تخیل‌شناسی تطبیقی جهان پس از مرگ در دوره باستان

بهمن نامور مطلق

 

مقدمه:

جهان پس از مرگ جهانی بس معماگونه نزد انسان است و وی همواره در طول تاریخ کوشیده است به آن جهان سرک کشیده و از آن آگاهی یابد. اما با توجه به اینکه این جهان از دسترس مادی انسان‌ها خارج بوده است، آگاهی انسان‌ها از این جهان به توضیحات و توصیفات پیامبران، شاعران و عارفان محدود می‌شود.

 در این نوشتار تلاش می‌شود به توصیفاتی که شاعران از جهان پس از مرگ ارائه کرده‌اند، پرداخته شود. اما کدام شاعر است که درباره مرگ و پس از مرگ سخنی نگفته باشد و مستقیم یا غیرمستقیم یا با روش‌های حضور و غیاب این جهان را توصیف و احساس خویش را در این زمینه بیان نکرده باشد؟ به همین دلیل، این نوشتار از سه جهت موضوع خود را خاص و محدود می‌کند؛ نخست از نظر گونه‌شناسانه به سفرنامه‌ها بسنده می‌کند و این خود محدودیت فراوانی در پی دارد. به عبارت دیگر، هر نوشتاری که درباره مرگ سخن می‌گوید، مورد نظر ما نیست، بلکه فقط آنهایی که جنبه سفرنامه‌ای دارند، مورد توجه قرار خواهند گرفت. اگر از دیگر روایت‌ها نیز بهره برده شود، به عنوان کانون پیکره مطالعاتی نخواهند بود. بنابراین، فقط روایت‌هایی که شکل سفرنامه‌ای به خود می‌گیرند و این کنجکاوی و سرک‌کشی را در قالب سفرنامه بیان می‌کنند، موضوع این نوشتار خواهند بود. البته چنان‌که ملاحظه خواهد شد، به دلایل فراوانی از میان این سفرنامه‌ها نیز به چند سفرنامه خاص بسنده می‌گردد.

 دوم از نظر تمدنی این نوشتار به دو تمدن ایران و یونان اکتفا می‌کند. روایت‌های سفرنامه‌ای درباره مرگ در دیگر تمدن‌ها و فرهنگ‌ها همچون مصر، میان‌رودان، چین، هند و… نیز یافت می‌شود. به طور کلی بحث درباره معمای جهان پس از مرگ و طرح آن در قالب سفرنامه‌های گوناگون روحانی یا جسمانی یا هر دو با هم از پدیده‌های تقریباً مشترک تمام فرهنگ‌ها و تمدن‌ها به شمار می‌آید. اما در این نوشتار بررسی این موضوع در همه تمدن‌ها غیرممکن است. بنابراین، جغرافیای فرهنگی و تمدنی این مطالعه به دو تمدن یاد شده (تمدن‌های ایران و یونان) محدود گردیده است.

 سوم از نظر زمانی نیز این نوشتار خود را محدود کرده است. به بیان دقیق‌تر، فقط به زمان خاص این سفرنامه‌های جهان پس از مرگ در این دو تمدن باستانی پرداخته می‌شود. به همین دلیل، در مورد تمدن ایرانی به باورهای پیش از اسلام و در مورد تمدن یونانی به باورهای پیش از مسیحیت بسنده و پرداخته می‌شود. بسیاری از روایت‌ها متعلق به دوران پسین هستند و می‌توان گفت که این نوع سفرنامه‌ها همواره در طول تاریخ جریان داشته‌اند و امروز نیز یکی از گونه‌های رایج در هنر و ادبیات محسوب می‌گردند. نگاهی هر چند گذرا به موضوعات رمان‌ها و فیلم‌های دهه اخیر بیانگر بسامد بالای این موضوع در ادبیات و هنر معاصر است. اما چنان‌که گفته شد، این نوشتار به دلایلی چند خود را به دوره باستان محدود می‌کند.

 با توجه به توضیحات فوق، اکنون مناسب است پیکره‌های اصلی مطالعاتی معرفی شوند. در این خصوص روایت‌های ارداویرافنامه، کتیبه‌های کرتیر، روان‌گرشاسب و گشتاسبنامه (از سوی تمدن ایرانی) و روایت‌های اورفه، اولیس، هرکول، جیزون، تزه، اِنه و حتی اِر‌ (از سوی تمدن یونانی) پیکره‌های اصلی این نوشتار خواهند بود. البته چنان‌که گفته شد، یعنی به دلیل محدودیت‌های کمی‌یک مقاله، و همچنین با توجه به هدف غایی این نوشتار پیکره‌های اصلی، کتیبه کرتیر از تمدن ایرانی و ادیسه هومر از تمدن یونانی خواهد بود.

