هنرمندان معاصر

احمد نادعليان


احمد نادعليان

متولد 1334، سنگسر، ایران

 تحصیلات:
1367 لیسانس نقاشی
1375 دکترا در نقاشی و آرانه‌های دیواری  از دانشگاه مرکزی انگلستان (UCE)

در سال 1342 در سنگسر، شهری باستانی در دامنۀ البرز در استان سمنان زاده شد و از 14 سالگی به هنر پراخت و برای تحصیل نقاشی به دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت (1367). پس از فارغ‌التحصیلی چند سالی به مطالعۀ تاریخ هنر ایران و جهان در موزه‌ها و مراکز فرهنگی فرانسه پرداخت و سرانجام در سال 1375 دکترای خود را در نقاشی و آرایه‌های دیواری از دانشگاه مرکزی انگلستان (UCE) گرفت. او از پیشگامان هنر محیطی در ایران است و آوازه‌اش در این زمینه به دیگر کشورهای جهان نیز رسیده است.
به گفتۀ جان گراند در کتابش به نام گفت‌وگو در گوناگونی: "نادعلیان مجسمه‌سازی ایرانی است که هنرش به وجود آوردن احترام برای موجودان زنده و محیط طبیعی است. برای دست یافتن به آن، گذشته از زندگی با طبیعت، زمینه‌هایی برای آفرینش هنری در محیط‌های آرام طبیعی به وجود آورده است. آب عنصری زنده است که نقش مهمی در مجسمه‌های نادعلیان بازی می‌کند و بسیاری از نمادهایی که به کار می‌برد از اسطوره‌ها و آیین‌های باستانیِ تمدنهای پیش‌اسلامی گرفته شده‌اند."

بدون جنبش و آوای آب، کار من معنای زیادی نخواهد داشت. رودخانه به هنر تبدیل شده، بالارفتن سطح آب در بهار و پائین آمدن آن در پائیز، معنا و اهمیت خود را از آیینهای تاییدکننده‌ی زندگی می‌گیرد که بخشی از فلسفه‌ی عرفان باستانی ایرانی است.

به گفته‌ی خودش: "نمادهای گوناگونی روی سنگها کنده شده‌اند ـ از همه بیشتر ماهی ـ که برای هنرمند نشانه‌های جان مردمی است که تشنه‌ی تجربۀ زندگی است، اما از این گذشته، اندامهای مردمی، نشانه‌های دستان و پاها و نگاره‌های پرندگان، بزها، مارها و خرچنگ‌ها را هم می‌توان بر آنها یافت. در حالی‌که برخی از این نقشها در مقیاسی بزرگ‌اند، بقیه روی قلوه‌سنگها نقش خورده‌اند و آنجا نشسته‌اند که از سوی رهگذران دیده و کشف شوند." و نادعلیان کشفهای این رهگذران را همکاری آنان با هنرمند تلقی می‌کند.
از دید رابرت مورگان "کارهای نادعلیان مانند شارژی سیناپسی میان هنر دوران پارینه‌سنگی غارنشینی و ایران باستان است. او با خاک و زمین کار می‌کند، بیشتر در شنها و در میان سنگهای سواحل رودخانه‌ها، تالاب‌ها و نهرها... گفته‌ی ایو کلاین را که "هنر جایی در میان دنیای باستان و آینده است‌" می‌توان در باره‌ی نادعلیان هم به کار برد، با این تفاوت که شکلهای او به صورت تمثال‌های فرهنگ‌های پیش از پیدایش زبان است که چیزی در باره‌ی لحظه‌ی کنونی ما را از نو می‌گویند. نام یکی از کارهای او "رودخانه هنوز ماهی دارد" به این معناست که بر خلاف دوران پارینه‌سنگی، خطر آلودگی رودخانه‌های دینا را به شیوه‌ای دارد تغییر می‌دهد که تمام گونه‌های روی زمین را به خطر می‌اندازد. می‌توان گفت که کارگاههای واقعی نادعلیان رودخانه‌های دنیاست... کارهای او، دست‌کم در چارچوب تعاریف باخترزمینی، درآمیختن خاک و زمین با روندهای هنری است. با این حال، با بازگرداندن ما به دوره‌ای که زبان هنوز چیزی بیش از نشانه‌ها نبود، دوره‌ای که هیچ یادوراه یا هنری همگانی در میدانهای شهر دیده نمی‌شد، در چارچوب و زمینه‌ی پست‌مدرنیسم هم جای می‌گیرد. در آن دوران تنها زمین بود که روی آن گام برمی‌داشتیم و خرسندی از اینکه می‌دانستیم هر روز چه کار باید کرد.

