) است كه در شوش به دست آمده و چنان كه در تصوير ميتوان ديد، غالبا در زاويه ي سرستون ها نقر مي شود ولي گاه در نعل درگاه و يا بر سينه ي سنتوري يا بر سر در نيز به عنوان مثال در كليساي سن ژيل دوبووه (Saint-Gilles de Beauvais) حجاري شده است (قرن هفتم ميلادي(.

١٠و١١و١٢ _ پهلوي هم قرار دادن دو موجود به نحوي كه سر يكي با ته ديگري مصادف مي شود (تصوير ١٠)، به گونه اي كه در ورودي شكوهمند موسوم به مدخل وراقان در كليساي جامع روآن ١٢٩٠_١٣٠٠م. حجاري شده، اقتباس از كهن مضمون ايراني است (كه شايد خود از ورزاهاي دو سر سرستون هاي تخت جمشيد، مشتق شده باشد) و هنرمندان دوران صفوي نيز در بهره برداري از آن كامياب بوده اند. در واقع چندين نمونه تصوير، مشابه تصويري كه در اينجا به چاپ ميرسانيم و در موزه ي گيمه (Guimet)         نگاهداري مي شود (تصوير ١٢) وجود دارد. بر همان مبنا و قريب به همان دوران، هنرمند نقاشي از مكتب فونتن بلو (Fontainebleau)، تابلوي كوچكي نمودار «دو سازنواز» نقاشي كرد (مجموعه ي خصوصي) كه به حسب گردش صفحه ي كوچكي (plaquette) كه دور محور خود مي گردد و در وسط تابلونصب شده (تصوير ١١) مي توان تصاوير را افقي و عمودي «خواند». تركيب دو اسب نيز در غرب بي سابقه نيست، چنان كه در حاشيه ي كتاب دعاي پترزبورگ، متعلق به اواخر قرن ١٣م.، ديده ميشود.

١٣  _ پارچه ي ابريشمين ايراني، متعلق به قرن ١٦م. شيكاگو، جزو مجموعه ي بلر (Blair).

١٤_ حضرت مريم بر تخت، اثر Carlo Crivelli، جزيي از تابلو، موزه ي واتيكان.

١٥_ كنده كاري روي چوب با نقش مايه ي گل، موزه ي تهران

ايران نقش مايه هاي نمادين يا تزييني كهن ترين تمدنها را گرفته، از صافي گذرانده و به تحليل برده و سپس در سراسر آبگير مديترانه منتشر ساخته است.

١٦ _ دوك  دوبري (de Berry)بر سفره، جزيي ازتصوير، مينياتور دستنويس

 “Tres riches heures de duc de Berry”,قلم پير ليمبورگي (Pierre de Limbourg)، شانتييي (Chantilly)، موزه ي كنده. (Conde)

١٧_ تكه اي از پارچه ي ابريشمين بافت ايران. قرن ١٦ م.، پاريس، موزه ي هنرهاي تزييني.

١٨_ بخشي از قاب بند چوبي نورگير، موزه ي تهران. ميتوان ساخت و پرداخت نقش مايه ي گل انار را (تصويرهاي ١٣،١٥،١٧و ١٨) در هنر ايران، براساس نمونه هاي بسيار كهن كه از آن در دست است پي گرفت. مناسبات ميان ونيز وشرق و رونق تجارت منسوجات، معلوم مي دارند كه چرا حضرت مريم در كريولي) , (Crivelli)تصوير ١٤) جامه اي گرانبها به تن دارد و شرقيان در تابلوهاي جنتيل بليني (Gentile Bellini) رداهاي مزين به نقش گل پوشيده اند و حتي جامه هايشان در اين تابلوها، از جامه هايي كه آدمها در نگارگري (مينياتور) ايراني، به تن كرده اند، شكوهمندتراست. زيبايي منسوجات شرق، فقط الهام بخش ونيزيان نبود، بلكه خاصه در فلورانس و نيز در فرانسه و اسپانيا به تقليد از منسوجات شرقي، پارچه هاي فاخر مي بافتند، چنان كه در مينياتور مشهور كتاب

(Tres riches heures) ،) تصوير ١٦)، نقش مايه ي جامه ها كه حتي جزيياتش به دقت نقش شده، نشان ميدهد كه منسوجات با تزيينات شرقي، در دربار دوك  دوبري از چه شهرت و مقبوليتي برخوردار بوده است. هنرمند نقاش در پرداخت اين اثر، يا از منسوجات اصلي الهام گرفته و يا از آرايه هاي كنده كاري نظير آذيني كه تصويرش را مي بينيد (تصوير ١٨). وانگهي صورت ريز اثاثيه ي دوك دوبري، شامل اشياء متعددي است از جمله منسوجات، ظروف فلزي يا شيشه اي «به سبك ماوراء بحار» و «به شيوه ي سارازن ها » (Sarrazian)كه بي گمان بخشي عمده از آنها، به تقليد از نمونه هاي شرقي ساخته شده بودند.

١٩_ كناره ي پارچه اي كه در قرن ١٤ ميلادي، در ساكس سفلي(Basse-Saxe) بافته شده است. موزه ي هانور . (Hanovre)

٢٠_ سر ستون كليساي سن  هيلردومل (Saint-Hilaire de Melle)در دو _ سور(Deux _Sevres)  , قرن 11 میلادی.

٢١ _جامه ي روژه (Roger)دوم كه در قرن ١٢م. در پالرم (Palerme) بافته شده است (از روي گراووري متعلق به قرن ١٨ میلادی).نقش مايه هايي چون نقش هاي جانداران شگرف و موهوم بر سرستون هاي رومي تا نقش گل هاي درخت انار و يا كنگر بر مخمل هاي بافت توسكان و ونيز در عصر رنسانس، واين آرايه ها تنها دوگونه از تزيينات بسياري است كه نخستين منشأ آنها ايران است.

٢٢ _حاشيه ي تذهيبي كتاب دعاي لويي مقدس (در حدود ١٢٦٠).

٢٣_ پارچه ي ساساني (قرن ١١ _ ١٠ ميلادي) موزه ي كلوني (Cluny) .

٢٤_ قاببند گچي تزييني (جزيي از كل اثر)، ايران، قرن ١٣ ميلادي، موزه ي سياتل (Seattle) . 

٢٥_ نقش آفريني مرغاني با گردن هاي به هم پيچيده. پارچه ي ابريشمين زربافت. پالرم، قرن ١٤ ميلادي، موزه ي تورين (Turin).

٢٦ _ هنر ايران: لوح مزين به شاخ و برگ هاي به هم بافته از ميناي سبز رنگ. اسليمي ها و نقش هاي درهم تابيده ي هنر شرقي، از بزرگ ترين منابع (شرقي) الهام بخش پيكرتراشان و تذهيب كاران (غربي) است كه گاه از پيچيده ترين الگوها تقليد كردند و گاه روگرفتي ساده شده از آنها پرداختند (تصوير ٢٢) .

اين نمونه ها نشان ميدهند كهن نقش مايه ي جانوراني با گردن هاي به هم پيچيده كه از قرن ٦ (تصوير ٢٣) تا قرن ١٣ ميلادي (تصوير ٢٦) در ايران يافت مي شود، نه تنها به كارگاه هاي مسلمين (اعراب) كه در پالرم، در خدمت روژه ي دوم بودند (تصوير ٢١) انتقال يافت، بلكه در سراسر اروپا به پيكرتراشان رومي (تصوير ٢٠) و تذهيب كاران پاريس (تصوير ٢٢) و پارچه بافان ساكسي (تصوير ١٩) و ايتاليايي (تصوير ٢٥) نيز به ميراث رسيد. 
 
 پانویس:

١_ منظور شماره ي مخصوص مجله ي ) L’oeilمورخ ژوئيه _ اوت ١٩٧١) است كه اين مقاله از همان منبع ترجمه شده است. (م)

 ٢ Carolingians _،دومين دودمان شاهان فرانسه از سال ٧٥١ تا ٩٨٧ ميلادي

 

٣_ شمال غربي ايتاليا (م)

٤ _ خصوصا اتاق نسخه برداري در صومعه (م )     

٥ _ در توسكان (م)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

------------------------

برگرفته از:

www.tavoosonline.com/Articles/ArticleDetailFa.aspx?src=101&Page=1

کلیه تصاویر از مجله L`Oeil شماره های 199_200 ، ژوئیه و اوت 1971

فصلنامه هنری طاووس،شماره 7 ،زمستان 1380