 درباره روش‌شناسی نیز باید افزود که در اینجا از روش اسطوره‌سنجی تطبیقی استفاده خواهد شد. اسطوره‌سنجی از روش‌های مطالعه اسطوره‌ای است که بر متن ادبی تأکید دارد و متعلق به پارادایم ساختارگراییاست. به بیان دیگر، برخلاف برخی دیگر از روش‌ها که بر بافت اجتماعی، تاریخی و فرهنگی تأکید دارند، در اینجا به دلیل هدفی که تعقیب می‌شود، محدود به متن‌ها شده است. این روش در دهه هفتاد توسط ژیلبر دوران، انسان‌شناس بزرگ فرانسوی ارائه گردید و شخصیت‌های بسیاری همچون پیر برونل آن را توسعه و گسترش دادند.

 نکته دیگری که درباره این روش باید گفت، این است که در اینجا بیش از اینکه به مطالعه و تحلیل تک تک روایت‌ها به طور تفصیلی پرداخته شود، بر تحلیل ترکیبی آنها تأکید می‌شود. به بیان دیگر، روش تحقیق به ترکیب توجه بیشتری دارد تا به تجزیه روایت‌ها. درواقع، امکان بررسی مفصل و کامل این روایت‌ها برای چنین نوشتاری ممکن و میسر نیست، به ویژه اینکه هدف تحقیق بیشتر بررسی گونه‌شناسانه و تطبیقی دو تمدن است، نه روایت‌های گوناگونِ یک تمدن.

 این نوشتار نخست به روایت‌های ایرانی به ویژه کتیبه کرتیر درباره سفر به جهان مردگان می‌پردازد. پس از آن به روایت‌های یونانی در این زمینه اشاره می‌کند.سرانجام در یک مطالعه تطبیقی تفاوت‌ها و شباهت‌های روایت‌های ایرانی و یونانی را بررسی خواهد کرد.

سفرنامه‌های ایرانی

در میان توصیفاتی که از جهان پس از مرگ در روایت‌های ایرانی آن ‌هم به صورت سفرنامه به‌ دست ما رسیده، ارداویرافنامه از اهمیت و جایگاه بی‌نظیری برخوردار است. توصیفاتی که در این سفرنامه درباره جهان پس از مرگ ارائه شده، از نظر دقت و گستردگی موجب شده که هیچ تحقیقی در این زمینه بی‌نیاز از آن نباشد. ضمناً ارداویرافنامه از نوشته‌هایی که در اینجا مورد بررسی قرار خواهند گرفت، چه در تمدن ایرانی چه در تمدن یونانی کامل‌تر است. اما سفرنامه‌های جهان پس از مرگ در ایران باستان به ارداویرافنامه محدود نمی‌گردد، بلکه آنچه به دست ما رسیده، بیش از این می‌باشد. البته با توجه به توصیفات، روایت‌شناسی و گونه‌شناسی سفرنامه‌هایی که به دست ما رسیده، می‌توان حدس‌زد که سفرنامه‌های بسیاری در این زمینه در ایران باستان وجود داشته است، زیرا در غیر این صورت، چنین شکل کامل یا نسبتاً کاملی بدون پیش‌متن‌ها و گذشته‌ای غنی ممکن و میسر نیست. در میان آنچه به دست ما رسیده است و به توصیف جهان پس از مرگ اشاره دارد، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

-           روایت ارداویرافنامه؛

-           سنگ نوشته کرتیر؛

-           روایت روان‌گرشاسب؛

-           گشتاسبنامه.

 در میان این چهار روایت، سه روایت آن (ارداویرافنامه، کتیبه‌ کرتیر و گشتاسبنامه) شکل سفرنامه‌ای دارند.

استاد ژاله آموزگار درباره ارداویرافنامه و ارتباط آن با کتیبه‌های کرتیر می‌گوید: «در قلمرو دنیای پس از مرگ، این کتاب آخرین نشانه‌ای است که باید آن را با داده‌های اوستا و با آنچه ما درباره همین موضوع، در دوره ساسانی، از طریق متن‌های کتیبه‌ای موبد کردیر در دست داریم، مقایسه کرد» (ژینو‌۱۳۸۲، ۱۳). کتیبه‌ها و معراج‌نامه‌های کرتیر یکی از منابع مهم برای مطالعات جهان پس از مرگ‌اند و فرصت مناسبی را برای مطالعات تطبیقی درون‌فرهنگی و بینافرهنگی فراهم می‌آورند. بنابراین، سیر و سیاحت درجهان پس از مرگ در متون ایرانی، دست کم متونی که در این نوشتار مورد بررسی قرار می‌گیرند، با مسائل و باورهای دینی در آمیخته است؛ و این سیر و سیاحت‌ها نه تنها اغلب کارکردی دینی دارند، که خود نتیجه تزکیه و پالایش اخلاقی و اعتقادی می‌باشند.

کتیبه‌های کرتیر (کردیر)

کرتیر یا کردیر یکی از شخصیت‌های سیاسی‌ـ مذهبی دوران ساسانی است. وی در سده سوم هجری می‌زیسته و هفت پادشاه سلسله ساسانی را دیده است. کرتیر که بیشتر در دوران بهرام اول و دوم دارای نفوذ بوده، با بسیاری از شخصیت‌های دوران خویش یکی انگاشته شده است. بیشترین آگاهی‌ ما از کرتیر، به چهار کتیبه یا سنگ نوشته‌ای باز می‌گردد که وی در آنها به معرفی خود پرداخته است. این چهار کتیبه عبارت‌اند از:

- کتیبه سرمشهد در جنوب کازرون؛

- کتیبه نقش رستم؛

- کتیبه نقش رجب؛

- کتیبه کعبه زرتشت.

در هریک از این چهار کتیبه، بخشی به طور مفصل به معرفی کرتیر و جایگاه و شخصیت او اختصاص یافته است. بخش دیگر این کتیبه‌ها که در این نوشتار از اهمیت بیشتری برخوردار است، به معراج کرتیر می‌پردازد. خانم دکتر آموزگار درباره این بخش نوشته است: «متن معراج در کتیبه نقش رستم و سرمشهد آمده است و خلاصه‌ای از آن در کتیبه نقش رجب ذکر شده است» (آموزگار ۱۳۸۶، ۴۹).

کرتیر خود به نوعی راوی سفرنامه خود است، چنان‌که مؤلف و راوی یکی شده‌اند. پیشینه و جایگاه راوی در این روایت بسیار مهم است، به‌گونه‌ای که وی پیش از بیان اصل روایت که همانا معراج‌نامه است، خود را ملزم می‌داند تا نزدیک به نیمی‌از کتیبه را به خود سرنوشت‌نامه اختصاص دهد. به بیان دیگر، صحت و درستی مطالب عنوان شده در روایت چنان مهم است که بارها مورد یادآوری و تکرار قرار می‌گیرد.

هدف این سفر و معراج تأکید بر باورهای دینی و همچنین تقویت این باورها و رسیدن به یقین مذهبی است. البته از آنجا که چون چنین سفری یک امتیاز بسیار ویژه محسوب می‌شده، دلالت و هدف ضمنی این کتیبه می‌تواند تأیید مجدد مؤلف باشد که لیاقت و توفیق چنین سفری را یافته است. جهان پس از مرگ در اندیشه ایرانیان باستان جهان تجسم اعمال بوده است. براساس توصیفات کتیبه‌های کرتیر و دیگر روایت‌های مرتبط، جهان پس از مرگ جهانی سیال و پویاست که شکل خود را با توجه به اعمال افراد متحول می‌کند. به عبارت روشن‌تر، اگر کسی نیک‌اندیشه، نیک‌کردار و نیک‌گفتار باشد، همین پل پهن و عریض می‌گردد و آن شخص به آسانی از آن می‌گذرد، بالعکس هنگامی‌که فردی بدکردار، بداندیشه و بدگفتار بر آن قرار گیرد، به اندازه تیغی باریک شده، چنان‌که آن شخص از آن به جهنم سقوط خواهد کرد. همچنین دین هر کس به شکلی خاص تجسم بروز می‌یابد. مثلاً برای نیکان خود را به صورت زنی زیبا نشان می‌دهد.

