اندیشه  و نظریه اسطوره شناختی

 رولان بارت

                                                            فاطمه سیارپور

فرانسه­ی دهه­ی 1960،روزهای تسلط واوج گیری ساختارگرایی را تجربه می کرد.به گونه ای که درعلوم انسانی اعم از ادبیات، تاریخ، روان کاوی، روان شناسی و... تقریبا هیچ رشته ای یافت نمی شد که در آن مباحث ساختارگرایی به طور جدی مطرح ودنبال نشود.اگرچه لوی استروس- واضع نظریه ساختارگرایی- درنامه ای به کاترین باکه –کلمان فقط نام خود، امیل بنونیست و ژرژ دومزیل را درزمره ساختارگرایان مطرح می کند و از محسوب کردن دیگران تحت این نام را ،«وارونه کردن جهان » تعبیر می کند،اما درواقع علت قرار دادن همه آنان در یک گروه، نقطه مشترک حرکت آغازین شان است که از مفاهیم ساختاری به ویژه مفاهیم استروسی ونیز منابع استروس یعنی فروید، مارکس و دوسوسور(فکوهی:1382،311)استفاده کرده اند.

از سویی تالیفات این نظریه پردازان ونویسندگان که عمدتا آن ها را از خلال اندیشه های  فلسفی – تاریخی ( میشل فوکو، لویی آلتوسر)،  نقد ادبی (ژاک دریدا ، رولان بارت) و روان کاوی (ژاک لاکان) منتشر کردند، در یک اجماع کلی،برهم زننده سنت توسل به عقل سلیم واندیشه های متداول ومقبول عام درباره نظم طبیعی چیزهاست. (کولی :1382، 11)از این رو می توان این اندیشمندان را تحت نام پساساختارگرایان ویا حتی پست مدرنیسم نیز قرار داد.

نوشته های این اندیشمندان ،اغلب برچسب غیرقابل فهم و غیرقابل خواندن خورده است.(همان) با این همه آثار آنان شور وهیجانی فکری وحالت جسارت آمیز وماجراجویانه ای دارند که سبب شده طرفداران وخوانندگانی پیدا کنند.(همان) وهمین شور وهیجان در دوره بعدی به علت وسعت وقدرت اندیشه های جسارت آمیز ومخاطره جویانه شان ، شهرت ومحبوبیت آنان را حتی در مرزهای خارج از فرانسه واروپا رقم زد.در این میان می توان رولان بارت (1980-1915 ) را نام برد که روی سخن این نوشته با اوست.

در زمینه آثارش باید گفت ،نخستین کتابش با نام درجة صفر نوشتار ( 1953) اورا درمحافل روشنفکری  مطرح ساخت .واز آن پس با آثار متعددی که درقالب کتاب ها ومقالات منتشر کرد، دردامنه چشمگیری از علوم مختلف به عنوان نظریه پردازی قابل پرداخت مطرح شد.از آثار او می توان به اسطوره شناسی ها(1957)، امپراطوری نشانه ها (1970)،لذت متن (1973)،اتاق روشن(1980)،اسطوره امروز(1960)،نقد وحقیقت(1966)،مرگ مولف (1968)،سخن عاشق(1977) ،S/Z  (1971)،نظام مد (1965) ،رولان بارت نوشته رولان بارت(1975)،و.... اشاره کرد.

اسطوره وبارت:

بارت درتحقیقش درباره­ی اسطوره ها حرفی برای گفتن درباره اسطوره های ابتدایی ندارد (کولی:1382؛22)و کتاب «اسطوره شناسی ‌ها »( (1957)(Mythologiesاز آثار اولیه رولان بارتاست که درباره فرهنگ توده‌ای مردم فرانسه نوشته شده است. رویکرد این کتاب نقدمظاهر فرهنگی است که بارت آن ها را در  ورزش، سرگرمی‌، انواع غذاها، و... می بیند.

او روش تحلیل خود را درکتاب  (Myth Today ) «اسطوره امروز»، توضیح می دهد.اما هدف او از تحلیل آن بود که به ساختار نهایی مکانیسم های فرهنگی دست یابد، از این رو «وی در پی کشف معانی نبوده، بلمی‌خواست قاعده‌های معنایی را کشف بکند، یعنی امکاناتی که زبان برای معنا فراهممی‌کند، همانطور که زبان‌شناسی به معنای جمله کار ندارد، بل می‌خواهد ساختار صوریآن را بشناسد، ساختاری که به این معنا امکان وجود می‌دهد.»(احمدی، 1372؛216)برای درک اسطوره ومعنای آن در نزد بارت ،ناچاریم گریزی به سنت نشانه شناسی وی داشته باشیم .زیرا بدون داشتن اطلاع از آن راه به بیراهه می بریم.

1-      از نشانه شناسی تا اسطوره سازی

2-الف - مکانیسم خلق اسطوره در نزد بارت

نشانه شناسی بارت تحت تاثیر زبان شناس ونشانه شناس معروف فردیناندو سوسور است.بنابراین به سادگی می توان فهمید الگوی نشانه شناختی او دو وجهی است.

در این میان ،آن چه سوسور پافشاری می کند، دلبخواهی بودن رابطه میان دال ومدلول است که به مانند دو روی یک سکه "نشانه" را پدید می­آورند( ما به این موضوع درنظر بارت برمی گردیم).او با تاثیرپذیری از این الگو ، آن را کامل تر می کند. جان استوری(1993) از مثال سگ استفاده می کندتا الگوی نشانه شناختی بارت را توضیح دهد.(اباذری،139)

سگ در مقام دال ، سگ در مقام مدلول را موجب می شود.معنای این سخن آن است که وقتی مامی­گوییم   «سگ»، آوایی از دهان خارج کرده ایم. اما درواقع به تصویری ذهنی موجودی پشمالو با چهار دست وپا  اشاره داریم.آن صدا یا نقش دال وتصویر ذهنی مدلول نامیده می شود.بنابراین سگ در مقام دال ،سگ در مقام مدلول را موجب می شود، این امر مبین «دلالت اولیه» است.(Primary signification) که بعدا به جای آن از واژه   denotation استفاده می کند.و آن « تمايل  به توصيف مشخص ، تحت اللفظي ، صريح ، واضح و بديهي يك نشانه دارد (نرسیسیانس ؛1382:61)و دال صریح یا نشانه صریح واژه فارسی جایگزین آن است.

اما این سگ که اشاره به تصویر ذهنی سگ دارد می تواند دالی صریح  برای سگ در مقام انسان عصبی وپرخاشگر تبدیل شود.این مرحله را «دلالت ثانویه»(Secondry signification) نامیده که بعدها آن را به connotation یا توارد ذهني تغییر می­دهد. «توارد ذهني اشاره بــه تداعي و برداشت فرهنگي ، اجتماعي،شخصي ( ايدئولوژيك واحساسي ) از يك نشانه دارد .»(همان) اسطوره در همین سطح ایجاد می­شود.«بنابراین اسطوره «نظام نشانه شناسانه مرتبه دوم » است.»( اباذری،139)البته این مراتب تا بی نهایت می­تواند ادامه یابد.با ذکراین نکته که نشانه نظام نشانه شناسانه مرتبه n  تبدیل به دالی برای نظام نشانه شناسانه مرتبه n+1  می شود.

بنابراین بیش از هرچیز ، اسطوره یک گفتار (speech) می شود .،از این رو معتقداست حامل ورسانه نوعی پیام است ونوعی نظام ارتباطی است. از این رو درمی یابیم که اسطوره نمی تواند یک ابژه ،یک مفهوم یا یک ایده باشد(دقیقیان:1386؛30).اما باید توجه داشت «اسطوره هرگونه گفتاری نیست»(همان)«در یونانی واژه muthos   به معنای گفتارودرنتیجه پیام است»(اباذری ،138)با این تعریف معلوم می شود چرا وی هرچیزی را اسطوره می نامد.«زیرا همه چیزها در زمانه ما می تواند به اسطوره یعنی رساننده پیام مبدل شود.»(همان) .بنابراین از این که مظاهر فرهنگی را با روش خود به نقد بکشد، ابایی ندارد.

اما باید توجه داشت نه فقط زبان که هرچیزی می تواند نشانه باشد.زیرا « اسطوره از زبان هرسیستمی استفاده می­کند.اعم ازآن که نوشتاری باشدیا تصویری یا عرفی.»(همان) بنابراین قلمرو نشانه شناسی بارت محدود به نشانه های زبانی نیست.بلکه کوششی است برای درک نشانه ها، که نشانه های زبانی بخشی از آن است. از این رو بارت به خود اجازه می دهد تا همه چیز را اسطوره ببیند.زیرا هرچیزی که گفتار باشد، یعنی رساننده پیام می تواند اسطوره شود. این گفتار صرف نظر از ماهیت نوشتاری، تصویری ، صوتی و... درنزد وی حتما می تواند به اسطوره بدل شود. بنابراین مشاهده می کنیم که «اسطوره شناسی هم بخشی از دانش نشانه شناسی است زیرا که دانشی شکلی است وهم بخشی از ایدئولوژی.زیرا که دانشی تاریخی است.اسطوره شناسی ایده ها را – در- شکل مطالعه می کند.»(بارت:89) و« وظیفه اسطوره شناس کشف رمز وراز این جریان است.»(اباذری؛ :139)

