هنرمندان معاصر- رضا آرامش
هنرمندان معاصر
رضا آرامش

متولد 1349 اهواز
تحصیلات:
فوق لیسانس هنرهای زیبا 1376

اکشن 97 – گشتن شهروندان الجزایرهای که به تروریست بودن مظنون شدهاند، ریختن آنها در ماشین و بردنشان به سلولهای بازجویی، الجزیره 1956


اکشن 105: سرباز اسرائیلی که تفنگش را به سوی جوانی فلسطینی گرفته و از او میخواهد تا در محل بازرسی ارتش در طول ”مرز جدایی” در آستانهی اورشلیم لخت شود ، مارس 2006 (2011)، پپکرهای از چوب درخت لیمو، شیشه و روکش چوب
برای آرامش نگاره یا تصویر دنیا در آشوب و جنگ نکته کانونی کارش شده است. با دقت و وسواس به بازآفرینی جزئیاتی میپردازد که در تصاویری از جنگها و تعارضها و ناسازگاریهایی دیده میشود که در مطبوعات، تلویزیون و رسانههای آن ـ لاین دیده میشوند. معمولاً روی مردی تنها یا گروهی از مردان کانونمند میشود و میکوشد شخصیتشان را در عکسها یا پیکرههایش به نگاره کشاند.
آرامش در عکاسی رسانهای را می یابد تا با آن سیاست اجتماعی دنیای نو را با علاقههای خود در تاریخ هنر، فیلم و ادبیات پیوند دهد.
در پیکرهسازی از فنون دقیق پیکرهسازان سده هفدهم اروپا سود میجوید. دانستن این برای دریافت کارهایش مهم است، زیرا به این ترتیب گفتوگوی امروز را وارد سنتهای پیکرهسازی و گفتوشنودهای درازمدت در باب ناسازگاری و ایمان و در نتیجه امید میکند. از بیننده دعوت میکند تا بپرسد آیا قربانیان جنگهایی را که او به نگاره میکشاند میتوان قدیسان امروز پنداشت؟ و این کار را نه در رابطهای جداییآمیز میان خاور و باختر، که در چارچوب واقعیت رنج مردمی پیش میبرد.
عکسهای آرامش نمایانگر گونهای سکون است که نقاشی بیجان را تداعی میکند. نمایشنامههایش در خانهها به روی صحنه میروند، از آپارتمانهای باشکوه تا خانههای اشرافی و موزههای هنری، تا چنین برساند که ثروت و منافع مالی از بنیاد با جنگ درهم تنیده شدهاند. میگوید: "به گمان من گزارشگرهای جنگ به گونهای ارائه میشود تا شما با یک نگاه دهشت را ببینید. از این راه است که روی برخی عناصر کانونمند میشوند و گزافگویی میکنند. توجه به دهشت کشیده میشود و شما از خواندن بیشتر تصویر دست میکشید." آرامش میخواهد تمام لایههای واقعیت دیده شوند. "زندگی به صورتی که زندگی میشود چیزی است که نمایش و رسانهها در جست وجویشان برای دهشت از دست میدهند. "ابراز تراژدی غرش میشود. علاقهی من به چیزهایی است که به طور کامل کنار گذاشته میشوند؛ آن چیزهایی که دوربین به راستی نمیگیرد، و در پیرامون است."
این را به خیال درآورید: که دارید پیاده از کار به خانه میروید، در پیادهروی خیابانی بیرون از شهر و از پنجره خانهای ایواندار گروهی مرد خاورمیانهای میبینید که جوراب به سر کشیدهاند و روی مبل نشستهاند، درست در زمانی که فعالیت تروریستی، فرهنگ مردمپسند بصری را پر و لبریز کرده است ـ نامنتظره و خطرناک با همسایگی و آشنا درآمیزد ـ با پَری از فلفلِ ترس از غریبه. این نمایشنامهای است که آرامش در نمایشگاهش با نام "این را به خیال درآورید" (1381) به نمایش میگذارد. در عین حال که کارهایش سیاسی است، عنصر خندهآوری نیز در تمام آنها دیده میشود، که برای او بسیار مهم است، زیرا احساس میکند که شوخطبعی فاصلهای برای نقد فرهنگ میآفریند. انگار از آن بیشتر به صورت دستافزار سود میجوید تا راهی برای خنداندن مخاطب. راهی برای شکستن وضعیتهای ناجور و شرمآور است تا مخاطب احساس راحتی کند حتی زمانی که نباید.

این درآمیختن قراردادها و کلیشههای مربوط به جنگ که از مشخصات کار این هنرمند است بیتردید از تجربههای فردی نوجوانی خودش هم از زندگی در جنوب ایران به هنگام جنگ با عراق گرفته شده و کاوشی است برای اینکه خود او چگونه درکودریافت میشود و چنین درکودریافتی بر پایهی چه لغزشها و خردورزیهای نادرست است. با این حال این گونه پردازش به نژاد، و چیرگی قانون باخترزمین به معنای بازبینی جداییآمیز نگرش باختر به خاور نیست. قصد از آن به گفتهی خودش: نقد بلندپروازی طبقه متوسط ایرانی در مورد برداشت آرمانیشدهی فرهنگ باخترزمین و کندوکاو برداشت مردانگی در چارچوب فرهنگ اسلامی هم هست.

من باورمندم، اجرای مراسم تغییر گارد سلطنتی در میدان ترافالگار

میان چشم و شئی سایه ای می افتد (1387)
سلسلهی میان چشم و شئی سایه ای می افتد (1387)، نامی که آرامش از ویلیام بارو گرفته تلاشی است برای از حافظه پاک کردن تصاویر رسانههای پیرامون مان. میخواهد شیوهی دریافت ما را از تراژدی برهم زند و با این کار حقیقت دهشتآور و هولناک موضوع را یادآور شود. پوشش همواره حاضرِ سنگدلیها و دیوصفتیها که به زبان واژه و نگاره درآورده میشود، به همان اندازه که ما را بیحس میکند، با شناخت به نسبت خوبی که از تراژدی به دست میآوریم، گونهای بیتفاوتی هم به بار میآورد. برای رویارویی با این تأثیر مرگبار، آهنگ تصویر را آهسته میکند و با این کار ما را به آن مردمیت جوهری میکشاند که در خوانش لحظهای از دست می رود. به این ترتیب شکل تراژدی را میشکند و با این کار انگار ناگهان برهنگی، آسیب پذیری می شود، کنجکاوی تماشاگر از میان نمیرود بلکه ساده دلانه می نماید. و دوباره تراژدی مردمی مردمی می شود. به گفتهی خودش "هر کدام از ما میتواند سرکوبگر و هر یک از ما قربانی باشد.” از همین رو شخصیت سرکوبگر در این سلسله به طور کامل برداشته شده و دوربین به عمد فاصلهای را نگاه میدارد و روی صحنه مردان دستگیرشده کانونمند میشود.

راه رفتن در تاریکی نوری نویدداده شده

یکی از پیکرههای نمایشگاه ساکنین زمین 2011
امید است تلاشهای رضا آرامش در مقام هنرمندی ایرانی انگلیسی، همراه با دیگر هنرمندانی که دغدغههای او را دارند، درک گستردهتری میان باختر و خاور از راه رسانهی کارساز و تأثیرگذار هنر به وجود آورد.

اکشن 58، دنیای بدون مرز
منابع:
کاتالوگ نمایشگاهها و بازبینیهای نمایشگاههایش از جمله در مجله فریز
-----------------------------
برگرفته از:
http://www.tavoosonline.com/FutureArtist/AloneFa.aspx?src=21&Page=1
رسول معرک نژاد