 

سفرنامه‌های یونانی

فرهنگ و تمدن یونان نیز به عنوان یکی از مهم‌ترین و پیشرفته‌ترین تمدن‌های باستانی نمی‌توانست به معمای پس از مرگ و دنیای مردگان پاسخی ندهد، اما هر تمدنی پاسخ خاص و برخاسته از فرهنگ و اندیشه خود را ارائه می‌کند. با توجه به اینکه فرهنگ یونان باستان بر اسطوره‌شناسی و نیز فلسفه ابتنا یافته است، هر یک از این شاخه‌ها به ویژه اسطوره‌شناسی کوشیده است تصاویری از دنیای پس از مرگ برای یونانیان ارائه نماید. شلینگ از «دردِ بی‌درمانِ پایانِ وجود» سخن می‌گوید که همانند «زهری شیرین» در تمام آثار هنری رخنه کرده است (choron 1969, 23).

 مناسب است یادآوری گردد که مرگ همچنین به صورت یک شخصیت شبه انسانی ظاهر می‌شود که گاه می‌توان آن را به تأخیر انداخت. نمونه این نوع تأخیر انداختن مرگ در اسطوره سیزیف به خوبی مشاهده می‌گردد. در این روایت آمده است که سیزیف با حیله مرگ را به بند می‌کشد و سپس زئوس برای نجات الهه مرگ، مارس را روانه سرزمین سیزیف می‌کند. نمونه دیگر داستان ادمت و الزست است که طی آن به روایتی هرکول مرگ را شکست می‌دهد.

 در اینجا به چند سفرنامه که قسمتی از آنها را سفر به دنیای مردگان شکل داده، توجه می‌شود. برخی از برجسته‌ترین و اصیل‌ترین این روایت‌ها عبارت‌اند از: سیزیف، جیزون، اورفه، هرکول، تزه، انه، اولیس، اِر و پیتاگورس. بیشتر این روایت‌ها به دو روایت بزرگ حماسی یونان یعنی ماجراجویان کشتی آرگون و جنگ تروا مرتبط می‌شوند. شخصیت‌هایی همچون جیزون، اورفه و هرکول به روایت ماجراجویان کشتی آرگون به رهبری جیزون برای یافتن و بازگرداندن پشم طلایی مربوط می‌شوند و شخصیت‌هایی همچون انه و اولیس نیز به روایت جنگ تروا تعلق دارند. چون امکان بررسی تمامی‌این روایت‌ها وجود ندارد، به روایت سفر اولیس به سرزمین مردگان بسنده می‌شود. روایت اولیس از چند جهت قابل‌توجه می‌باشد؛ نخست اینکه روایت تقریباً کاملی است که در ادیسه هومر به شکلی گسترده‌ آمده، به گونه‌ای که یکی از فصل‌ها به طور کامل به چنین سفری اختصاص یافته است. دوم اینکه بیشتر از دیگر سفرنامه‌های جهان مردگان، چنین سفرنامه‌هایی را نمایندگی می‌کند.

سرگذشت اولیس از معروف‌ترین ماجراها و سفرهایی است که تاکنون نوشته شده است. اولیس نیز همانند بسیاری از قهرمانان یونانی جنگ تروا دچار غضب گردید. وی هنگام بازگشت به سرزمین خود، ایتاک ، نزدیک به ده سال در دریاها و جزایر دوردست گم و سرگردان گردید. مهم‌ترین و جامع‌ترین روایت از سفرها و ماجراهای اولیس را می‌توان در ادیسه هومر یافت. که ویرایش‌های گوناگونی از این روایت در قرون پیش و پس از میلاد ارائه گردیده که یکی از مشهورترین آنها تلگونی اثر آگاممون سیرنه ای است. (برای مطالعه داستان به اصل مقاله در کتاب تخیل و مرگ در ادبیات و هنر رجوع شود).

هدف ظاهری سفر پرسشی است که اولیس از تیرزیاس می‌کند و می‌خواهد راه بازگشت را بداند. تأکید می‌شود که برای چنین دانستنی لازم بود اولیس به سرزمین مردگان سفر کند. بنابراین، هدف نخست دانستن مسیر بازگشت و پایان سفر و ماجراها بود. اما به نظر می‌رسد هدف دیگر و مهم‌تری نیز در این رابطه به عنوان هدف پنهان وجود دارد. گویا ورود به جهان مردگان یکی از مهم‌ترین مراحل و آزمون‌های روایت‌های قهرمانی در یونان بوده است. این موضوع را می‌توان با نگرشی بینامتنی بهتر دریافت. به عبارت دیگر، با وجود اینکه سیرسه خود جادوگری است که در برخی از مسائل پیشگویی‌های بسیار دقیقی دارد، ولی در مورد مسیر بازگشت اولیس باید نزد یک مرده برود و یکی از آزمون‌های سخت را در این مرحله بگذراند.

 همین موضوع که سیرسه مسئله ورود به جهان مردگان و پرسش از تیرزیاس را مطرح می‌کند نیز قابل تأمل است، زیرا سیرسه به عنوان یک جادوگر اعلام می‌کند که چنین سفری باید انجام شود و خود مسیر و حتی حوادث احتمالی و همچنین واکنش‌هایی را که اولیس باید داشته باشد گوشزد می‌نماید. نکته قابل توجه دیگر این است که، برای اولیس این سفر یک سفر گروهی است، گرچه در برخی مراحل به ویژه مراحل حساس پایانی اولیس خود باید به تنهایی کارهایی را انجام دهد، اما یک کشتی با تمام خدمه در این مسیر حرکت می‌کند. مسئله دیگری که به ویژه در مقایسه با سفرنامه کرتیر قابل توجه است، این است که اولیس، میلی به رفتن به جهان پس از مرگ نداشت و هنگامی‌که این خبر از سوی سیرسه به وی داده شد، بسیار غمگین گردید. در عالم پس از مرگ، اولیس با مردگان رابطه‌ای تعاملی دارد. چنان‌که با بسیاری از آنها سخن می‌گوید، پرسش و پاسخی در میان است و از یکدیگر اطلاعاتی به خصوص در مورد زندگی روی زمین کسب می‌کنند.

نگاه ترکیبی

 در این تحقیق تطبیقی تفاوت‌ها و تشابهات جهان پس از مرگ در دو تمدن باستانی مورد شناسایی قرار گرفت، اهمیت و معمای جهان پس از مرگ، تمدن‌های بزرگی همچون ایران و یونان را برآن داشته است تا بخش مهمی‌از فعالیت‌های زندگی و به ویژه فعالیت‌های تخیلی خود را به موضوع مرگ و پس از آن اختصاص دهند. بر همین اساس این تمدن‌ها و دیگر تمدن‌های بزرگ باستانی دارای گونه‌ای هنری یا دست کم زیرگونه‌ای هنری و ادبی با عنوان سفرنامه‌های جهان پس از مرگ هستند. این تحقیق ضمن تأکید بر این زیرگونه مهم در تمدن‌های باستانی، در یک بررسی تطبیقی و ترکیبی به نتایج زیر در دو تمدن ایران و یونان اشاره می‌کند:‌

-     در روایت‌های ایرانی جهان پس از مرگ جهانی است که روان آدمی‌می‌تواند بدان دست یابد، در صورتی‌که در روایت‌های یونانی این جهان در دنیای مادی قرار دارد و با جسم مادی می‌توان به آن دست یافت؛

-     در روایت‌های ایرانی ورود به جهان پس از مرگ مستلزم آیین‌های تشرف است؛ یعنی باید شرایطی خاص مهیا گردد، ولی در روایت‌های یونانی نیاز به چنین شرایطی نیست؛

-     در ادامه مطلب بالا ورود به جهان پس از مرگ نزد کرتیر یک خواست و طلب خاضعانه است و رفتن به آن جهان نیز توفیق و امتیازی است که نصیب شخصیت‌هایی ویژه می‌گردد. اما رفتن به جهان پس از مرگ نزد یونانیان اغلب غیر ارادی و گاهی علی‌رغم میل قهرمانان صورت می‌گیرد. با این حال، نزد یونانیان نیز این موضوع به صورت یک تمایز برای قهرمانان بزرگ محسوب می‌گردد؛

-     رفتن به جهان پس از مرگ در اغلب روایت‌های ایرانی برای دستیابی به یقین و اعتقاد صورت می‌گیرد. در صورتی‌که در اسطوره‌های یونانی اغلب برای شناخت یا یافتن شخصی برای زندگی مادی است؛

-     از تفاوت‌های دیگری که می‌توان یاد کرد، همانا مسیری است که این دو سفرنامه ترسیم می‌کنند. مسیر کرتیر به سوی روشنایی، درخشندگی و شرق است. در حالی‌که مسیر اولیس به سوی سرزمین تاریکی و ظلمت امتداد پیدا می‌کند. به طور کلی نور و درخشش در سفرنامه ایرانی و تاریکی و سیاهی در سفرنامه یونانی حضوری چشمگیر دارند؛

-     شخصیت‌های دو روایت نیز دارای تفاوت‌هایی جدی هستند. چنان‌که  روایت ایرانی ارجاعی به شخصی خاص ندارد، اما روایت یونانی به اشخاص و شخصیت‌های اسطوره‌ای ارجاع می‌دهد؛

-     در روایت ایرانی موضوع تجسم اعمال و کردار موضوعی اساسی است، چنان‌که جهان پس از مرگ تا حد زیادی بر اساس تجسم اندیشه‌ها، کردارها و گفتارها شکل می‌گیرد، اما تجسم اعمال در روایت یونانی به چشم نمی‌خورد. البته نتیجه اعمال وجود دارد، اما جهان چنان‌که باید دارای سیالیت و پویایی نیست.

نتیجه

تمدن‌ها و فرهنگ‌ها به ویژه آنها که مدعی یک نظام کامل فکری و فلسفی هستند، همواره کوشیده‌اند تا به معمای جهان پس از مرگ و حوادث و چگونگی آن پاسخ بگویند. دو تمدن ایران و یونان به طور جدی به این موضوع پرداخته‌اند. به دلایل گوناگونی که گفته شد از هر یک از این فرهنگ‌ها یک روایت به عنوان روایت اصلی انتخاب گردید و مورد مطالعه قرار گرفت (کتیبه‌های کرتیر از ایران و روایت اولیس از یونان).

 نتایج این تحقیق دست کم برای مؤلف دستاوردهایی بیش از انتظار اولیه داشت، زیرا به نظر می‌رسد بخش مهمی‌از روح دو فرهنگ یاد شده را می‌توان در بررسی و تحقیق درباره نگرش آنها به جهان پس از مرگ دریافت. به ویژه اینکه هر تمدنی برای پاسخگویی به این معما از شیوه و حوزه خاص خود بهره برده است. تمدن ایرانی کوشیده است تا سرک کشی به دنیای پس از مرگ را در حوزه دین مطرح کند. بر همین اساس تمام عناصر چنین سفری به نوعی متأثر از دین و مناسک دینی است. در صورتی‌که تمدن یونانی برای پاسخگویی به این خواست عمومی‌می‌کوشد تا از حوزه اسطوره‌شناسی استفاده بکند. به بیان دیگر، هر تمدنی به پرسش‌های اصلی انسان یعنی پرسش‌های فطری و درونی وی به شیوه خاص خود پاسخ می‌دهد. هر تمدنی می‌کوشد با توجه به طبیعت و سرشت خاص خویش به این پرسش‌های اساسی و بنیادین پاسخ دهد. به بیان دیگر، چگونگی پاسخ به این پرسش‌ها بیش از هر چیز بنیان خود آن فرهنگ را به نمایش می‌گذارد. تفاوت تمدن‌ها ایرانی و یونانی نیز از طریق چنین پاسخهایی معین و مشخص می‌گردد.

منابع

آموزگار، ژاله. ۱۳۸۶٫ «گزارشی ساده از سنگ نوشته‌های کردیر». فصلنامه بخارا، شماره‌های ۴-۶٫

ارداویرافنامه. (متن پهلوی). (۱۹۰۲ میلادی)، دستور کیخسرو، دستور جاماسپ‌جی جاماسپ‌آسا. با مقدمه‌ای از کتایون مزداپور. از روی چاپ بمبئی.

بهار،مهرداد.۱۳۸۷٫ پژوهشی در اساطیر ایران، تهران: انتشارات آگاه.

ژینو، فیلیپ. ۱۳۸۲٫ ارداویراف‌نامه. ترجمه و تحقیق ژاله آموزگار. تهران: انتشارات معین‌ـ انجمن ایرانشناسی فرانسه.

میرفخرایی، مهشید.۱۳۶۷٫ روایت پهلوی. متنی به زبان فارسی میانه (پهلوی ساسانی). تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

هومر. ۱۳۶۸٫ ادیسه. ترجمه سعید نفیسی. تهران: انتشارات علمی‌و فرهنگی.

choron, jacques. 1969. la mort et la pensée occidentale., paris. payot.

 

-------------------------

برگرفته از

http://www.irancomparativeartscircle.ir/