-2 ب- تفاوت دیدگاه سوسور وبارت

درالگوی نظام نشانه شناسانه بارت، که کمی با آن چه سوسور می گوید متفاوت است،این تغییرات را می بینیم:

دال یک meaning-  form) ) است.یعنی شکل – معنا وبه همین سیاق، مدلول فقط مفهومconcept) ) است.ونشانه را دلالت((signification می نامد.«بنابراین بارت فرمول مشهور سوسوریعنی دال/مدلول/نشانه را به این فرمول تبدیل می کند: معنا-شکل/ مفهوم/دلالت.(همان:140)

این تمایز دیدگاه ناشی از آن است که بارت مفهوم تاریخ را به عرصه نشانه شناسی می کشاند.اگر این الگو را با مثال معروف بارت درمجله پاری ماچ تطبیق دهیم ، خواهیم گفت:

دال /  معنا – شکل یعنی سرباز سیاه پوستی که به پرچم فرانسه سلام نظامی می دهد.

مدلول / مفهوم یعنی     نیروی نظامی فرانسه

نشانه / دلالت یعنی شکوه وبی طرفی امپریالیسم فرانسه

دال بارت دراین جا،هم شکل است وهم معنا .برای همین هم پراست وهم تهی.«معنای این گفته آن است که سلام نظامی جوان سیاه پوست واقعیتی محسوس است ومهم تر از آن به تاریخ تعلق دارد»(همان:141) چون تاریخ مند است پس پراست ،اما زمانی که اسطوره به آن دست اندازی می کند آن را «عسرت زده وفقیر» (همان) می کند.پس خالی می شود.زندگی سرباز سیاه پوست وانهاده می شود تا جایی برای امپراطوری فرانسه بازشود.

رابطه مدلول بارت که مفهوم نامیده می شود با دال بنا به نظر سوسور دلبخواهی نیست،بلکه انگیزش منداست.یعنی مفهوم به زمینه به خصوصی دست اندازی می کند تا اسطوره ای را خلق کند.این مفهوم اسطوره ای «تاریخ کاملا جدیدی خلق می کند.»(همان:142)دراین مثال این تاریخ، تاریخ فرانسه ومخاطرات استعماری آن است.

به سیاق سوسور که نشانه ها حاصل ملازمت دال ومدلول هستند، دلالت بارت که خود اسطوره است، نیز حاصل همراهی معنا- شکل با مفهوم است.در همراهی معنا- شکل با مفهوم چیزی پنهان نمی شود، بلکه مخدوش شده وتحریف می گردد.زیرا کارکرد اسطوره مخدوش کردن وتحریف کردن است.دراین مثال جوان سیاه پوست حذف یا پنهان نمی شود، او حضور دارد .چیزی که تحریف می شود معنایی است که قبلا گفتیم پراست.سرباز سیاه پوست از تاریخ خود تحریف شده وبدل به ایما می شود:


 

 

 

1- دال صريح

مثال : اجزاء تشكيل دهنده تصوير: سرباز سياهپوست با يونيفورم ارتش فرانسه ، پرچم فرانسه و سلام نظامي سرباز .

2- مدلول صريح

مثال : معني تصوير : اداي احترام سرباز سياهپوست به پرچم فرانسه .

دستور اول نظام معنايي

 

 

 

3 - نشانه صريح

تركيبي از دال صريح ( اجزاء تشكيل دهنده تصوير ) و مدلول صريح   ( اداي احترام سرباز سياهپوست به پرچم فرانسه) .

دستور دوم نظام معنايي

Ι Ι - مدلول متوارد شده به ذهن يا ضمني

مثال : معني ملي گرايي در دهه شصت فرانسه و جمهوري پنجم .

Ι - دال متوارد شده به ذهن يا ضمني

مثال : چگونگي اداي احترام يك سرباز سياهپوست به استعمارگران خود .

 

Ι Ι Ι  -  نشانة متوارد شده به ذهن

مثال: نشانه اي از استثمار سرمايه داري، استعمارگري و ميليتاريسم .

                                               جدول از کتاب انسان ، نشانه ، فرهنگ عینا آورده شده است.

 

 

 

2-      ج- چرا وچگونه  اسطوره پردازی وچرا نقد؟

بارت در مقدمه چاپ 1970 می نویسد:«این کتاب[Myth today] چارچوب نظری دوگانه ای دارد:از یک سو، نقد ایدئولوژیک از زبان فرهنگ توده ای واز سوی دیگر تلاش اولیه برای تحلیل نشانه شناسانه سازوکار این زبان.»(همان:138) در این تعریف مشاهده می شود که او مکانیسم اسطوره را طبیعی جلوه دادن امور تاریخی می داند.و همواره از خلط طبیعت وتاریخ به دست اسطوره، به گفته خود عصبی می شود.«اسطوره از دیدگاه بارت نوعی زبان یا نظام نشانه‌هاست که اگر چهمقید به تاریخ و جامعه است ولیکن خود را عام و کلی نشان می‌دهد. بنابراین کار ویژهاسطوره تبدیل تاریخ به طبیعت است.»(بشیریه،1379) اسطوره همچون استعاره چیزی گریز ناپذیر است .(کولی؛1382:23) نقد بارت به اسطوره سازی ها از آن جا نشات می گیرد که «او هیچ شکی ندارد که می توان خود را از قید هرگونه تصنع رهاکردوبه سخن «طبیعی»بازگشت.(همان:23)