بخشی از هنر نادعلیان به خاک سپاردن آفریده‌هایش در سوراخهایی در سراسر دنیاست. کسانی که او را در حین این کار می‌بینند، ممکن است دوست داشته باشند که این "گنج" را به امید اینکه طلا یا جواهری در آن بیابند از خاک بیرون کشند. اما در ته هر یک از این سوراخها صرفاً سنگی با نقش نگاره‌ای بر آن می‌یابند. این سنگها همان گنج‌اند، هر چند این چیزی است که مردمان اغلب درنمی‌یابند. چرا که این سنگهای نقش‌دار نمایانگر انگاره‌ها و نیک‌خواهی‌های او برای کل زمین است. او به این ترتیب می‌خواهد، روح نهرها و رودخانه‌ها در ایران و کل دنیا پراکنده کند و این گنجها را با نسلهای آینده سهیم شود. در دهه‌ی گذشته نادعلیان به شهرها و مناطق دورافتاده‌ای از دنیا سفر کرده تا با کودکان و مردمان بومی کار کند و به کمک آنها گنجهای بیافریند که سپس به درون رودخانه‌ها پرتاب می‌شوند و یا در دل خاک گذاشته می‌شوند و ازاین راه این پیام را به مردمان امروز می‌دهد که "خطرات فاجعه‌های محیطی و بحرانهای سیاسی را نادیده نگیرند،" و در صورتی که مخاطبی در آینده وجود داشته باشد، این کار داستان زندگی و مردمیت را به گوش آنها می‌رساند.

"من به آینده می‌اندیشم. بسیاری از کنده‌کاری‌های خود را در محیط طبیعی خود به عمد به خاک می‌سپارم. این خاک‌شده‌ها رازهایی است که با زمین در میان می‌گذارم، نمایشگاهی برای نسلهای بعد. آنها از ارزش زمین و خاک، مهد مردمیت و تمدنهایش سخن خواهند گفت. 
جهان‌شمول بودن نگاره‌های سنگی نادعلیان و پیوندهایشان با میراث ایرانی او بخشی از توسل اوست. آنها به عنوان نگاره‌هایی طبیعی با ریشه‌های ژرف تاریخی هم شناختنی‌اند و هم معماآمیز. برای نادعلیان "راه رفتن کنار رودخانه و سنگهای نقش‌خورده و تن به آب سپرده‌ نه تنها یک اجر (پرفورمنس) که شکلی از پرستش و مناجات است. چرا که برای او هنر نعمت است و پیوندی با زمان و مکان.
"در گذشته آیین‌ها و باورها از ما می‌خواستند تا عناصری همچون آب و خاک را پاک نگاه داریم، آلوده کردن آنها گناه بود. امروزه زادگان آن جوامع باستانی نه آنها باورهای الهی را نگاه داشته‌اند و نه برای نبرد با بحرانهای اکولوژیکی شناخت و دانش لازم را دارند.

محیطهای آلوده نتیجه‌ی عواطف، اندیشه‌ها و نگرشهای آلوده است، دنیای پاک به از آن موجودی پاک است. آلودگی طبیعت از آلودگی جان مردمی سرچشمه می‌گیرد. ممکن است درست نباشد که خیال کنیم می‌توانیم محیط مان را نجات دهیم، باید دریابیم که ما بخشی از محیط خود هستیم. تنها چیزی که به آن نیاز داریم این است که یاد بگیریم از آلوده کردن بیشتر آن دست کشیم. این آگاهی بیش از هر چیز دیگری به ما در مقام مردم کمک خواهد کرد.

بحرانهای محیطی و نیاز به بازگرداندن محیط ناب به زندگی، شکل تازه‌ای از هنر را می‌طلبد.
هنر محیطی می‌تواند نقش مهمی در این میان بازی کند. هنر این توانایی را دارد که بحران به نگاره درآورد، از شرایط انتقاد و دنیای آرمان‌شهرانه‌ای را توصیف کند.
---------------
منابع:
 -----------------
برگرفته از : http://www.tavoosonline.com














برای دیدن آثار بیشتری از این هنرمند به لینک زیر نگاه کنید: