هنرمندان معاصر: احمد نادعلیان
هنرمندان معاصر
احمد نادعليان

احمد نادعليان
متولد 1334، سنگسر، ایران
بدون جنبش و آوای آب، کار من معنای زیادی نخواهد داشت. رودخانه به هنر تبدیل شده، بالارفتن سطح آب در بهار و پائین آمدن آن در پائیز، معنا و اهمیت خود را از آیینهای تاییدکنندهی زندگی میگیرد که بخشی از فلسفهی عرفان باستانی ایرانی است.
از دید رابرت مورگان "کارهای نادعلیان مانند شارژی سیناپسی میان هنر دوران پارینهسنگی غارنشینی و ایران باستان است. او با خاک و زمین کار میکند، بیشتر در شنها و در میان سنگهای سواحل رودخانهها، تالابها و نهرها... گفتهی ایو کلاین را که "هنر جایی در میان دنیای باستان و آینده است" میتوان در بارهی نادعلیان هم به کار برد، با این تفاوت که شکلهای او به صورت تمثالهای فرهنگهای پیش از پیدایش زبان است که چیزی در بارهی لحظهی کنونی ما را از نو میگویند. نام یکی از کارهای او "رودخانه هنوز ماهی دارد" به این معناست که بر خلاف دوران پارینهسنگی، خطر آلودگی رودخانههای دینا را به شیوهای دارد تغییر میدهد که تمام گونههای روی زمین را به خطر میاندازد. میتوان گفت که کارگاههای واقعی نادعلیان رودخانههای دنیاست... کارهای او، دستکم در چارچوب تعاریف باخترزمینی، درآمیختن خاک و زمین با روندهای هنری است. با این حال، با بازگرداندن ما به دورهای که زبان هنوز چیزی بیش از نشانهها نبود، دورهای که هیچ یادوراه یا هنری همگانی در میدانهای شهر دیده نمیشد، در چارچوب و زمینهی پستمدرنیسم هم جای میگیرد. در آن دوران تنها زمین بود که روی آن گام برمیداشتیم و خرسندی از اینکه میدانستیم هر روز چه کار باید کرد.
بخشی از هنر نادعلیان به خاک سپاردن آفریدههایش در سوراخهایی در سراسر دنیاست. کسانی که او را در حین این کار میبینند، ممکن است دوست داشته باشند که این "گنج" را به امید اینکه طلا یا جواهری در آن بیابند از خاک بیرون کشند. اما در ته هر یک از این سوراخها صرفاً سنگی با نقش نگارهای بر آن مییابند. این سنگها همان گنجاند، هر چند این چیزی است که مردمان اغلب درنمییابند. چرا که این سنگهای نقشدار نمایانگر انگارهها و نیکخواهیهای او برای کل زمین است. او به این ترتیب میخواهد، روح نهرها و رودخانهها در ایران و کل دنیا پراکنده کند و این گنجها را با نسلهای آینده سهیم شود. در دههی گذشته نادعلیان به شهرها و مناطق دورافتادهای از دنیا سفر کرده تا با کودکان و مردمان بومی کار کند و به کمک آنها گنجهای بیافریند که سپس به درون رودخانهها پرتاب میشوند و یا در دل خاک گذاشته میشوند و ازاین راه این پیام را به مردمان امروز میدهد که "خطرات فاجعههای محیطی و بحرانهای سیاسی را نادیده نگیرند،" و در صورتی که مخاطبی در آینده وجود داشته باشد، این کار داستان زندگی و مردمیت را به گوش آنها میرساند.
جهانشمول بودن نگارههای سنگی نادعلیان و پیوندهایشان با میراث ایرانی او بخشی از توسل اوست. آنها به عنوان نگارههایی طبیعی با ریشههای ژرف تاریخی هم شناختنیاند و هم معماآمیز. برای نادعلیان "راه رفتن کنار رودخانه و سنگهای نقشخورده و تن به آب سپرده نه تنها یک اجر (پرفورمنس) که شکلی از پرستش و مناجات است. چرا که برای او هنر نعمت است و پیوندی با زمان و مکان.
محیطهای آلوده نتیجهی عواطف، اندیشهها و نگرشهای آلوده است، دنیای پاک به از آن موجودی پاک است. آلودگی طبیعت از آلودگی جان مردمی سرچشمه میگیرد. ممکن است درست نباشد که خیال کنیم میتوانیم محیط مان را نجات دهیم، باید دریابیم که ما بخشی از محیط خود هستیم. تنها چیزی که به آن نیاز داریم این است که یاد بگیریم از آلوده کردن بیشتر آن دست کشیم. این آگاهی بیش از هر چیز دیگری به ما در مقام مردم کمک خواهد کرد.
هنر محیطی میتواند نقش مهمی در این میان بازی کند. هنر این توانایی را دارد که بحران به نگاره درآورد، از شرایط انتقاد و دنیای آرمانشهرانهای را توصیف کند.
---------------
برگرفته از : http://www.tavoosonline.com







رسول معرک نژاد