فرایند اسطوره پردازی صرفا استراتژی ایدئولوژی بورژوایی نیست.چپ نیز اسطوره های خود را دارد و ودرواقع اسطوره پردازی درهرسخنی که ارزش ها مطرح می شود،پایش به میان می آید.(همان:22و23)اگرچه اسطوره پردازی درنزد چپ وراست باهم متفاوتند.

برای­تحلیل این تفاوت دو مفهوم را تشریح می کند: زبان – ابژه (Language-object)وفرازبان(Meta language).زبان- ابژه زبان انسان های عامل مثل کارگران است. وفرازبان زبان اسطوره سازی است که البته برمبنای زبان – ابژه ساخته می شود. برهمین مبنا «بارت معتقداست انقلاب از آن جایی که عمل می کند، قادر به تولید اسطوره نیست... اما چپی ها می توانند اسطوره بسازند درست به این سبب که چپی بودن به معنای انقلاب کردن نیست.»(اباذری 145)اما «اسطوره های چپ غیرماهوی وغیرجوهری است وبه همین سبب است که اسطوره های چپ فقیروعسرت زده ومفلوک هستند وقادربه رخنه در زوایای زندگی روزمره درابعاد گسترده آن نیستند.»( اباذری: 146) استالین نمونه بارز چنین اسطوره ای است.اسطوره ای که با نسبت دادن امور غیرعقلانی وتوضیح ناپذیربه آن ، سیاست زدایی شده است . در ادامه بارت عنوان می کند« اسطوره سازی از آن جناح راست است وآن ها به شکل ماهوی قادر به دست یازیدن به این عمل هستند.... دنیای بورژوایی دنیایی اسطوره زده است .» (همان)زیرا آنان به فرازبان دست یافته اند.

اما مکانیسم اسطوره سازی دارای فنونی است که به آن ها از قول بارت اشاره می شود:مایه کوبی / محرومیت از تاریخ/ شبیه سازی/این همان گویی/ نه این ونه آن گری/ کمی کردن کیفیت/ گزارش.

2-د- نتیجه : رمزگشایی وقرائت اسطوره

دربخش  ب گفتیم دال هم شکل است وهم معنا،بنابراین سه حالت برای قرائت اسطوره خواهیم داشت:

1-      اگر دال تهی باشد ،پس مفهوم خاصی آن را باید پرکند.جوان سیاه پوست نماد امپراطوری فرانسه می شود.

2-      اگر دال پر باشد،میان شکل ومعنا تمیزباشدپس، تحریف فهمیده می شود.یعنی کاری که اسطوره شناس می کند ودلالت های اسطوره ای را رمز گشایی می کند.

3-      اگر شکل ومعنا را توام درنظر گرفت ، پس اسطوره در متن تاریخی خود قرائت می شود.این نوع قرائت از نظر بارت برعکس قرائت های پیشین قرائتی پویاست ونشانه گذر از نشانه شناسی به ایدئولوژی است.

-----------------------------------------

منابع :

اباذری، یوسف(1380)، اسطوره در زمان حاضر، ارغنون، شماره 18، پاییز

اباذری، یوسف(1380)، رولان بارت اسطوره ومطالعات فرهنگی، ارغنون، شماره 18، پاییز

احمدی، بابک(1372)، ساختار و تاویل متن، تهران، نشر مرکز

بارت، رولان(1375)، اسطوره، امروز، ترجمه شیرین دخت دقیقیان، تهران، نشر مرکز

بارت، رولان (1387) امپراطوری نشانه ها ، فکوهی، ناصر،تهران، نشرنی

بشیریه، حسین(1379)، نظریه‌های فرهنگ در قرن بیستم، تهران،موسسه فرهنگی آینده پویای تهران

فکوهی، ناصر(1381)، تاریخ اندیشه و نظریه‌های انسان‌شناسی، تهران، نشر نی

کولی ،میسن ،(1382) ،رولان بارت، خشایار دیهیمی،تهران ،نشرماهی

نرسیسیانس، امیلیا، (1382) انسان ، نشانه ، فرهنگ،... تهران، نشر افکار.

 ========================

با کوتاه شده مقدمه برگرفته از

http://www.anthropology.ir/node/4570